دسته‌بندی نشده    2287905-45466000 نام گزارش آخـر الـزمـان نام استاد:جناب آقای آستانه نام دانشجو:سجاد منعم دراباد فهرست مطالب: پیشگفتار 3 مقدمه 4 متن 6 -آئین اسلام6 آئین یهود11 آئین مسیحیت19 آئین زردشت27 نتیجه و حاصل بحث30 فهرست منابع31 پیشگفتار: اگر مراد از گزارش و تحقیق این باشد که درباره موضوع مورد نظر ابتدا مطالعات گسترده انجام گرفته و دیدگاهها و معلومات و یافته های حول موضوع شناخته شود سپس با بهره گیری از داشته ها و معلومات، مجهولی که همان موضوع تحقیق ماست کشف و آشکار گردد و به تعبیری یافته جدیدی به عالم معلومات افزوده شود. پیشتر اینجانب به خدا پناه برده و این گزارش را از جنس تحقیق نمی دانم چرا که هیچ مجهولی را معلوم نکرده است. اما می توان به جرأت گفت که موضوع گزارش از جمله مجهولات ذهنی بنده بود که به بهانه این گزارش دهها صفحه و بخش هایی از چندین کتاب مطالعه شد و بخش فراوان از این ابهامها رفع گردید. اگر این گزارش نتوانسته باشد انتظارهای استاد را برآورده سازد اما این بنده مسرورم که گزارش حاضر بهانه ای شد تا ساعاتی را به دنبال یافتن پاسخهایی صفحاتی از کتابها را مطالعه کردم. امیدوارم استاد محترم در مطالعه این ورق پاره های سیاه شده، اندازه و بضاعت ناچیز راقم این نوشته را از نظر دور ندارد. در پایان از مادرم که با راهنمائیهای خود در تهیه این گزارش یار و یاورم بود صمیمانه تشکر و تقدیر می نمایم. مقدمه: وقتی قرار شد چند موضوع برای گزارش نویسی یا تحقیق درس معارف انتخاب شود به کتابخانه منزل مراجعه کردم با دهها موضوع برخورد داشتم اما بسیاری از آنها برایم جاذبه ای نداشت و مرا تحریک نمی کرد احساس می کردم باید موضوعی را انتخاب کنم که نسبت به آن سئوالات و ابهاماتی دارم تا این سئوالات و ابهامها محرکی برای یافتن پاسخ و رفع ابهامها شود و به زعم من این احساس پایه اولیه هر امر تحقیقی است. شاید بتوان گفت همه کشفیات و اختراعات بشر براساس نیاز و سئوالی است که در پی کشف و کاوش برآمده و فرآیند تحقیق یا کشف حقیقت اتفاق افتاده است. چند موضوع انتخاب شده که موضوع گزارش حاضر نیز جزو آنها بود چنین احساس خواستن را در من ایجاد نموده بود. عامل دیگری که در انتخاب موضوع گزارش دخالت داشت احساس مفید بودن موضوع تحقیق برای خود یا دیگران بود. خوب است درباره مطلبی و موضوعی که فکر می کنیم و وقت صرف می کنیم بهره ، نتیجه و تأثیر عملی داشته باشد. چه بسیار افکار بلند و باورهای عمیقی که در طول سالیان دراز به مروز دچار بدفهمی و انحراف و حتی به مرور ایام به ضد خود تبدیل شده است. در طول تاریخ شواهد بسیاری است که جماعتی اهل تفکر به جای بهره گیری عملی از سخنان ارزشمند انبیاء و امامان و فرهیختگان جامعه، در مباحث کلامی پر پیچ و خم آنها گم شده و قرنها به جدال کلامی خود ادامه داده اند بی آنکه کوچکترین سود و بهره ای برای جامعه خود به ارمغان آورده باشند چشم ها را بسته و مانند اسب عصاری به دور خود چرخیده اند بنابراین مفید بودن هر موضوع مورد بحث از شروط اساسی یک گزارش و تحقیق است.موضوع «آخر الزمان» یکی از همین مباحثی است که به نظر می رسد تفکری بسیار سازنده، مترقی و پیشرو می باشد ولی در طول تاریخ بارها دچار آفات مهلک و مخرب شده است. موضوع گزارش براساس مطالعه اولیه خودم و مشورت با استاد محترم همچنین کمک مادرم انتخاب شد . پس از انتخاب موضوع و تأیید استاد به سراغ منابع رفتم، با مطالعات پراکنده و انتخاب کتابها و مشخص نمودن بخشهای مرتبط با موضوع و مطالعه دقیق آنها گزارش حاضر تهیه گردید. در این مقاله ابتدا با استفاده از کتابهای فرهنگ و لغتنامه ها عبارات آخِر، آخرت و آخر الزمان معنی شده و بعد درباره واژه آخرت در کتب اسلامی مطالبی ارائه شده و سپس به واژه آخر الزمان پرداخته شده است و به برداشت های ادیان مختلف از این عبارت پرداخت شده است. در انتها به نتایج و برداشت هایی که از این بحث داشته ام اشاره شده است و فهرست منابع پایان بخش مقاله حاضر است. آخر واژه ای عربی به معنی انجام، سرانجام، بازپسین، پسین، واپسین، فرجام و کران. این واژه در قرآن مجید 26 بار بصورت الیَوم الاخِر ، 3 بار به صورت (آخِرُ دَعویهُم، آخِرِنا و آخِرَهُ) و یک بار به صورت الآخر به عنوان یکی از صفت های خداوند (هُوَ الاول و الآخِرُ) به کار رفته است. آخرت عبارت از جهانی است که مردم پس از مردن، به آن در می آیند و برای همیشه در آنجا می زیند. این واژه در قرآن مجید و سنت و فرهنگ مسلمانان به صورت یک اصطلاح به کار برده شده و منظور از آن «جهان دیگر» است که در برابر دنیا قرار دارد و در آن همه انسانها پاداش و کیفر کارهای خود را دریافت خواهند کرد و در همه ادیان مبتنی بر وحی از آن به گونه ای سخن رفته است. واژه آخرت در 104 مورد از قرآن بدون هر گونه قید یا اضافه به کار رفته است و در 9 مورد بصورت (الدّار الاخره، دارالاخره) . در یک مورد از قرآن، آخرت به صورت صفت (النشاهُّ الاخره) در 5 مورد در برابر واژه «الاولی» آمده و در 80 آیه در برابر «الدُّنیا» به کار رفته است. در یک