ابتذال فراگیر درد این نسل را باید درک کرد راه درمان اساسی این است که اول ما درد این نسل را بشناسیم‏‌‏ ، درد عقلی و فکری، دردی که نشانه بیداری است یعنی آن چیزی را که احساس می کند و نسل گذشته احساس نمی کرد. مولوی می گوید:‌ در گذشته درها بروی مردم بسته بود، درها که بسته بود سهل است، پنجره ها هم بسته بود، کسی از بیرون خبر نداشت، در شهر خود که بود از شهر دیگر خبر نداشت، در مملکت خود که بود از مملکت دیگر خبر نداشت، امروز این درها و پنجره ها باز شده، دنیا را می بیند که رو به پیشرفت است، علوم مختلف دنیا را می بیند، قدرتهای سیاسی و نظامی دنیا را می بیند و دموکراسی های دنیا را می بیند، برابریها را می بیند، حرکت ها را می بیند، قیام ها و انقلاب ها را می بیند، جوان است احساسش عالی است و حق هم دارد، می گوید ما چرا باید عقب مانده تر باشیم به قول شاعر:‌ سخن درست بگویم نمی توانم دید که می خورند حریفان و من نظاره کنم. دنیا این طور چهار اسبه بطرف استقلال سیاسی و اقتصادی و اجتماعی و عزت و شوکت و حرمت و آزادی می رود و ما همچنان نظاره گری خواب آلوده باشیم، یا از دور تماشا کنیم و خمیازه بکشیم؟نسل قدیم این چیزها را نمی فهمیدند و درک نمی کردند نسل جدید حق دارد بپرسد چرا ژاپن بت پرست و ایران مسلمان که در یکسال و در یک زمان بفکر افتادند که تمدن و صنعت جدید را اقتباس کنند ولی ژاپن رسید به آنجا که با خود غرب رقابت می کند و ایران دراین حد است که می بینیم؟! ما ولیلی همسفر بودیم اندر راه عشق‏‌، او به مطلبها رسید وما هنوز آواره ایم آیا نسل جدید حق دارد این سئوال را بکند یا نه؟ نسل قدیم سنگینی بار تسلط های خارجی را روی دوش خود احساس نمی کرد، ولی نسل جدید احساس می کند؟ آیا این گناه است؟ خیر گناه نیست بلکه خود این احساس یک پیام الهی است، اگر این احساس نبود معلوم میشد ما محکوم به عذاب و بدبختی هستیم، حال که این احساس پیدا شده نشانه این است که خداوند تبارک تعالی میخواهد ما را از این بدبختی نجات دهد. در قدیم سطح فکر مردم پایین تر بود، کمتر در مردم شک و تردید و سئوال پیدا می شد، حالا بیشتر پیدا میشود، طبیعی است وقتی که سطح فکر کمی بالا آمد سئوالاتی برایش طرح می شود که قبلاَ مطرح نبود. باید شک و تردیدش را رفع کرد و به سئوالات و احتیاجات فکریش پاسخ گفت. نمیشود به او گفت بر گرد به حالت عوام، بلکه این خود زمینه مناسبی است برای آشنا شدن مردم با حقایق و معارف اسلامی، با یک جاهل بی سواد که نمیشود حقیقتی را در میان گذاشت. بنابراین در هدایت و رهبری نسل قدیم که سطح فکرش پایین تر بود ما احتیاج داشتیم به یک طرز خاص بیان و تبلیغ و یکجور کتابها، اما امروز آن طرز بیان و آن نوع کتاب ها پاسخگوی سوالات ذهن نیست، باید و لازم است رفورم و اصلاح عمیقی در این قسمت ها به عمل آید، باید با منطق روز و زبان روز و افکار روز آشنا شد و از همان راه به هدایت و رهبری مردم پرداخت. نسل قدیم آنقدر سطح فکرش پایین بود که اگر یکنفر در مجلسی ضد و نقیض حرف می زد کسی متوجه نمیشد و به او اعتراض نمیکرد، اما امروزه نوجوانی که تا حدود کلاس 10 و 12 درس خوانده همین که برود پای منبر یک واعظ پنج شش تا و گاهی ده تا ایراد بنظرش میرسد، باید متوجه افکار او بود و نمیشود گفت خفه شو، فضولی نکن. از ده گفتار استاد شهید مطهری جامعه در حال گذر از سنت به مدرنیته‌ می گویند جوامع در حال گذر از سنت به مدرینته اجباراً مراحلی را در زمینه های اقتصادی، سیاسی ، فرهنگی ، اخلاقی،اجتماعی و علمی طی می کنند که با تشبیه این گذر به زایش های مکرر انتظار دردهای فراوان و زحمتهای بسیار را انتظاری دائمی و قابل پیش بینی دانسته و می دانند. و چه بسیار از این زایمان های دوران گذر،طبیعی ،و فرزندان (مولودهای ) سالم و چه بسیار از آنها غیر طبیعی و با عمل سزارین و یا مولودهای ناسالم و ناقص بوده و خواهند بود. با این دیدگاه دیگر جای تعجب از مشاهده پدیده های جدید و نو ظهور در زمینه های مختلف باقی نمی ماند. « عجب روزگاری شده ها»‌ دیگر معنای دیگری خواهند داشت و چه بسا کمتر به زبان آیند. شک در بدیهیات عقلی،اخلاقی،و عرفی تبدیل ناهنجاریهای گذشته به هنجار و بالعکس،طوفانها و زلزله های شدید اقتصادی و اجتماعی، ایجاد طبقه های جدید در اجتماع از نظر اقتصادی و فرهنگی، کاهش لطافتهای روحی و خشک شدن چشمها ناشی از سنگ شدن دلها و …همه مظاهر این زایش های دوران گذار از سنت به مدرنیته هستند. قطعاً نمی توان این حرکت به سمت مدرنیته را سقوط نامید. جهت صحیح است مشکل تعداد زیاد مولودهای نارس است. اگر جوامع پیشرفته و توسعه یافته طی دوران مشخص بارداری و سیر منظم مراحل تغییر، از سنتها به دوران مدرن وارد گردیدند جوامعی مانند جامعه ما زایمان را تقلید می کنند و نطفه ها درست منعقد نمی گردند و شتابی ناشی از مشاهده زیبایی ها و زرق و برقهای ظاهری جوامع پیشرفته باعث زایمان های زودرس و مصنوعی می گردد. در اینجا قطعاَ توجه داریم که جوامعی که امروز بنام جوامع توسعه یافته شناخته می شوند در زمینه های دینی و اخلاقی بسیار کژ رفته اند و آنچه که برآیند فشارهای دوران گذارشان در این زمینه ها برایشان آورد، کم ارزشی دین و اخلاق و ارزشمندی منافع فردی و مادی بود که پس از سالها این مولود ناقص تمامی دستاوردهای مثبت آنها را تحت الشعاع خود قرار داده و مورد تهدید جدی قرار داده است. در عالم معنا چنانچه جوامعی همچون ما، ارزش گوهرهایی را که داریم دریابیم و به آنها افتخار کنیم و دوباره و چند باره به طور عمیق و دقیق در آنها و با تکیه بر آنها بدنبال راه صحیح بگردیم و از تجربیات مثبت دیگر جوامع با چشم باز استفاده کنیم و از انواع خود باختگی ها رهایی یابیم بسیار پیشرفته تر و توسعه یافته تر از جوامعی به این نام هستیم. روسپی گری و فاحشگی و زنان و دختران خیابانی در جامعه ما ضمن آنکه مشابهت هایی با دیگر جوامع دارند با توجه به خصوصیات ویژه ایرانی، اسلامی، انقلابی جامعه مان باید مورد بررسی قرار گیرند. انحرافات زیر پوستی در جامعه‌ خیلی ها شاید نماز نخوانند و یا روزه نگیرند خمس و زکات را اگر برایشان واجب است ندهند. مشمول حج واجب باشند و نروند و …و در عین حال مسلمان باشند، یعنی وقتی دینشان را سئوال کنی می گویند که مسلمانند، حتی شاید عزاداری مفصلی هم برای امام حسین(ع) می گیرند و به زیارت امامان و امامزاده ها هم زیاد می روند و …. آیا اما می توانیم وجود چنین جریانی را در اجتماع تحت عنوان جریان فساد تلقی نمائیم و روی آن بحث کنیم و از حکومت اسلامی انتظار برخورد قانونی با آنها را داشته باشیم؟ جواب شما در این رابطه اکثراً جواب منفی است. زیرا خواهید گفت که افراد در انجام اعمال عبادی خود آزادند و ما نمی توانیم از نیتهایشان جستجو کنیم، و هر کس مسائل مربوط به خود و خدایش را باید در پیشگاه خداوند متعال پاسخگو باشد. اگر چنانچه نوعی تظاهر به مثلاً روزه خواری و یا بنمایدکه تأثیر اجتماعی اش کوچک شمردن و توهین به احکام الهی باشد آن زمان باید با وی توسط حکومت و مردم برخورد صورت گیرد، در غیر این صورت او را به عنوان مسلمان در جامعه می پذیریم، و حتی شاید جایگاهی اجتماعی به عنوان یک مسلمان دو آتشه هم بیابد. این مقدمه برای این بود که توجه نمائیم آیا ارتباطات جنسی هم جزء اعمالی است که چنانچه مخل و مضر به دید عمومی جامعه نسبت به اخلاقیات و شئونات اسلامی نگردد، افراد در انجام شرعی و یا غیر شرعی آن ارتباطات آزادند و جستجو نسبت به نوع ارتباطات لزومی ندارد، و چنانچه زن و مرد یا دختر و پسری با رضایت ارتباط جنسی برقرار کردند، کافی است که آن را صحیح بدانیم و تصور نمائیم که حتماَ مسائل شرعی اش را رعایت کرده ا ند، و در غیر این صورت خودشان باید در پیشگاه الهی پاسخگو باشند. آیا در اینجا هم این استدلال و تصور صحیح و کافی است ؟(دقت کنید) فرق عقد وازدواج و ارتباط جنسی شرعی با ارتباط جنسی حرام (زنا)‌در چیست؟ غیر از ا ین است که انجام اعمال جنسی در هر دو یکی است ولی نیتها و قراردادها و تعهدات و شرایط و کلمات بکار برده شده متفاوت است؟ پس آنچه که ماهیت این دو نوع ارتباط را در عین ظاهر تقریباَ مشابه شان تغییرمی دهد اول نیتها و دوم قرار دادها و تعهدات و عوارض آن نیتها و قرار دادها و تعهدات است؟ به عنوان مثال دیگر در این رابطه فرق قرض الحسنه و ربا در چیست؟ غیر از نیتها و قراردادها، در هر دو وجهی بین طرفین رد و بدل می گردد، فشار روانی حرمت ربا و حتی جا افتادن ربا خواری به عنوان بدتر از زنا با محارم در خانه خدا، بتدریج ما را به جایی رسانده، است که کمتر کسی پیدا میشود بگوید مستقیماَ ربا می دهم، بلکه انواع و اقسام فروش اقساطی و عناوین دیگری که ابداع کرده اند همان محتوای رباخواری را دارد، ولی ظاهری شرعی و اسلامی به آن داده اند. 2)‌ با مثالهای مذکور در قسمت 1 بخشی از انحرافات زیر پوستی در جامعه و اثرات آن را عرض می نمائیم:‌ همانطوریکه اثر اعمال به نیات عمل کنندگان بر می گردد و این ا صل مسلم و قطعی است که تجربه و وجدان آن را تأیید می نماید و از بدیهیات فقه اسلامی ماست، اگر ممالک اسلامی عقب مانده اند و اکسیر اعمال و اخلاقیات و عقاید اسلامی مس آنها را زر نمی کند، دقیقاً در همین جا مشکل دارند، که اکثراً به ظاهری اسلامی بسنده کرده اند، و از باطن اعمال که نیات است غافلند ، و قطعاَ چنین اعمال ظاهری کمترین تأثیر را خواهند داشت، و حتی چه بسا دلخوشیهایی را در جوامعی این چنینی ایجاد نمایند، که این کافی است، و از مغز دین غافل شوند، ‌و شاید نهضت های عمیق و واقعی اسلامی از میان مردمی بپا گردد که تحت عنوان جامعه اسلامی شناخته نمی شوند!! ما بیشتر وارد مثالهایی که زده شده نمی شویم و به مطلب خودمان بر می گردیم که چطور شد رباخواری و نزولخواری علنی و صریح کاهش یافت و جای خود را به فروش اقساطی کالا و یا پوشش های دیگر دارد؟ چرا این ارتباطات مالی بین نزولخوار و نزولگیر که رابطه ای بین خودشان بود تبدیل به رابطه ای با پوشش اسلامی شد و طرفین به انجام یک سری قرار دادها و تعهدات و ….راضی شدند غیر از فشار روانی و حرمت نزولخواری و جا افتادن نزولخوار به عنوان دشمن خدا و زناکار با محارم در خانه خدا چیز دیگری نبود . این فشار روانی شاید نیتها را عوض نکرد ولی آنها را مجبور به انجام اعمال ظاهراً شرعی کرد. چرا این اتفاق در عرصه ارتباطات جنسی نمی افتد؟ شاید به این دلیل است که این نوع ارتباطات تحت عنوان دوست پسر و دوست دختر مد است وجا افتاده است اگر این ارتباطات تحت عنوان زنا جا بیفتد( که می دانیم زنا انواع مختلفی دارد زنای چشم تا زنای دست و …) قطعاً فشار روانی آن بتدریج افراد مذکور را مجبور به انجام ظاهری شرعی این ارتباطات می نماید و اینجاست که شاید بحث ازدواج موقت و تن دادن به قرار دادهای آن پذیرش یابد و جا بیفتد، هر چند که نیتها همان نیتهای اولی باشد. 3)‌ در همه حال انجام ظاهری اعمال شرعی بدون توجه به نیتها قطعاً کم اثر است و نیت سازی کار هیچ کس نیست جز عشق، عشق چنانچه در دل فرد یا ملتی ایجاد شد نیت را می سازد و تمامی قوای فرد و جامعه را در جهت آن نیت و عشق بسیج می کند. اگر معشوق خدا باشد همه یکپارچه و یکرنگ به سوی او می شتابند و اگر معشوق ها خانه ها و ماشین ها و شهوت های رنگارنگ دیگر باشند همه به هم فشار می آورند، و یکدیگر را زیر پا له می کنند تا هر چه بیشتر بخورند و بیاشامند و لذت ببرند. 4) نفس و شیطان و هوس، در بعد اجتماعی اش در جوامعی که رعایت برخی ظواهر، چه از نظر حکومت و چه افراد آن جامعه ضروری باشد، هوشیارانه عمل می کند نوعی حرکت هوشیارانه و زیر پوستی اتفاق می افتد، که به عنوان مثال میتوان فردی را در نظر گرفت، که ظاهراً سالم است ولی میکروبی و یا ویروسی درونش لانه کرده و شدیداً فعالیت می نماید و دملها و تاولها و آب افتادگی های رو به گسترش در زیر پوست فرد مشاهده میشود .ولی این میکروب یا ویروس بقدری هوشیاری به خرج می دهد که تاولها و دملها نترکند و ظاهر فرد را خراب نکنند که بفهمد بیماری دارد و بیماری اش چرکین و عمیق است و متناسب با پیام هایی که از درون فرد می گیرد جا عوض می کند و تغییر شکل و حالت می دهد ولی در اصل روز به روز و لحظه به لحظه محیط کار و فعالیت خود را گسترش می دهد، و تا فرد را کاملاً زیر پوشش در نیاورد و نقاط مرکزی و کلیدی او را تسخیر ننماید خودنمایی نمی کند و منتظر می ماند. ما در جامعه مان پس از بیست و اندی سال که از انقلاب اسلامی می گذرد دچار چنین حالتی هستیم. نوعی نفاق عمیق و پیچیده مشاهده می گردد. تمامی اعمال ضد شرع و اخلاق اتفاق می افتد چنان خود را با ظواهر اسلامی عجین کرده اند که قانون دستش در برخورد بسته است، ولی قاضی می فهمد که این جریان خلاف است و مردم باطن آن را درک می کنند ولی زبان ها به دلیل آن ظاهراً بسته است. اگر خداوند فرموده که نماز انسان را از فحشاء و منکر باز می دارد و ما شاهد فحشاء روز افزون هستیم پس نمازمان نیست. اگر