مورد از قرآن، آخرت در برابر «هذِهِ» (این جهان) و در موارد متعدد دیگری در برابر «الحیوه الدنیا» به کار برده شده است. در موارد بسیاری از قرآن از آخرت به «الیوم الآخر» نیز تعبیر شده است. در این تعبیر «دنیا» روز اول و آخرت روز دیگر به شمار آمده است. و اما آخر الزمان، اصطلاحی که در فرهنگ ادیان بزرگ دنیا دیده می شود و در ادیان ابراهیمی از اهمیت و برجستگی ویژه ای برخوردار است. عقاید مربوط به آخرالزمان بخشی از مجموعه‌عقایدی است که به پایان این جهان و پیدایش جهان دیگر مربوط می شود و ادیان بزرگ درباره آن پیشگوییهایی کرده اند. در این مقاله نخست به بررسی عقاید مسلمانان پرداخته میشود و سپس به لحاظ قرابت میان اسلام و آیین یهود و مسیحیت، عقاید این دو آیین آورده می شود. در پایان برای آگاهی از فرهنگ باستانی ایران قبل از اسلام، عقاید زردشتی درباره آخرالزمان به این مقاله افزوده می گردد. 1.در آیین اسلام در قرآن مجید گفتار صریحی درباره آخرالزمان نیست و این اصطلاحی است که در احادیث و مؤلفات مسلمانان به چشم می خورد. احادیث آخرالزمان را بسیاری از محدثان از جمله بخاری ، ابوداود، ابن ماجه، احمد بن حنبل و مجلسی آورده اند. این اصطلاح، در کتابهای حدیث و تفسیر در دو معنی به کار رفته است: نخست، همه آن قسمت از زمان که بنا بر عقیده‌مسلمانان، دوران نبوت پیامبر اسلام است و از آغاز نبوت پیامبر تا وقوع قیامت را شامل می شود. دوم، فقط آخرین بخش از دوران یاد شده که در آن مهدی موعود ظهور می کند و تحولات عظیمی در عالم واقع می شود. اتصاف حضرت محمد (ص)به پیامبر آخرالزمان در میان مسلمانان با این دو مطلب ارتباط دارد: نخست اینکه پیامبر اسلام خاتم پیامبران است و شریعت وی به دلیل کامل بودن تا پایان این عالم اعتبار دارد و او پیامبر آخرین قسمت از زمان است که به قیامت می پیوندد؛ دیگر اینکه در نخستین سده های اسلام، حداقل تصور عده ای از مسلمانان چنین بوده که قیام قیامت نزدیک است و ظهور پیامبر اسلام در عصری واقع شده که به قیامت متصل است. این عقیده به روایاتی مستند بود که از پیامبر نقل می شد و به موجب آنها وی گفته بود که میان عصر وی و برپا شدن رستاخیز فاصله چندانی نیست. در یکی از این روایات آمده که پیامبر در یکی از روزها به هنگام غروب آفتاب به اصحاب خود فرمود: «آنچه از عمر دنیا باقی مانده، به گذشته آن همان نسبت را دارد که باقی ماندهء‌وقت امروز نسبت به گذشته‌آن دارد». در روایات دیگری آمده که پیامبر می فرمود: «میان من و قیامت فاصله نیست، همان سان که میان دو انگشت سبابه و وسطی فاصله نیست». گرچه در اسناد این روایات ، هنوز تحقیق لازم به عمل نیامده و صحت استناد آنها به پیامبر اسلام محرز نیست، ولی مسلماً این روایات در تفکر مسلمانان اثر می بخشیده و این تصور را پیش می آورده که میان بعثت پیامبر اسلام و برپا شدن رستاخیز فاصله‌بسیار کمی است. مسلمانان از تصور عمومی پیشینیان درباره محدودیت زمان این عالم و تعیین سنوات آن متأثر بودند. تصور پیشینیان این بود که از آ‌غاز این جهان چندین هزار سال بیش نمی گذرد و جهان مادی عمر کوتاهی دارد و آغاز و انجام آن به هم نزدیک است. طبری ضمن نقل عقاید گذشتگان درباره مقدار زمان این جهان می نویسد: پاره ای آغاز تا انجام «زمان» را 6000 سال می دانند و پاره ای 7000 سال، ولی من این مدت را 14000 سال می دانم. 7000 سال از آغاز خلقت تا پایان آفرینش آدم ابوالبشر و 7000 سال پس از آن تا قیام قیامت. ابن اثیر نیز مانند همین مطالب را نقل کرده است. پاره ای از دانشمندان مسلمان تاریخگذاری عالم و تعیین باقی مانده عمر آن را آن گونه که از طبری و ابن اثیر نقل شد، از جمله اسرائیلیات می شمارند و رد می کنند. آنان بر این عقیده اند که به موجب آیه « وَ عِنْدَه‍ُ عِلْمُ السّاعَهِ» و آیات مشابه آن، کسی غیر از خداوند از عمر عالم آگاه نیست و پیش بینی باقی مانده آن امکان ندارد. در فرهنگ عامه مسلمانان مخصوصاً شیعه، اصطلاح آخرالزمان حکایت از عصری می کند که مهدی موعود در آن ظهور می کند و تحولات ویژه ای در جهان رخ می دهد. در روایات مسلمانان برای این عصر مشخصات ویژه ای نقل شده است. از مجموع روایاتی که در کتابهای حدیث، تفسیر و تاریخ درباره عصر ظهور مهدی موعود نقل شده، دو مطلب درباره مشخصات آخر الزمان – به معنی عصر مهدی موعود- به صورت تواتر معنوی به دست می آید. نخست اینکه در این عصر، پیش از ظهور مهدی موعود، فساد اخلاقی و بیداد و ستم همه جوامع بشری را فرا می گیرد و به صورت عام ترین پدیده در روابط انسانها در می آید. دیگر اینکه پس از ظهور مهدی، تحول عظیمی در جوامع واقع ی شود، فساد و ستم از میان می رود و توحید و عدل و رشد کامل عقلی و عملی در سراسر زندگی انسانها گسترش می یابد. معروف ترین حدیث که با عبارات گوناگون نقل شده، علامت اصلی دوران حکومت مهدی در آخرالزمان را بال گستردن داد بر سراسر جهان یاد می کند: خداوند جهان را که از بیداد و تباهی آکنده شده است، به وسیله او از قسط و عدل پر می سازد . برخی، مجموعه مشخصات و علائم آخرالزمان را که مربوط به عصر مهدی موعود می شود و در احادیث پیشگویی شده است، چنین تفسیر کرده اند: پیروزی نهایی صلاح و عدالت و آزادی، حکومت جهانی واحد، عمران تمام زمین، بلوغ بشریت به خردمندی کامل و آزادی از جبرهای طبیعی و اجتماعی، برقراری مساوات کامل میان انسانها در امر ثروت ، منتفی شدن کامل مفاسد اخلاقی، منتفی شدن جنگ و سازگاری انسان و طبیعت. در پاره ای از روایات اسلامی برای آخر الزمان علائم دیگری نیز یاد شده است، مانند ظهور دجال، ظهور دابَّهُ الاَرض که چهارپایی عظیم الجثه است و خروج یأجوج و مأجوج و نزول عیسی در میان مردم. گرچه این روایات که از وقوع یک رشته رویدادهای غیرعادی خبر می دهد، در بسیاری از کتابهای حدیث و سایر مؤلفات اسلامی نقل شده، ولی تاکنون پژوهش لازم درباره صحت اسناد آنها انجام نیافته است و نیز درباره محتوای آنها تفسیری که مورد اتفاق باشد، ارائه نگردیده است. عده ای از دانشمندان مسلمان مقصود واقعی این احادیث را همان می دانند که از ظواهر الفاظ حدیث بر می آید و عده ای دیگر می کوشند تعبیرات این روایات را به صورت رمز و تمثیل بفهمند. افزون بر اصطلاح «علائم آخرالزمان» در فرهنگ مسلمانان اصطلاح مشابه دیگری است و آن «اَشْراطُ السّاعَه» (علائم بر پا شدن رستاخیز) است. گرچه این اصطلاح به علائم وقوع قیامت اختصاص دارد، ولی از بررسی روایاتی که زیر این عنوان در کتابهای حدیث نقل شده است، بر می آید که مضمون این روایات، مطالب مشترک بسیاری با روایات آخرالزمان دارد و بسیاری از علائم، در هر دو دسته از روایات ذکر شده است. با وجود اشتراک در مضمون روایات یاد شده، این مطلب مسلم است که در همه‌ادوار تاریخ مسلمانان، مسأله آخرالزمان به صورت آشکاری از مسأله قیامت تفکیکی شده است. به عقیده مسلمانان، قیامت همان احوالی است که پس از فنای این عالم مادی واقع می شود، ولی دوره آخرالزمان ، قسمت پایانی همین عالم است و به این عقیده مربوط می شود که عالم اجسام (دنیا) سرانجام فانی خواهد شد و زمان به پایان خواهد رسید. در نظر عده ای از مفسران متأخر مسلمان، علاوه بر روایاتی که از آن سخن گفته شد، در قرآن آیاتی است که نظر به آینده‌جوامع انسانی دارد و درباره حکومت توحید و عدل در آینده زندگی انسان مطالبی بیان می کند. اینان معتقدند که آیات مربوط به استخلاف انسان در زمین، فرمانروا شدن نیکوکاران زمین (وراثت صالحان) و پیروزی حق بر باطل به رغم جولان دائمی باطل، آیاتی هستند که سرنوشت آینده بشریت را پیشگویی می کنند و مستقیماً به مسأله آخرالزمان مربوط می شوند. محمد رشید رضا، محمد حسین طباطبائی و سید قطب به ترتیب در ذیل آیات 128 از سوره 7 (اعراف)، 105 از سوره 21 (انبیاء)171- 172 از سوره 37 (صافات) قرآن، این عقیده را توضیح داده اند. اینان، آیات و روایات مربوط به تحولات آخرالزمان را بیانگر نوعی فلسفه تاریخ می دانند. این مفسران که از روحیه خاص عصر ما یعنی جست و جوی نوعی فلسفه برای تاریخ انسان متأثرند، در صدد کشف فلسفه تاریخ از دیدگاه اسلام برآمده اند و آن را در این آیات و امثال آن یافته اند. در نظر اینان، تحولات آخرالزمان که در روایات بیان شده، چیزی جز آینده طبیعی جامعه انسانی نیست. عصر آخرالزمان عبارت است از دوران شکوفایی تکامل اجتماعی و طبیعی نوع انسان، چنین آینده ای امری است محتوم و مسلمانان باید انتظار آنرا بکشند.‌ ‌ نظر جمعی از علما آن است که این انتظار هرگز نباید به گونه چشم دوختنِ منفعلانه به وقوع حوادث باشد، بلکه باید حالتی باشد سراسر پر از فعالیت و امیدواری. مسلمانانِ خواهان صلاح جامعه انسانی و آگاه از تحقق قطعی اهداف تاریخی انتظار باید سرشار از امید، آمادگی و کوششی در خور این انتظار باشد: انتظاری مثبت، نه منفی. در چهارچوب این برداشت فلسفی، آخرالزمان قطعه معیّنی از تاریخ نوع انسان است که نه ممکن است پیش افتد و نه ممکن است واپس افکنده شود. نوع انسان باید حرکت تکاملی تدریجی خود را که بر مبنای پیروزی تدریجی حق بر باطل صورت می گیرد، همواره دنبال کند تا به دوره آخرالزمان برسد. در نقطه مقابل این تصور که طرحی برای فلسفه تاریخ است، در آثار اکثر مسلمانان قدیم اعم از شیعه و سنی مسأله آخر الزمان ظاهراً به فلسفه تاریخ ربط داده نشده است. علمای قدیم نه در تفسیر آیات سخن از تحول طبیعی جامعه انسانی به سوی حکومت توحید و عدل به میان آورده اند و نه روایات آخرالزمان را به چنین فلسفه ای برای تاریخ مربوط کرده اند. در نظر آنان تحولات آخرالزمان امری است غیر عادی که در آخرین بخش از زندگی نوع انسان واقع می شود و به تحولات قبلی جامعه انسانی مربوط نمی گردد. در آثار آنها تاریخ عبارت است از مجموعه حوادث پراکنده؛ و پیروزی حق بر باطل در آخرالزمان حادثه ای است مخصوص همان عصر و نه فلسفه ای که تاریخ براساس آن حرکت می کند. مبنای عقیده به حکومت توحید و عدل در آخرالزمان نیز صرفاً همین است که چنین مطلبی از طریق روایات پیشگویی شده است. فکر تکامل اجتماعی انسان در طول تاریخ برای آنان ناشناخته است. در چهارچوب تصور این پیشینیان، بر خلاف آنچه در برداشت فلسفی از