خداوند متعال فرموده که روزه تقوا را تقویت می نماید و ما اینهمه بی تقوایی می بینیم پس روزه هایمان روزه نیست. اگر خدا حج را دارای فؤاید عظیم اتحادی بین ملل مسلمان فرموده و تأثیرات عمیق فردی، و ما آنها را نمی بینیم حجمان حج نیست. (لطیفه :‌خیلی ها پول درصدی می گیرند برای عقب نماندن از غافله مد،سوریه و کربلا و حج می روند تا سرکوچه پلاکارد برایشان نصب شود.) اعتیاد ایدز و هپاتیت در زندان اعتیاد، سالها تنها به عنوان یک « جرم»‌شناخته میشد و فرد معتاد را صرفاَ یک « مجرم»‌ می شناختند. تحقیقات جامعی که به ویژه در دانشگاه «یل»‌انجام گرفت بروز تغییرات شیمیایی و حتی،فیزیکی در بافت مغز افراد معتاد را به اثبات رساند و کارشناسان، امروزه اعتیاد را یک بیماری مزمن و عود کننده می شناسند که به صورت حمله های متناوب «احساس نیاز»‌و «مصرف»‌ ماده مخدر تظاهر می یابد. متاسفانه به نظر می رسد که در برخورد با معضلات و مشکلاتی که اهمیتی به مراتب کمتر از اعتیاد دارند منطقی تر برخورد میشود. عذر یک فرد سیگاری که با قیافه حق به جانب ادعا می کند که « مجبور است»‌ سیگار بکشد‎‌‎‌ به راحتی پذیرفته میشود و خیلی مؤدبانه از او می خواهند که در محل مجزایی به استعمال دخانیات مشغول شود. این در حالتی است که نگاه صرفاَ مجرمانه به شخص معتاد، از او تنها و تنها انتظار«ترک‌»‌و آن هم «خیلی فوری»‌دارد. دکتر آلن لشنر «‌Leshner Alan » دبیر انستیتو ملی مبارزه با مواد مخدر معتقد است که هیچ نیازی در انسان، قوی تر و شدیدتر از احساس نیاز یک معتاد به مصرف مواد مخدر نیست. اعتیاد در ایران کشور اسلامی ایران به علت قرار داشتن در شاهراه ترانزیت مواد مخدر و نیز جایگاه نسبتاً موجه مصرف تریاک در فرهنگ ایرانی، همواره با خطر و عوارض اجتماعی اعتیاد روبرو بوده است. تخمین زده میشود که حدود 2 میلیون نفر معادل 3 درصد از کل جمعیت ایران به نوعی از مواد مخدر استفاده می کنند. پس از پیروزی انقلاب اسلامی به ویژه در یک دهه اخیر اقدامات بسیار جدی و مؤثری در مقابله با گروههای قاچاق و توزیع مواد مخدر صورت گرفته است. با این حال ، افزایش شیوع اعتیاد در جمعیت زنان همه و همه حقایقی هستند که لزوم برخورد ریشه ای تر و منطقی تر با این معضل ملی را طلب می کنند. نکته مهمی که در این حال قصد پرداختن به آن را داریم: پرداختن به مشکلات بهداشتی و بیماریهای عفونی خطرناک است که یک فرد معتاد را در جامعه و محیط زندان تهدید می کنند و با توجه به ارتباط این افراد با کل جامعه، آنها را به منابع خطرناکی برای انتشار بیماریهای عفونی خطرناکی چون ایدز و هپاتیت تبدیل می سازند. ایـدز از زمانی که نخستین مورد بیماری ایدز در سال 1981 در کشور آمریکا گزارش شد تا کنون بالغ بر 3 میلیون مورد ثابت شده بیماری ایدز از 208 کشور جهانی به سازمان جهانی بهداشت ( Who )‌ گزارش شده است و به گزارش همین سازمان‏، امروزه حدود 1/36 میلیون نفر انسان زنده آلوده به ویروس ایدز در جهان زندگی می کنند. آمار رسمی منتشر شده در انتهای سال 1380، تعداد مبتلایان به عفونت ویروس ایدز در ایران را 3109 نفر عنوان می کند،‌در حالیکه کارشناسان و متخصصین امر، این رقم را به حدود 25 هزار نفر تخمین می زنند. بر اساس آمارهای جهانی‏، حدود 80 درصد از عفونتهای ویروس ایدز از راه تماس و رابطه جنسی، 12 درصد از طریق اعتیاد تزریقی و استفاده از سرنگهای آلوده و مشترک و 4 درصد از طریق انتقال فرآورده های خونی آلوده منتقل می شوند. این در حالی است که متخصصین و کارشناسان معتقدند که الگوی انتقال ویروس ایدز در کشور ما متفاوت است و برآورد می شود که 31 درصد از موارد ابتلا در ایران از طریق اعتیاد تزریقی ، 25 درصد از راه انتقال خون و فرآورده های خونی آلوده و 11 درصد متفرقه انتقال می یباند. به این ترتیب در می یابیم که افراد معتاد و به ویژه،‌ معتادان تزریقی به طرز فاحشی بیشتر از افراد عادی جامعه در معرض خطر آلودگی با ویروس ایدز (HIV )‌ قرار دارند. هپاتیت هپاتیت به معنی التهاب کبد است و 5 نوع ویروس هپاتیت A.B.C.D.E. شایع ترین و مهمترین علت این بیماری به شمار می روند. هپاتیتهای ویروسی شایع ترین علت بیماریهای مزمن کبدی و سرطان کبد شناخته شده اند و سازمان بهداشت جهانی سرطان و سیروز کبدی ناشی از هپاتیت B را نهمین علت مرگ و میر در تمامی دنیا معرفی کرده است. ویروسهای هپاتیت نوع C,B مهمترین و خطرناکترین نوع هپاتیتهای ویروسی را ایجاد میکنند و درست مانند ویروس ایدز، اعتیاد تزریقی و انتقال فرآورده های خونی آلوده، مهمترین راه انتقال آنها به شمار میروند و معتادان تزریقی، باز هم به عنوان و گروه پر خطری شناخته میشوند که بیش از افراد عادی جامعه در معرض آلودگی با این نوع ویروس ها قرار دارند. در خصوص بیماری هپاتیت نوع B که 2 میلیون نفر را در ایران مبتلا نموده است، 3 درصد جمعیت کشور را پوشش می دهد. زندان جرمهایی که افراد زندانی به علت انجام آنها در زندان به سر می برند اغلب همان رفتارهای پر خطری هستند که فرد را در معرض ابتلاء‌ به بیماریهای عفونی خطرناکی چون ایدز و هپاتیت قرار می دهند.( اعتیاد تزریقی، بی بند و باری جنسی،‌ خشونت و ….) از سوی دیگر، محیط زندان برای بسیاری از افراد، نخستین فرصت زندگی برای آشنایی با اعمال خلافی چون اعتیاد و بی بندوباری جنسی محسوب میشود. با وجود تمام ممنوعیتها و مراقبتها دیده می شود که رفتارهای پر خطری چون اعتیاد تزریقی، اشتراک سرنگ، خالکوبی، رابطه جنسی و ….در بین زندانیان از شیوع بالایی برخوردار است. زندانیهای معتاد در اثر پیامدهای روانی ماده مخدر و یا در ازای دریافت پول یا دارو گاهی تن به روابط جنسی نامشروع می دهند. از سوی دیگر،‌ ممنوع بودن استفاده از مواد مخدر و در دسترس نبودن وسیله مناسب تزریق گاهی افراد معتاد را مجبور می سازد که از هر راه و به هر شیوه ای متوسل شود تا ماده مخدر را به بدن خود برساند. دیده شده است که در برخی موارد 15 تا 20 نفر از یک سرنگ آلوده مشترک استفاده می کنند و استفاده از وسایل معمولی مانند مغز خودکار به یک جهت تزریق مواد مخدر چندان ناشایع نیست. بر اساس اطلاعات موثق و تأیید شده ای که از زندانها و مراکز بازپروری کشور به دست آمده است‏‌، عده بسیاری از ساکنان این مراکز بخصوص در استانهای کرمانشاه و کرمان از نظر عفونت با ویروس ایدز، ویروس هپاتیت، مثبت هستند. از سوی دیگر، زندانها، دیگر چهار دیواریهای بلند و جدا از جامعه به شمار نمی روند. خیلی از زندانیها