آخرالزمان دیده می شد، ممکن است که هر قطعه ای از تاریخ نوع انسان، آخرالزمان باشد. چیزی که هست، فقط خدا می داند این قطعه کدام است. تفاوتی که میان علمای قدیم شیعی و سنی در این مسأله هست، این است که علمای اهل سنت آیاتی را که در آنها وعده پیروزی حق بر باطل و وراثت مؤمنان در زمین داده شده، مربوط به پیروزیهای صدر اسلام می دانند، ولی علمای شیعه معتقدند که این آیات مربوط به عصر مهدی موعود است. این دانشمندان در ذیل آیات مذکور روایاتی را از امامان شیعه نقل کرده اند که به موجب آنها این آیات از تحولات آخرالزمان خبر می دهد. بدین سان، در میان شیعه پیشگویی حکومت توحید و عدل در آخرالزمان تنها منحصر به روایات نبود، بلکه قرآن نیز یکی از منابع این مطلب به شمار می آمد. افزون بر این، عقیده شیعه به این مطلب که مهدی موعود در 256 ق / 870 م از صلب امام حسن عسکری (ع) متولد شده و پس از 70 سال دوران غیبت کبری را آغاز کرده است و در آینده ظهور خواهد کرد، انتظار آخرالزمان را در میان شیعه قوت بخشیده است . براثر مجموعه این عوامل بود که در طول تاریخ اسلام، شیعه به صورت یک اقلیت معارض و مبارز درآمد و در میان آنان قیامهای دامنه دار متعددی به وقوع پیوست. ولی این تفاوت که در نگرش اهل سنت و شیعه درباره آخرالزمان در کار بود، به این معنی نبود که قدمای شیعه نوعی فلسفه تاریخ پدید آورده بودند و به تکامل اجتماعی نوع انسان در طول تاریخ معتقد بودند. در آثار علمای قدیم شیعه که درباره مهدی موعود تألیف شده، درباره‌حکومت توحید و عدل در عصر مهدی تأکیدات فراوان شده است، ولی از بینش فلسفی درباره‌تاریخ، سخنی به میان نیامده است. از باب گواه بر این مطلب، می توان کتابهای الغیبه و اکمال الدین را از طوسی و ابن بابویه یاد کرد. آنچه درباره فقدان فلسفه تاریخ در آثار اکثر علمای قدیم اسلام گفته شد، به این معنی نیست که در هیچ یک از متون قدیمی مسلمانان مجال چنین استنباطی نیست. در پاره ای از متون به تعبیراتی دربارهء آینده جوامع بشری برمی خوریم که فهمیدن آنها به صورت نوعی پیشگویی به نظر می آید . در رسائل اخوان الصفا چنین آمده است: ظهور دولت در میان بعضی از مردم و امتها و افزایش قدرت برخی از پادشاهان و خروج بعضی از شورشگران و تجدید ولایات در حوزه ملک و حوادث دیگری از این گونه، در جهت صلاح شأن جهان و رساندن آن به ترقی و کمال است. نیز هر چند عوامل تباهی مانند جنگها و فتنه ها و غارتگریها، در میان می آیند و در نتیجه آنها برخی شهرها ویران می گردند و رشد و رونق بعضی اقوام از میان می رود، سرانجامِ همه آنها به سوی صلاح و بهبود است. ابن خلدون نیز از جمله کسانی است که در مقدمه خود به نوعی فلسفه تاریخ قائل شده است. کلیات عقاید مربوط به آخرالزمان از جمله مطالبی است که تقریباً در میان همه فرقه های بزرگ اسلام پذیرفته شده است، ولی اینکه آیا تحولات آخرالزمان با ظهور مهدی موعود پدیدار خواهد شد و نیز اینکه مهدی موعود چه کسی است، مورد اختلاف است. 2.در دین یهوددوران قبل از اسارت: تصور « آخرالزمان» به معنی پایان دوران جهان و پیوستن آن به قیامت کبری، در بین قوم یهود از سده های 3 و 2 ق م پیدا شده است. پیش از این زمان بنی اسرائیل که خود را قوم برگزیده خداوند می دانستند، در انتظار دورانی بودند که در آن وعده الهی تحقق یابد و خداوند قوم برگزیده خود را در «سرزمین موعود» مستقر و دشمنان آن را نابود کند و عدل و احسان خود را برسراسر جهان بگستراند. در دوره های بعد از حکومت داوود و سلیمان، که این قوم از لحاظ اجتماعی دچار پریشانی و تفرقه و از لحاظ دینی و اخلاقی گرفتار فساد و انحطاط شده و گرایش به شرک و الحاد در میان آنان شدت گرفته بود، غایت این آرزو وانتظار بازگشت قدرت و وحدت و خلوص دوران گذشته بود و انتظارِ زمانی می رفت که خداوند بار دیگر پیشوایی همچون موسی و یوشع و داوود و سلیمان در میان ایشان ظاهر سازد تا بدکاران و مفسدان را کیفر دهد و قوم را از تیره بختی و خواری «نجات» بخشد. عاموس نبی (سده 8 ق م) که سخنانش بیش تر انذار و تحذیر است، از رسیدن این زمان سخن گفته و از آن به نام «روز خداوند» (یوم یهوه) یاد کرده است، ولی این روز، روز انتقام الهی است و روزی است که خداوند بنی اسرائیل را به جرم تبهکاریها و گناهانی که مرتکب شده اند کیفر خواهد داد: «وای بر شما که مشتاق روز خداوند می باشید. روز خداوند برای شما چه خواهد بود؟ تاریکی و نه روشنایی؛ ظلمت غلیظی که در آن هیچ درخشندگی نباشد». ولی سخنان عاموس همگی تهدید و انذار نیست، بلکه برای بنی اسرائیل، بعد از آنکه کیفر گناهان و بد عهدیهای خود را دیدند، روز سعادت و خیر نیز پیش بینی میکند: «لیکن خداوند می گوید که خاندان یعقوب را بالکل هلاک نخواهم ساخت. در آن روز خیمه داوود را که افتاده است، بر پا خواهم نمود و بار دیگر از زمینی که به ایشان داده ام کنده نخواهند شد». در کتاب هوشع، معاصر عاموس و بعضی دیگر از کتابهای عهد عتیق که کلاً به دوران قبل از اسارت (597 ق م) تعلق دارند (چون میکاه، ناحوم، ارمیا و بخشهایی از کتاب اشعیا که انتساب آنها به اشعیاء‌نبی (سده هشتم ق م‌) کمتر مورد تردید است، هنگامی که «روز خداوند» فرا رسد همه عاصیان و گنهکاران – از یهود و غیر یهود- نابود خواهند شد و خشم خداوند طوفان و زلزله ای عظیم بر جهان نازل خواهد کرد و شعله های آتش همه جا را فرا خواهد گرفت. ولی در عین حال، گروهی که مؤمن و درستکارند (و اشعیا آنان را «بقیه‌اسرائیل» و «بقیه‌یعقوب» و «بقیه قوم خداوند» می خواند) سرانجام مشمول رأفت و عنایت الهی خواهند شد و به سوی خدای خویش باز خواهند گشت. پادشاهی از نسل یسّی (پدر داوود) «روح خداوند بر او قرار گرفته» و حکیم و خداترس است، ظهور خواهد کرد و جهان را از عدل و خیر و برکت پر خواهد ساخت چناننکه «گرگ با بره سکونت خواهد داشت و پلنگ با بزغاله خواهد خوابید»؛ کوران بینا، کران شنوا و گنگان گویا و لنگان خرامان خواهند شد. در کتاب هوشع و میکاه، که هر دو از معاصران اشعیاء‌بودند نیز از فرا رسیدن این روز و صلح و سعادت بی پایانی که پس از آن خواهد بود، سخن رفته است و از آمدن پادشاهی عادل که «طلوعهای او از قدیم و ایام ازل» بوده، خبر داده شده است. یک قرن بعد، در اواخر سده 7 ق م صفنیا و ارمیا و ناحوم از رسیدن «روز خداوند» و نزول آتش غضب الهی بر جهانِ سرشار از گناه و ظلم و فساد خبر می دهند و صفنیا و ارمیا «روز بزرگ خداوند» را بسیار نزدیک می بینند. در کتابهای این انبیا نیز گروهی که از گناه و عصیان بر کنار بوده اند، فرقه ناجیه به شمار آمده اند و ارمیا، چون اشعیا و میکاه، از ظهور پادشاهی از نسل داوود که عدل الهی را در جهان جاری خواهد کرد، خبر می دهد. در این کتابها که به دوران پیش از اسارت تعلق دارند «روز خداوند» پایان جهان نیست و سخنی از رستاخیز آخرالزمانی و پاداش و کیفر اخروی به میان نمی آید. قهر و غضب الهی و «روز خداوند» در همین جهان است و عاصیان بنی اسرائیل و دشمنان آن قوم را در بر می گیرد و پادشاهی که ظهور خواهد کرد ، عدل و اراده خداوند را از لحاظ مصالح قوم یهود برپا خواهد ساخت و عهدی را که در طور سینا بسته شده بود دوباره تجدید خواهد کرد. دوران بعد از اسارت: نبوکد نصر، پادشاه بابل (605-562 ق م) چند بار بر اورشلیم حمله ور شد و شهر را غارت و معبد را که از زمان سلیمان مرکز حیات دینی و اجتماعی بنی اسرائیل بود، ویران کرد و اکثریت آن قوم را اسیر کرده به بابل برد. این دوران تا 539 ق م که کورش هخامنشی بابل را فتح کرد ادامه داشت. در این سال کورش بنی اسرائیل را به اورشلیم بازگرداند و فرمان داد تا خرابیهای شهر را مرمت و معبد را تجدید بنا کنند . در دوران هخامنشیان و تحت حمایت آنان، اورشلیم دوباره آباد گشت و در زمان نحمیا (سده 5 ق م) به دور شهر حصاری محکم کشیده شد. در کتابهای این دوره، چون کتاب حز قیال نبی و بخشهایی از کتاب اشعیا که به اشعیاءِ دوم» و «اشعیاءِ سوم» معروف است، کتاب زکریا، حز قیال، دانیال و چند کتاب دیگر، مصیبتها و بلاهایی که از بابلیان بر قوم بنی اسرائیل رسید و خواری و ذلتی که در دوران اسارت تحمل کردند، همگی کیفر الهی و پاداش گناهان آنان به شمار آمده و آنچه غایت آرزو و انتظار آنان است بازگشت به اورشلیم، تجدید بنای معبد ، ظهور فرمانروایی از نسل داوود و تحقق وعده خداوند در سرزمین موعود است «با قلبی نو و روحی نو، پاک شده از گناه». از پیشگوییهای حز قیال حمله‌«جوج» (یأجوج) از سرزمین مأجوج است بر بنی اسرائیل، پس استقرار ایشان در اورشلیم، که خداوند وی و سپاهیانش را نابود خواهد کرد و از آن پس هیچ قدرت دیگری هرگز بر این قوم غالب نخواهد شد. در دورانی که زر و بابل از جانب کورش مأمور بازگرداندن قوم یهود به اورشلیم و تعمیر شهر شده بود، زکریا او را همان فرمانروای موعود از نسل داوود می دانست و اشعیاء دوم کورش را «مسیح» یا فرمانروایی می شمرد که از جانب خدا تعیین شده است تا قوم را از اسارت نجات دهد و مقدمات حکومت الهی را فراهم سازد. در کتاب ملاکی که ظاهراً در سده 5 ق م نوشته شده، موضوع «آخر الزمان» به معنای فرجام شناسی آن شکل روشن تری به خود گرفته است. پیش از اینکه «روز عظیم و مهیب خداوند» فرا رسید، ایلیا (الیاس) نبی، که به آسمان صعود کرده و در آنجا زنده است، ظهور خواهد کرد، خداوند در معبد خود فرود خواهد آمد، داوری بزرگ برپا خواهد شد و همه کافران و گنهکاران به پاداش اعمال خود خواهند رسید. در کتاب زکریای دوم، که 6 باب آخر کتاب زکریاست، از آمدن منجی موعود یا پادشاه عادلی که سوار بر دراز گوشی، پیروزمندانه، به اورشلیم وارد خواهد شد و سلطنت او از دریا تا دریا و تا اقصای زمین خواهد بود مژده داده شده است و هنگامی که «روز خداوند» بیاید تغییرات بزرگ کیهانی روی خواهد داد: خورشید و ستارگان تاریک خواهند شد، شب روشن خواهد گشت، «آبهای زنده اورشلیم جاری خواهد شد، که نصف آنها به سوی دریای شرقی و نصف دیگر آنها به سوی دریای غربی خواهد رفت و ... یهوه بر تمامی زمین پادشاه خواهد بود». در کتاب اشعیاء دوم «روز خداوند» هنگامی است که سیر تاریخ جهان به نقطه غایت و کمال خود می رسد و «خلقی جدید» آغاز می شود که همگانی