دوره حبس کوتاه دارند و بسیاری از آنها در دوران مرخصی و یا پس از آزادی به جامعه باز می گردند و با جامعه در ارتباط هستند. در تحقیقی که در کشور آمریکا انجام گرفت دیده شد که 51 درصد از زندانیها و 12 ساعت پس از آزادی، یک رابطه جنسی داشته و 11 درصد آنها در نخستین روز آزادی به تزریق مواد مخدر روی آورده اند. یک فرد معتاد زندانی نه تنها خود در معرض آلودگی به بیماریهای خطرناکی چون ایدز و هپاتیت قرار دارد بلکه می تواند به عنوان یک ناقل عمل کرده و عوامل عفونی خطرناک را به داخل انتقال دهد. گزارش و اطلاعاتی درباره دختران فراری 82 درصد از دختران فراری نمی خواهند به خانه هایشان بر گردند. این روزها 82 درصد فرار کودکان 8 تا 17 ساله از منزل یک اپیدمی شده است. آمار دقیق دختران فراری مشخص نیست. نیروی انتظامی اعلام کرده که در سال 79، حدود دو هزار و در سال 80 ، 2300 دختر فراری دستگیر شده اند. که بیش از 700 نفر از آنها به بهزیستی تحویل داده شده اند. از 2300 نفر 80 درصد دختران فراری سابقه فرار قبلی داشته اند و 82 درصد از این افراد از برگشت به خانه خود داری می کنند. میانگین سن فحشا در ایران 16 سال است. سن فحشا در ایران پایین است و به این دلیل باید به تشکیل خانه هایی برای نگهداری دختران فراری اقدام نمود در غیر این صورت آنها ناچارند در خیابان بمانند و گرفتار ناهنجاریهای مختلف شوند 90 درصد دخترانی که از خانه فرار می کنند از خانواده هایی هستند که در حال طلاق یا نابسامانی هستند در تهران سن دختران فراری به 9 سال رسیده که نشان از وضعیت بحرانی دارد. وجود مراکز نگهداری دختران فراری باعث تشویق دختران به فرار از خانه و افزایش شمار این دختران در تهران شده است. فرار دختران از جمله آسیبهای اجتماعی است که آینده و سرنوشت فرزندان برخی خانواده ها را با تهدید جدی مواجه کرده است. براساس آمار به دست آمده از دختران فراری در شهر تهران، میانگین سن دختران فراری 15 سال است که نشان از وضعیت بحرانی آن دارد. نتایج یک پژوهش نشان میدهد آمار فرار دختران از خانه 20 برابر شده است بر اساس یک تحقیق در ایران تعداد دختران فراری در حال افزایش است به طوری که تنها در 4 ماه پایانی سال گذشته بیش از 60 هزار دختر نوجوان فراری توسط نیروی انتظامی دستگیر شده اند که آمار واقعی بیش از اینهاست در پژوهش انجام گرفته به آمار سازمان بهداشت جهانی اشاره شده است که بر اساس آن سالانه بیش از یک میلیون نوجوان 13 تا 19 ساله از خانه فرار می کنند که در این میان سهم دختران فراری بیش از پسران است در این طرح مطالعاتی سن دختران فراری در سال 1379 به 14/7 سال رسیده است این پژوهش فرار از خانه را یک معضل اجتماعی خوانده است زیرا این امر زمینه ساز جرایمی چون فحشا، اعتیاد قاچاق مواد مخدر و سرقت است. درصدی از دختران فراری به علت نداشتن سرپناه و حمایت، مورد تعرض جنسی قرار می گیرند. براساس نمونه آماری که به دست آمده سن فرار دختران در شهر تهران 15 سال است که نشان از بحرانی شدن این آسیب دارد. شکاف طبقاتی و پدیده فقر، یکی از معضلات اساسی جامعه است که عامل بسیاری از بزهکاری ها و از جمله فرار دختران در جامعه است. شمار دختران فراری سیصد هزار نفر ذکر شده است. اگر مشکل اقتصاد در جامعه حل شود و جامعه به حدی از رشد و تکامل برسد که گفتمان عدالت جنبه عملی پیدا کند و زیر بناهای اقتصادی به وجود آید، دیگر چند میلیون معتاد، هزار دختر فراری و 25 درصد طلاق و …ناامنی اجتماعی را که ناشی از فقر است نخواهیم داشت. شمار دختران فراری 12 درصد رشد داشته است. آخرین آمارها نشان میدهد که شمار دختران فراری نسبت به سال گذشته از 1200 تا 5000 نفر در تهران به 6000 هزار نفر افزایش یافته و رشدی حدود 12 درصد داشته است. تنها در 3 ماه نخست سال 65،80 دختر فراری ،2190 زن آسیب دیده تحویل مراکز بهزیستی شده اند در شش ماه نخست سال گذشته،اجساد 30 زن و دختر فراری در مناطق مختلف تهران پیدا شده است که عاملان این جنایت چهره های قربانیان خود را سوزانده اند تا قابل شناسایی نباشند. دختران فراری در مرداد و شهریور سال گذشته بین 16 و 17 سال سن داشته اند و 938 دختر توسط مأموران نیروی انتظامی دستگیر شده اند. و تنها مراکز نگهداری از دختران خیابانی تهران تعطیل شد. پس از انتشار خبر تعطیلی خانه سبز که مخصوص پسران بود ، اخیراَ خانه ریحانه که در آن عمدتاَ از دختران فراری نگهداری می شد بسته شده است. نگهداری از هر دختر ماهانه 400 هزار تومان هزینه داشته است. در تهران یک دختر هحده ساله که از دست قاچاقچیان انسان گریخته بود،جریانی از خرید و فروش دختران و قاچاق آنها به کشورهای حوزه خلیج فارس را فاش ساخت. اعضای یک باند که با جمع آوری دختر بچه های سرگردان در شهر تهران آنها را می ربودند و پس از گذشت چند سال به تجار ثروتمند کشورهای خارجی می فروختند، تحت تعقیب ماموران بسیج…..قرار گرفتند. دختر نوجوانی به نام پری که در اطراف میدان معلم محله یافت آباد دستگیر شده در بازجویی گفت: سالها قبل پس از جدایی پدر و مادرم از یکدیگر هر کدامشان به طور جداگانه زندگی مستقلی را آغاز کردند…خانه را ترک کردم و در خیابانها سرگردان شدم پس از سه روز…یک شب هنگامی که در پارک ملت از شدت گرسنگی بی حال شده بودم، یک زن میان سال به سراغم آمد و با بستن چشم هایم مرا به خانه اش برد صبح زود وقتی به هوش آمدم حدود 19 دختر نوجوان که همگی همسن خودم بودند را دیدم که روی تختهای مجزا و شیک کنار هم خوابیده بودند….در آنجا دریافتم زنی که مرا از خیابان ربوده و به خانه اش آورده تا از من نگهداری کند و زمانی که سنم به 18 سال رسید مرا به تجار ثروتمند بفروشد ماموران نتوانسته اند خانه ایی را که او چند سال در آن زندانی بوده و هم اکنون محل نگهداری دختران….نوجوان برای فروش آنها به ثروتمندان است، کشف کنند. این دختران را برای سوء استفاده به کشورهایی نظیر قطر، کویت و دبی قاچاق می کنند. زنان خیابانی بر مسائل منکراتی در کنار مدهای روزی که از آن به تعبیری مفاسد اجتماعی یاد میشود محصول یک شبه جامعه نیستند که با بسیج یک شبه نیروهای پلیس و برخورد با آن حل شده و مرتفع گردند. زنان خیابانی و دختران فراری در یک دهه گذشته ما بودند که اینک زخم آن به وضوح سرباز کرده است نیروی انتظامی چندین سال است که دختران فراری را تحت تعقیب قرار میدهد، سالهاست که دختران و پسرانی که هیچ نسبتی با یکدیگر ندارند و با هم بیرون آمده اند را باز خوا ست میکند و همگی را تحویل محاکم دادگستری می دهد، نتیجه سالها چنین برخوردی چه بوده است؟ شهریور گذشته دختری در یکی از شعب مجتمع قضایی اطفال پیش روی قاضی ایستاد که برای نهمین بار متوالی باز داشت شده بود 6 سال قبل از خانه گریخته بود و اینک 19 ساله بود با 8 بار سوء‌ پیشینه کیفری 80 بار قبل به شلاق و حبس محکوم شده بود. آمار دختران فراری نسبت به سال 1365 حدود 20 برابر شده است در این جلسه که در تهران برگزار شده، دختران فراری نسبت به سال 1365 بر اساس گزارش های مسئولان حدود 20 برابر شده است. او فقر و بیکاری والدین را یکی از دلایل این معضل دلخراش اجتماعی دانست. فرار از منزل یک اپیدمی در جامعه است اکنون فرار دختران روندی روبه رشد پیدا کرده و یک مساله و آسیب اجتماعی شده است در کشورهای اروپایی بیش از 8 جرم وجود ندارد، در حالیکه در ایران بیش از 200 مورد از جرائم مختلف را شاهدیم. روزانه بین پنجاه تا شصت دختر فراری در تهران شناسایی و دستگیر میشوند. شناسایی و جمع آوری روزانه 50 تا 60 دختر فراری در تهران در حالی که منابع خبری غیررسمی از وجود بیش از 84 هزار زن ویژه در این شهر حکایت می کنند می تواند بر نگرانی اجتماعی دامن بزند که آشنایی و همنشینی اتفاقی این دو قشر،‌قطعاَ آمار آسیبهای اجتماعی را چند برابر خواهد کرد. سالانه 12 درصد بر تعداد دختران فراری در تهران افزوده میشود و شمار دختران فراری در سال نسبت به سال گذشته از 1200 تا 5000 دختر فراری در تهران به 1900 تا 6000 نفر افزایش یافته است. همچنین کارشناسان تعداد خانه های فساد را در شمال و شمال غرب تهران – که از جمعیت و تردد کمتری برخوردار است بین 70 تا 170 خانه اعلام کرده اند. این رقم در کل شهر تهران بین 200 تا 250 خانه فساد برآورده شده است ضمن این که شمار زنان خیابانی و ساکن در این خانه ها نیز هر سال بین 10 تا 15 درصد رشد دارد و طیف سنی بیشتر آنان از 16 تا 18 سال متغیر است. آمار دختران فراری نسبت به سال گذشته ده درصد افزایش یافته است. شمار دختران فراری از 2 هزار نفر در سال 80 به دو هزار و 200 نفر در سال جاری رسیده است…مراکز بازپروری و حمایتی در بهزیستی یا کانونهای ذیربط نباید حالت زندان و بازداشتگاه داشته باشند. برخوردهایی که برای دستگیری و ساخت پرونده برای دختران فراری و نگهداری آنها در بازداشتگاه ها و فضاهای نامناسب صورت میگیرد، باید تغییر یابد. آمار دختران فراری در اصفهان نسبت به سال گذشته دو برابر شده است. مقایسه آمار سال 80 و 84 نشان میدهد که آمار دختران فراری در این استان دو برابر شده است و مهمترین دلایل فرار دختران از خانه را طلاق،اعتیاد،مشکلات خانوادگی، فرهنگی و اقتصادی ذکر کرده است سن این دختران بین 20 تا 25 سال اعلام شده است. کارشناسان مسایل اجتماعی معتقدند در صورتیکه وضعیت معیشتی مردم بهبود نیابد، این قبیل ناهنجاریهای اجتماعی اجتناب ناپذیر بوده و گسترش روز افزونی خواهد داشت. باندهای قاچاق برای دختران فراری کم سن و سال کمین گرفته اند دختران فراری کم سن و سال بدون کوچکترین اطلاع از مشکلات و خطراتی که در کمین آنها نشسته است در پی یک اقدام نسنجیده خانه را ترک می کنند و این در حالی است که اکثر این دختران در همان روزهای نخست به دلیل ناتوانی درگذران زندگی به امید یافتن سرپناهی امن به دام باندهای قاچاق فروش و اجاره دختران فراری می افتند. هر چه سن تجربه اولین فرار دختران از خانه کمتر باشد، احتمال خیابانی و بزهکار شدن در این دختران بیشتر خواهد شد، ‌این دختران با گرفتار شدن در باندهای قاچاق ظرف مدت کوتاهی دچار صدمات شدید جسمی و روحی می شوند و از آنجا که دیگر روی بازگشت به خانه را ندارند، ظرف مدت کوتاهی به زنان خیابانی و بزهکاران حرفه ای تبدیل میشوند. تحقیقات انجام شده بیانگر این واقعیت تلخ است که دخترانی که اولین فرار از خانه را در سن 12 تا 14 سالگی تجربه میکنند، تا 8 برابر بیشتر از سایر دختران فراری احتمال بازگشت مجدد به مراکز بازپروری را دارند تحقیقی که بر روی 300 مددجوی زن ارجاع شده به ستاد پذیرش قرنطینه در تهران و مشهد صورت گرفته بیانگر سطح بالای آسیب دیدگی مددجویانی است که در سنین نوجوانی و به خصوص در سنین پایین بین 12 تا 14 سال اقدام به فرار کرده اند و همین امر احتمال بازگشت مجدد آنها را بیشتر می کند. بیشترین درصد اولین فرار مددجویان در سنین 16 تا 18 سال با 26 درصد و 14 تا 16 سال با 21 درصد است براساس این تحقیق احتمال بازگشت مجدد مددجویانی که در سنین 12 تا 14 سال اولین فرار را داشته اند، 8 برابر مددجویانی است که تنها یک بار ارجاع شده اند در حالیکه مددجویانی که در سنین 14 تا 16 سال قرار دارند، احتمال بازگشت مجددشان 5/2 برابر سایر مددجویان است که این وضعیت از 18 سال به بالا صورت معکوس پیدا می کند یعنی با افزایش سن، احتمال بازگشت دختران به این مراکز کاهش می یابد. مطبوعات خارجی دختران فراری و شبکه های بین المللی فساد شاید پدیده دختران فراری از منزل و یا آنچه اصطلاحاَ “ دختران خیابانی” گفته میشود یکی از مشکلات بسیار پیچیده ای است که مراکز رسمی و غیر رسمی در تهران و در درجات کمتر شهرهای دیگر با آن درگیر هستند. این پدیده فقط به فرار از خانه محدود نمی شود بلکه پیامدهای دیگری نیز به دنبال دارد که افتادن در دام اعتیاد و شبکه های فساد از جمله آنهاست. در مورد پدیده دختران خیابانی و عواملی که آنها را به این سرنوشت می کشاند و نهایتاَ در دام باندهای فساد می افتند به ترتیب زیر است:‌ 9/36 درصد فرار از خانه به دلیل اختلاف با پدر و فرار از کتک خوردن. 