است و خاص بنی اسرائیل نیست. حرکت و جریات تاریخ طبق طرحی پیش می رود که خداوند از آغاز آفرینش آن را معین و مقرر کرده و تا پایان زمان سیر و حرکت آن ادامه دارد. کسی که به اتمام این طرح و رساندن آن به نقطه پایان مأمور است «عبد یهوه» نام دارد و اوست که باید با تحمل رنجها و بلاهای مداوم و گوناگون گناهان بنی آدم را بر جان خود بخرد و عالم هستی را از ظلم و گناه و فساد پاک سازد و دوران جدید را آ‍‌غاز کند. در کتاب اشعیاء‌سوم از داوری نهایی خداوند و آتش خاموشی ناپذیری که همه گناهکاران را فرو خواهد سوخت و از خلق آسمانهای جدید و زمین جدید و از شکوه و جلال اورشلیم جدید و سرور و شادی همه مردم جهان در آنجا، سخن رفته است. در بخش میانی کتاب اشعیا که به «مکاشفات اشعیاء» معروف است و به دوره های متأخر (سده 3 یا 2 ق م) تعلق دارد، از انهدام جهان در آخر الزمان، رستخیز مردگان و پاداش اعمال خبر داده شده است. در میان کتابهای رسمی عهد عتیق، موضوعات مربوط به احوال آخر الزمان و ظهور منجی و رستاخیز مردگان و کیفر اعمال، از همه جا صریح تر و روشن تر در کتاب دانیال نبی آمده است. این کتاب در دوران سلطنت آنتیوخوس اپیفانس، فرمانروای سوریه و فلسطین (175-164 ق م) و در هنگامی که جامعه یهود از درون در معرض تأثیرات افکار بیگانه (یونانی و ایرانی) قرار گرفته و از بیرون گرفتار آزار و شکنجه عمال دولتی شده بود، نوشته شده و شامل پیشگوییهایی است درباره آینده جهان، ظهور پادشاهی «همچون فرزند انسان» که «با ابرهای آسمان» می آید و آغاز سلطنتی جاویدان و بی زوال که حکومت «مقدسان حضرت اعلی» و تحقق ملکوت الهی بر روی زمین است . در این زمان مردگان از خاک بر می خیزند و براساس کتابی که همه نامها در آن ثبت است نیکوکاران و گناهکاران از هم جدا می شوند و هر گروه به پاداش و کیفر شایسته خود می رسند. چنانکه ملاحظه شد، افکار و تصورات مربوط به این موضوع در کتابهای عهد عتیق به تدریج رشد و بسط یافته و «روز یهوه» که در اصل روز انتقام خداوند از گنهکاران و پیمان شکنان و کافران و هنگام استقرار حکومت یهوه بر قوم «برگزیده» خود در همین جهان بوده است در دوره های بعد از زمان اسارت (دوران پراکندگی) معنایی وسیع تر به خود گرفته و به یک تحول بزرگ «آخر الزمانی» به معنای فرجام شناسی آن، مبدل شده است. پاداش و کیفر، دیگر خاص زندگان و «بقیه» قوم نیست، بلکه عام و کلی است و همه ‌مردگان از آغاز تاریخ دوباره زنده می شوند و به داوری نهایی و به سعادت یا شقاوت ابدی می رسند و کسی که طلیعه دار این تحول بزرگ است، دیگر پادشاهی که بر بنی اسرائیل حکومت کند نیست، بلکه کسی است که دروازه های ملکوت الهی و عالم باقی را- که جز این عالم است- می گشاید. در کتابهای بین العهدین: در فاصله میان آخرین بخش کتاب عهد عتیق (کتاب دانیال) و ترتیب و تدوین اناجیل و رسالت عهد جدید، شماری کتب در میان یهودیان تصنیف شد که اصطلاحاً آنها را «نوشته های بین العهدین» می نامند. بعضی از این کتب جنبه تاریخی و داستانی دارد، برخی دیگر اندرز و سخنان حکمت آمیزی است که به انبیا و بزرگان زمانهای گذشته نسبت داده شده است و بعضی از آنها «مکاشفات» و پیشگوییهایی است درباره جهان و سرانجام آن این کتابها در شمار اسفار و صحف رسمی عهد عتیق قرار ندارد و کلیسای پروتستان نیز آنها را به رسمیت نمی شناسد، ولی کلیسای کاتولیک و کلیسای ارتودوکس شرقی چند کتاب از این گروه را که در ترجمه قدیم یونانی عهد عتیق، معروف به ترجمه «هفتادی» و ترجمه لاتین آن آمده است به رسمیت پذیرفته و در کتاب مقدس گنجانیده اند. علل رد یا قبلو کتابها از طرف یهودیان و مسیحیان هر چه باشد، شک نیست که چگونگی عقاید و جهان بینی یهودیان در این دوره و در یکی دو قرن بعد از انهدام معبد دوم (70 م) به روشنی تمام منعکس است. موضوع «آخر الزمان» و آثار و علائم آن در این نوشته ها در حقیقت بسط و ادامه همان اشاراتی است که در بخشهای آخر عهد عتیق دیده می شود با تفصیل و تنوع بیش تر. از علائم آمدن «روز یهوه» گذشته از تغییرات عظیم کیهانی، چون تاریک شدن خورشید و ماه، افتادن ستارگان از آسمان، حدوث طوفانها و زلزله های دهشتناک، بروز قحط و طاعون، در گرفتن جنگهای سخت با نیروهای ظلم وشر و فساد است. مهم ترین این وقایع هجوم سپاه یأجوج و مأجوج و فتنه مسیحای دروغین (دجال) است که مظاهر قدرتهای شیطانی اند. سرانجام قدرت و مشیت الهی بر قوای اهریمنی غالب می شود و عالمی نو که عدل و رحمت الهی بر آن حاکم است، آغاز می گردد. در اغلب نوشته های بین العهدین مهم ترین علامت پایان زمان، ظهور «منجی» است که از او به نامهایی چون مسیحا، برگزیده، پرهیزگار، پسر انسان، پسر خدا و انسان یاد شده است. وی وجودی است ازلی، که پیش از خلق جهان، موعد ظهور او و آنچه باید بکند، معلوم و مقرر بوده و اکنون واسطه آن تحول بزرگ و تبدیل عالم شر و گناه و مرگ به عالم خیر و سعادت و سُرور ابدی ، هم اوست، ولی دوران حکومت او با آغاز رستاخیز و داوری بزرگ پایان می پذیرد و از آن پس حکومت جاوید و بی زوال و بی منازع خداوند شروع می شود. این طرح کلی در همه نوشته های بین العهدین یکسان نیست و عمومیت ندارد. در بعضی از این آثار نیروهای شیطانی بر «منجی» خروج می کنند و به دست او نابود می شوند و داوری بزرگ را او انجام می دهد و اوست که بر جهان پاک شده از گناه و مرگ حکومت ابدی خواهد داشت. در برخی دیگر از این نوشته ها پیش از «منجی» یکی از انبیای گذشته (موسی، ارمیا و یا الیاس) ظهور می کند و راه را برای آمدن او هموار می سازد.