3/15 درصد به دلیل اختلاف با پدر 52 درصد از دختران فراری از ساکنان شهر تهران هستند،شهر مشهد، کرج هر کدام 6 درصد و درصدهای باقی مانده مربوط به شهرهای دیگر است. 13 درصد فرارها به دلیل عشق و عاشقی است. 5/6 درصد از فرار به دلیل اختلاف نامادری و ناپدری است. 5/6 درصد به دلیل مشکلات در ازدواج است. باید نسبت به وجود 15 شبکه به کارگیری جنسی دختران و پسران در جنوب تهران هشدار داد. که شهر تهران و دیگر شهرهای ایران مورد توجه شبکه های بین ا لمللی فساد قرار گرفته است. اعضای این شبکه بین المللی از طریق ازدواج های صوری و یا دادن وعده ازدواج و یا کار در خارج، در راه دختران دام می گسترانند و این همان شیوه ای است که به شبکه های فساد فرانسوی و انگلیسی در مورد دختران اروپایی شرقی و کشورهای آسیای میانه و روسیه اعمال می کنند. ‌ زنان و دختران خیابانی و اعتیاد خود یا خانواده هایشان‌ در بحث زنان و دختران خیابانی عوامل متعددی را که به این پدیده دامن می زنند بر شمردیم. در اینجا مشخصاَ باید به مسئله اعتیاد به مواد مخدر و مشروبات الکلی بپردازیم. اعتیاد غیرت را از بین می برد غیرت که نبود عفت نیز می رود. تریاک و حشیش و هروئین و مخصوصاَ تریاک یکی از مواردی است که پدران و سرپرستان خانواده های بسیاری را آلوده کرده است و مانند یک باتلاق شخص را و بدنبال آن خانواده اش را فرو می کشد و می بلعد . از طرفی وقتی دختر و یا زنی پایش به خیابان باز شد، به معنی اینکه خیابانی شد، اعتیاد بزرگترین عاملی است که او را در خیابان نگه می دارد تمام پل های پشت سرش را می شکند و راههای بازگشت را به رویش می بندد. دلایل گرایش به اعتیاد بسیارند ولی عامل فاصله طبقاتی را نباید دست کم بگیریم. حسرت ها یعنی دور دیدن آرزوها و دائمی شدن نمایش تجمل جلوی دیدگان افراد، زجر روحی را ایجاد می نماید، که فرد وقتی تلاش شبانه روزی اش را برای رسیدن به فلان ماشین، خانه و…کافی نمی بیند،‌و دائم سرکوفت از خانواده و همسرش می شنود، به دامن اعتیاد و لحظاتی را در رویا و خیال سیر کردن پناه می برد. مصاحبه ها و آمارها می گویند که بیش از 50%‌ از دختران و زنان خیابانی زخم خورده اعتیادند. یا پدران و شوهرانشان معتاد بوده اند و یا خودشان . چند مصاحبه ضمنی و رو در رو با زنان و دختران خیابنی تذکرات : تقریباَ قریب به اتفاق آنها دروغ می گویند، سن، تاهل، یا تجرد، شغل،خانواده،سابقه زندگی،اعتیاد و …در هر زمینه ای که سئوال کنی متناسب با وضعیت سئوال کننده و منافع خودشان پاسخ های متفاوت و ضد نقیضی را می شنوی. لذا آنچه که در مصاحبه ها می آید جهت اطلاع است و تحلیل مصاحبه گر پس از آن می آید. مصاحبه اول :‌ اسمت چیست؟ چند سال داری: 25 سال شوهر کرده ای : شوهرم معتاد بود طلاق گرفتم یک دختر سه ساله دارم. دخترت کجاست: پیش مادرم است چرا این کار را می کنی:‌بخاطر پول، باید خرج دخترم را در آورم یعنی اگر پول بگیری و کاری انجام نشود راضی هستی: بله شما خیلی مهربانید. نظر مصاحبه گر: به احتمال زیاد شوهر دارد گویا نوعی انتظار یافتن مردی پولدار که عاشق آنها شود و خرجشان کند یکی از دلایل اصلی ادامه کارشان است سن حدوداَ 30 سال نشان می دهد. خیابانی است آنها دو نفر بودند یکی مشکی و دیگری بور – تقریباَ هم سن و سال بودند فرصت مصاحبه با مشکی نشد. تقریباَ حرفه ای بودند و راحت برخورد می کردند. مصاحبه دوم : اسمت چیست:‌منیژه چند سال داری:‌30 سال خانه تان کجاست: ‌فرمانیه شوهر داری: نه با مادرم زندگی می کنم چرا این کار را می کنی:‌ ما دوست هستیم و معرفت بالاتر از این حرفهاست اگر دلشان خواست چیزی می دهند گاهی اوقات پول کم می آورم بچه ها هوایم را دارند(منظورش دوستان مردش است) نظر مصاحبه گر :‌ سن حدوداَ چهل ساله است. سیگار می کشید. سالهاست که با تعدادی مرد رابطه دارد و هر کدام او را به دیگری معرفی می کنند سعی زیادی دارد که این ارتباط بعنوان معامله به حساب نیاید بلکه نوعی ارتباط دوستانه محسوب گردد. به خاطر همین تلاش بارها سرش را کلاه گذاشته اند و چیزی گیرش نیامده است اکثراَ توسط تلفن خانه اش کار میکند. اکستازی ( Ecstasy ) چیست ؟ نام علمی اکستازی متیلن دی اکسی – ان – مت آمفتامین 1 است. این ترکیب روان افزا به طور مصنوعی ساخته میشود MDMA ترکیب جدیدی نیست. نخستین بار در سال 1912 یک شرکت دارو سازی آلمانی به نام مرک ( MERCK)‌ با هدف ساخت ترکیباتی برای کنترل و مهار اشتها در افرد چاق، این ماده را تولید کرد اما استفاده از آن تا اواخر دهه 1970 به تعویق افتاد. در این زمان، روان شناسان و روان پزشکان MDMA را داروی مناسبی برای درمان اختلالات روانی و عاطفی معرفی کردند این محصول در دهه 1980 از انبار کارخانه ها خارج شد ومورد استفاده متقاضیان خیابانی خود قرار گرفت در سال 1985، دولت آمریکا مصرف این ترکیب را ممنوع اعلام کرد و مطالعات انجام شده در مورد حیوانات آزمایشگاهی در سال 1986، آثار مخرب اکستازی را بر سیستم عصبی نشان داد. اکستازی خالص، پودری سفید متشکل از کریستال های ریز است از این پودر بوی کپک به مشام می رسد در صورت وجود ناخالصی، اکستازی به رنگ های قرمز و قهوه ای نیز دیده میشود این ماده به اشکال قرص، کپسول، پودر استنشاقی و برچسب های پوستی موجود است. اکستازی را تزریق هم میتوان کرد اما در اغلب موارد، اشکال خوراکی آن مصرف می شود میزان MDMA در هر قرص از 9 تا 117 میلی گرم متفاوت است قرص های موجود در بازار حاوی مقدار اندکی MDMA و درصد زیادی ناخالصی هستند. کافئین، افدرین (تحریک کننده) PMA (فعال کننده سیستم عصبی ), MDA DXM ( ترکیبی کشنده )Speed ,PCP از جمله مواد محرکی هستند که به عنوان ناخالصی به قرص های اکستازی افزوده می شوند دکتر شهاب صالح پور، متخصص بیماریهای عفونی و عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی، استفاده از مواد مصنوعی محرک از خانواده آمفتامین همچون اکستازی را در جهان رو به گسترش می داند و می گوید«‌ بر اساس هشدار سازمان ملل متحد، خرید و فروش و مصرف این مواد را به دشواری میتوان کنترل کرد زیرا قیمت آنها ارزان است و به آسانی همه جا در دسترس هستند. این نوع مواد شادی آور یا شادی افزا، به دلیل ایجاد احساس شعف موقت، برای جوانان جذابیتی خاص پیدا کرده اند در تایلند ترکیبات مت آمفتامین به شکلات افزوده میشود و به نام یا – با ( ba - Ya )‌ که در زبان تایلندی به معنای داروی جنون است، به کودکان و نوجوانان فروخته میشود قرص های speed را رانندگان تاکسی می خورند و با سرعت 160 کیلومتر در ساعت در بزرگراه های تایلند تردد می کنند. همچنین این قرص در تایلند در کنار مشروبات الکی برای مشتریان سرو میشود در اندونزی ترکیبی مشابه به نام شابو ( shabu )‌ به بازار عرضه شده که ارزان قیمت است و معمولاَ روسپیان و مشتریان آنها از آن استفاده می کنند. مردم محلی به آن برادر فقیر کوکائین می گویند افراد طبقه متوسط به جای آن اکستازی مصرف می کنند که گران تر است. بررسی های به عمل آمده در انگلستان نشان می دهد که یک میلیون نفر اکستازی مصرف می کنند به این دارو در انگلستان داروی عشق گفته میشود.»