در مکاشفات عزرا «منجی» که پادشاهی از نسل داوود است، 400 سال حکومت خواهد کرد و همه عوامل ظلم و تباهی را برخواهد انداخت و سرانجام در پایان دوران این جهان وی و همه خلایق خواهند مرد و پس از 7 روز باز در روز داوری بزرگ و آغاز جهان آتی همه دوباره زنده خواهند شد. در «مکاشفات» به طول کلی زمان و جهان هستی به 2 بخش تقسیم می شود: این جهان و زمان جاری که پر از شر و فساد و ظلم و گناه است و شیطان و عوامل او در آن پیوسته در کار و فعالیتند و جهان و زمان آتی که سراسر نور و سرور است و جاویدان و ابدی است و عدل و رحمت الهی بر آن حکومت دارد. در بعضی از این نوشته ها جهان آتی ادامه همین جهان است و تاریخ آن در طول همین تاریخ و زمان متعارف ماست و به اصطلاح کاملاً تاریخی است، ولی در بعضی دیگر جهان آینده در عالمی دیگر و زمانی دیگر و در آن سوی تاریخ و زمان متعارف و به اصطلاح فراتاریخی است. بسیاری از محققان معاصر معتقدند که وجه اول، که در کتب عهد عتیق پیش از دوران اسارت نیز دیده میشود، در میان قوم یهود و در نتیجه احوال و شرایط تاریخی خاص آن قوم پدید آمده است و وجه دوم به اقتضای همان شرایط و بر حسب نیازهای روحی برخاسته از آن از فرجام شناسی ثنوی ایرانی تأثیر پذیرفته و با آن درآمیخته است. از خصوصیات «مکاشفات» تقسیم طول تاریخ جهان به دوره ها معین و پیش بینی آخر الزمان یا عصر مسیحاست. در کتاب یوبیل که به «مکاشفات موسی» نیز معروف است، تاریخ جهان از آغاز آفرینش تا پایان آن به دوره های 50 ساله و در مکاشفات عزرا معروف به عزرای چهارم و زندگینامه آدم و حوا به 12 دوره 400 ساله تقسیم می شود و در مکاشفات خنوخ (معروف به خنوخ دوم) تاریخ عالم 6000 سال است، زیرا خداوند عالم را در 6 روز خلق کرد و چون هر روز خداوند 1000 سال است پس عمر جهان هم 6000 سال خواهد بود و چون خداوند روز هفتم را «استراحت» کرد پس قبل از آنکه عمر جهان به پایان رسد و خلق جدید و جهان باقی آغاز شود، یک دوران هزار ساله صلح و داد و آرامش، که عصر حکومت مسیح در آن است طی خواهد گشت و داوری بزرگ و رستاخیز در پایان آن واقع خواهد شد. در طومارهای بحر میت که به یکی از فرقه های یهودی این دوران، شاید «اسنی» یا فرقه ای نزدیک بدان تعرف داشته و اخیراً در ناحیه «خربه کُمران» فلسطین، در سواحل شمال غربی بحر میت، از زیر خاک بیرون آمده است، «روز داوری» و «روز خداوند» بسیار نزدیک تصور می شود و «جامعه» هر لحظه باید منتظر فرار رسیدن آن باشد. این گروه که ظاهراً به سبب غلبه بیگانگان بر اورشلیم در اواخر سده 2 ق م و افتادن معبد در دست عوامل دولت روم، از شهر بیرون شده و طبق گفته اشعیاء نبی «راه خدا را در بیابان بگشایید» به صورت گروهی و با قواعد و ضوابط دشوار زهد آمیز زندگی می کردند، خود را همان «قوم برگزیده» و «بقیه اسرائیل» می دانستند و طبعاً همه اقوام دیگر، حتی یهودیانی را که از آنها جدا بودند، دشمنان خدا و «فرزندان ظلمت» می شمردند. یکی از این طومارها که «جنگ فرزندان نور با فرزندان ظلمت» نام دارد، شرح جنگ بزرگی است که در آخر الزمان میان نیروهای خیر و شر در می گیرد و سرانجام پس از 40 سال «فرزندان نور» به یاری خداوند و فرشتگان بر «فرزندان ظلمت» و نیروهای شیطانی که سپاه یأجوج و مأجوج نیز در شمار آنهاست، غالب می شوند. در طومار دیگری (سرود شکرگزاری) به آفتها و بلاهایی که از هجوم نیروهای شیطانی پیش از مغلوب شدن بر جهان وارد می شود (همچون روان شدن رود عظیمی از آتش که همه چیز را می سوزاند و کوهها و صخره ها را ذوب می کند) و نیز به داوری بزرگ و پاک شدن جهان از گناه و فساد و مرگ و نو شدن هستی(خلق جدید) اشاره شده است. در نوشته های این فرقه از 2 مسیحا سخن می رود: «مسیحای اسرائیل» که رهبر سیاسیی و نظامی است و «شمشیرش بر همه اقوام داوری خواهد کرد» و «مسیحای هارونی» از نسل هارون که مقام دینی و روحانی دارد و کاهن بزرگ است و در آخر الزمان آداب و اعمال دینی را اجرا می کند. علاوه بر این دو ، یک «نبی» نیز در این زمان ظاهر می شود که شاید کسی باشد که چون الیاس در نوشته های عهد عتیق و بین العهدین، راه را برای آمدن مسیح هموار می کند. چنین به نظر می رسد که این فرقه در حدود 70 م مورد هجوم سپاه روم قرار گرفته و به کلی مضمحل شده است. لیکن تأثیرات برخی از آرائ خاص آ“ها در دوره های بعد در مسیحیت و هم در دین یهود آشکار است. در تلمود: موضوع آخر الزمان و علائم آن در تلمود ادامه و بسط همان مطالبی است که در ادبیات بین العهدین دیده می شود. به طور کلی در نوشته های این دوره ( از سال 70 م تا سده 6 م) مدت عمر جهان را از