‌ به این ترتیب دارویی که در سال های پس از جنگ جهانی اول برای درمان افسردگی سربازان آمریکایی و آلمانی به کار می رفت، در دهه های بعد، به عنوان یک ماده شادی آور رواج یافت. آثار مصرف اکستازی حمید . ع هجده سال دارد. وی دانش آموز دوره پیش دانشگاهی است حمید را در بخش اعصاب و روان یکی از بیمارستان های تهران بستری کرده اند وی که در حدود یک ماه پیش به قصد خودکشی رگ دست خود را از ناحیه مچ بریده است ، در پاسخ به این سوال که چرا اکستازی مصرف می کند، می گوید «‌ شادی اش را نمی شود وصف کرد»‌ دکتر آذردخت مفیدی، روان پزشک و روانکاو سازمان پزشکی قانونی کشور، آثار مصرف اکستازی را بر روان این گونه تشریح می کند: «‌روان به سه جزء خودآگاه، پیش آگاه و ناخودآگاه تقسیم میشود در سطح خودآگاه انگیزه ها ،‌رفتارها و احساساتی مطرح هستند که نسبت به آنها آگاهی داریم تفکرات و احساسات موجود در سطح پیش آگاه با تمرکز قابل دستری اند و نسبت به سطح ناخودآگاه آگاهی نداریم اکستازی به معنای جذبه است جذبه حالتی در روان است که در آن سطح خوداگاه موقتاَ محو میشود و فرد در مقابل سطح پیش آگاه و ناخوداگاه خود قرار می گیرد. احساسات، تفکرات و اعمال ما را سطح خوداگاه کنترل می کند با از بین رفتن کنترل خودداگاه افکار و تعارضات ناخوداگاه بروز می کنند برای مثال، فردی را در نظر بگیرند که از اجتماع وحشت دارد این فرد در شرایط معمولی ارتباط صمیمانه ای با اطرافیان برقرار نمی کند اما به دنبال مصرف این دارو‏، ترس خودآگاه وی از اجتماع محو میشود و تمایل فرد به برقراری ارتباطات اجتماعی افزایش می یابد همچنین در شرایط طبیعی، مواجه شدن ما با عوامل استرس زا موجب ترشح هورمون های خاصی میشود که بدن را در وضعیت فرار و گریز قرار میدهد مصرف اکستازی نیز چنین وضعیتی را در بدن ایجاد می کند تمام مکانیسم های دفاعی بدن به کار می افتند و انرژی فرد زیاد میشود. مهم ترین اثر این دارو امنیت بخشی روانی است. به طور کلی، انگیزه انسان برای هر عملی از سه عامل منشا می گیرد: عشق، ترس و گناه. این نوع داروهای روان گردان احساس ترس و گناه را در روان به حداقل می رسانند. در نتیجه، اعتماد به نفس فرد افزایش می یابد و تمایل طبیعی او برای برقراری ارتباط صمیمانه فیزیکی و عاطفی زنده میشود هر فرد با رشد مکانیسم های روانی خود احساس امنیت میکند و با محیط پیرامونش سازگار میشود اگر فردی احساس امنیت را با مصرف دارو و یا ماده خاصی به روان خود القا کند، در دراز مدت توانایی اش برای خلق چنین شرایطی به حداقل می رسد یعنی اکستازی یک شخصیت کاذب ایجاد می کند و به دنبال قطع دارو فرد به وضعیت روانی نابسامان اولیه باز می گردد. دکتر فربد فدایی، روان پزشک و عضو هیئت علمی دانشگاه در مورد آثار مصرف اکستازی می گوید «‌ این دارو باعث ایجاد احساس سرخوشی و قدرت میشود توجه وتمرکز فرد نیز به دنبال مصرف اکستازی افزایش می یابد.»‌ اثر 20 MDMA تا 40 دقیقه پس از خوردن قرص اکستازی ظاهر میشود احساس خشنودی،نشاط، صمیمت و نزدیک به افراد به شکل افراطی در فرد به وجود می آید این آثار 60 تا 90 دقیقه پس از مصرف اکستازی به حداکثر خود می رسند و 3 تا 4 ساعت پس از مصرف از بین می روند و خستگی ،اضطراب و افسردگی جانشین آنها میشود. دکتر مهدیس کامکار، وران پزشک به اختلالات درکی ناشی از مصرف اکستازی اشاره می کند : «‌ درک هر پنج حس در فرد مختل میشود یعنی فرد بدون وجود محرک خارجی، حسی را درک می کند در حالت طبیعی، برای درک هر حس، قسمتی از قشر مخ فعال میشود به دنبال ایجاد اختلال در سیستم اعصاب مرکزی، مناطق مختلف قشر مخ بدون وجود محرک واقعی فعال می شوند. شایع ترین توهم در این میان مربوط به حس بویایی است. یا این که فرد صدایی را می بیند و می شنود. اصطلاح جیغ بنفش را برای فهم بهتر این وضعیت مثال می زنم یعنی هم صدای جیغ را می شنود و هم آن را به رنگ بنفش می بیند . همچنین ، درک هر حس زیاد میشود برای مثال، فرد صدای شخصی را که در نزدیکی او نشسته است از فواصل دور دست می شنود یا ماه را لمس می کند این وضعیت بسیار وحشتناک و رعب آور است و فرد دچار روان پریشی میشود به دنبال مصرف اکستازی ،شعور،آگاهی و روان فرد مختل میشود او نمی داند که کجاست، کیست و متعلق به چه زمانی است همچنین، این ماده آستانه تحریک پذیری روانی را پایین می آورد. دکتر ساحل همتی گرگانی، روان پزشک و عضو هیئت علمی دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی، می گوید: «‌اکستازی بر قدرت سنجش واقعیت اثر میگذارد و فرد را مستعد جنون میکند این افراد بخصوص نسبت به حرکات غیر کلامی اطرافیان حساس می شوند مثلاَ فکر می کنند که سایرین مشغول بدگویی از آنان هستند. مشکل دیگری که در مصرف کنندگان اکستازی ظاهر میشود «‌ سندروم پس از توهم »‌ 2 است متاسفانه در نیمی از مصرف کنندگان، این سندروم بروز می کند به این ترتیب که شخص، پس از محو آثار اکستازی، تجربیات زمان سرخوشی را درک می کند. این وضعیت ناخواسته، موجب افزایش میل به خودکشی در این گروه می شود.»‌ افزایش قوای فکری، افرایش احساس رضایت از وضع موجود، افزایش انرژی بدن، احساس راحتی و آرامش، احساس نزدیکی و تعلق به دیگران، احساس عشق و یکدلی و بخشش و عفو، تقویت حس قدردانی، احساس عطش، کاهش تمایل به خوردن،اصرار به در آغوش گرفتن و بوسیدن دیگران، افزایش سرعت عمل، حرکات غیر اردای چشم، غیر ارادی بودن احساسات،‌پرچانگی و حرکت دادن زبان و فک، دندان قروچه یا ساییدن دندان ها به هم. گرفتگی عضلات، افزایش ضربان قلب، پرفشاری خون،‌بیقراری،‌اضطراب،‌نگرانی ، لرزش اندامها ، ‌افزایش دمای بدن یا کاهش ان، از دست رفتن آب بدن، سردرد،‌سرگیجه، و از بین رفتن تعادل از دیگر علائم مصرف داروی روان افزای اکستازی هستند. به دنبال افزایش فعالیت سیستم عصبی خودکار و پرفشاری خون، فرد مستعد ابتلا به حملات قلبی و مغزی میشود به علاوه، گاه کاهش حجم آب بدن آن قدر زیاد است که منجر به مرگ فرد در نتیجه کاهش حجم خون می شود. اکستازی هیپوتالاموس یعنی مرکز تنظیم حرارت بدن را نیز تحت تأثیر خود قرار می دهد. در نتیجه دمای بدن مصرف کننده به شکل غیر قابل مهاری بالا یا پایین می رود. تخریب روان و جسم اکستازی اثرهای متعددی بر مغز می گذارد این ماده یک واسطه عصبی – شیمیایی به نام سروتونین را آزاد و همچنین از باز جذب سروتونین جلوگیری می کند. واسطه عصبی ـ شیمیایی دیگری که میزان ترشح آن تحت تاثیر اکستازی قرار می گیرد، دوپامین است. MDMA مقدار دوپامین مغز را کاهش می دهد. تحقیقات اخیر نشان میدهد که MDMA آثار مخربی بر مغز دارد دکتر جورج ریکورته (George Ricaurte ) ‌استاد عصب شناسی دانشکده پزشکی دانشگاه جان هاپکینز آمریکا


دسته‌بندی نشده

سایت ما حاوی حجم عظیمی از مقالات دانشگاهی است . فقط بخشی از آن در این صفحه درج شده شما می توانید از گزینه جستجو متن های دیگری از این موضوع را ببینید 

کلمه کلیدی را وارد کنید :

دسته بندی: دسته‌بندی نشده

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

مطالب مرتبط

دسته‌بندی نشده

3 (1249)

تعریف روانشناسی: عنوان کتاب حاضر، نویسنده را موظف می‎دارد که «روان‎شناسی» را، بدواً به صورت هر چه ساده توضیح و تشریح نماید. و سپس از «محیط اداری» تعریف به دست دهد. چه، شرط مبادله‌صحیح اطلاعات ادامه مطلب…

دسته‌بندی نشده

3 (1250)

تعریف روانشناسی: عنوان کتاب حاضر، نویسنده را موظف می‎دارد که «روان‎شناسی» را، بدواً به صورت هر چه ساده توضیح و تشریح نماید. و سپس از «محیط اداری» تعریف به دست دهد. چه، شرط مبادله‌صحیح اطلاعات ادامه مطلب…

دسته‌بندی نشده

3 (1251)

فهرست مندرجات عنوان صفحه پیشگفتار مقدمه 1- هدف و دامنه کاربرد 2- مراجع الزامی 3- اصطلاحات و تعاریف 4- الزامات مدیریتی 4-1 سازماندهی 4-2 سیستم کیفیت 4-3 کنترل مد ارک 4-4- بازنگری درخواست‎ها، پیشنهادها و ادامه مطلب…

background