آغاز آفرینش 6000 و گاهی 7000 سال دانسته اند و دورانی که زمان دنیا را از زمان عالم آخرت جدا می کند «ایام مسیحا»ست و مدت آن گاهی 40 سال ، گاهی 70 سال، گاهی 365 (به تعداد روزهای سال)، گاهی 400 و گاهی 1000 سال حساب می شود. در این دوران است که آشفتگیهای بزرگ در اوضاع طبیعی، حوادث خونبار و فتنه های صعب، ظهور جانوران دهشتناک و جنگهای سخت با یأجوج و مأجوج و سایر قدرتهای شیطانی روی خواهد داد و سرانجام خداوند جهان را از این بلاها پاک و هستی را نو خواهد کرد. شرایط دشواری که بعد از تخریب معبد به دست عمال دولت روم در سال 70 م بر قوم یهود تحمیل شده بود و پریشانیها و آوارگیها و تیره روزیهای روز افزون آنان و یأس و حرمانی که از شکستها و سرکوب شدنهای پی در پی در دل و جانشان جای گرفته بود، این گونه تصورات و آرزوها را در میان آنان تشدید و تقویت می کرد و کسانی بودند که با یقین تمام وقوع این تحول بزرگ را بسیار نزدیک می دیدند و با بی صبری حتی روز و ساعت آن را پیش بینی و تعیین می کردند. ولی هنگامی که پیش بینیها یکی پس از دیگری بی نتیجه ماند و از شدت آزای و شکنجه ها چیزی کاسته نشد، ربانیان و علمای یهود هر گونه پیش بینی را در این باب مذموم و ناصواب دانستند و گفتند که زمان بازگشت حکومت «داوودی» و زوال حکومتهای ظلم و جور از اسرار الهی است و هیچ کس بر آن آگاهی ندارد. یکی از نکاتی که در نوشته های تلمودی تازگی دارد و ظاهراً برخاسته از وقایع سیاسی و تاریخی این دوران است، انتظار ظهور 2 مسیحا در آخر الزمان است. یکی «مسیحا بن یوسف» از نسل یوسف پیامبر که در جنگ با یأجوج و مأجوج کشته می شود و دیگری «مسیحا بن داوود» از نسل داوود که کار را به پایان می رساند و داوری بزرگ را آغاز می کند. برخی از محققان معاصر معتقدند که «مسیحا بن یوسف» در حقیقت تصویری است از «بارکو کبا» رهبر شورشیان یهودی، که از 132-135 م با حکومت روم به نبرد برخاست. «بارکو کبا» در این پیکار کشته شد. ظاهراً در میان یهودیان کسانی بودند که جنگ با رومیان را جنگ آخرالزمانی با نیروهای شیطانی تصور می کردند و شهادت «بارکوکبا» را مقدمه ظهور مسیحا در پایان جهان می دانستند. درباره جنبشهایی که به نام طلوع ایام مسیحا در دوره های بعد پدید آمد، در مقاله «مسیح» گفت و گو خواهد شد . 3.مسیحیت نظریاتی که در باره آخر الزمان در بخشهای مختلف کتاب عهد جدید آمده است یکسان و یکنواخت نیست و به دشواری می توان تصویری روشن و هماهنگ از آنها در این باب به دست آورد. علت این امر آن است که اولاً هر 4 انجیل و بخشهای دیگر کتاب عهد جدید نقل اقوال و گزارشهایی درباره اقوال و اعمال عیسی (ع) است که از قول شاگردان و نزدیکان او روایت شده و طبعاً تصورات و دریافتها و سوابق ذهنی ناقلان و نیز زمینه های فکری و فرهنگی شنوندگان در محیطهای متفاوت، در اشکال و معانی روایات مؤثر بوده است. چنانکه گفته شد در یکی دو قرن پیش از میلاد مسیح و در طول قرن اول انتظار ظهور منجی یا مسیحایی از نسل داوود، در میان قوم یهود شدت تمام گرفته بود و به اشکال و صور گوناگون جلوگر می شد. در نظر نخستین پیروان عیسی و مسیحیان اولیه، عیسی انسانی بود برگزیده خدا ، مسیحای موعود و منتظر که گناهان همه گنهکاران را بر خود گرفت، آزار دید، مصلوب شد و روز شوم از گور برخاست و به آسمان صعود کرد و به زودی «رجعت» خواهد کرد. اوست که باید جهان را از ظلم و فساد پاک کند، بندگان خدا را از غلبه نیروهای شیطانی رهایی بخشد و راه رستگاری نهایی را بگشاید. با مرگ عیسی که قربان شدن اوست، میثاق جدیدی میان انسان و خدا بسته می شود. پس از آنکه مسیحیت به سرزمینهای غربی راه یافت و در محیط فکری و فرهنگی یونانی رو به رشد و گسترش نهاد، سخنان منسوب به عیسی که در اصل به زبان آرامی بود، به زبان یونانی ترجمه شد و پیام او، که دنباله نبوتهای پیشین بود و از افکار منعکس در «مکاشفات» یهود و تعلیمات کسانی چون یحیح بن زکریا (معمدان) مایه می گرفت، در قالب تعبیرات و تصورات دینی مردم آن سرزمینها جای گرفت و با مقولات فکری و فلسفی یونانی آمیخته شد. با اینکه نوسندگان انجیلها و نامه ها و سایر بخشهای کتاب عهد جدید همگی عیسی را همان مسیحای موعود آخر الزمان می دانستند، ظاهراً در هیچ یک از سخنانی که ا زاو نقل کرده اند (جز در انجیل یوحنا که جدیدترین انجیلهاست و از افکار یونانی متأثر است) وی خود را صریحاً «مسیحا» نگفته و هیچ یک از القاب و عناوین خاص آن («آنکه می آید»، «پسر انسان»، «پسر خدا»، «انسان») را مستقیماً بر خود اطلاق نکرده است و به نوعی بدانها اشاره می کند که گویی مقصود کس دیگری جز خود اوست . او همیشه از این عناوین به صورت سوم شخص (غایب ) سخن می گوید، ولی در عین حال و در غالب موارد، فحوای کلام و مضمون عبارات به روشنی حاکی از آن است که مرجع این گونه اشارات شخص اوست. علاوه بر این، پاره ای از سخنانی که در انجیلها از عیسی (ع) نقل شده است، نشان می دهد که وی خود راآغازگر تحولی بزرگ و آورنده عصری جدید و منجی آخر الزمان می شناخته است. اینکه عیسی یحیی معمدان را همان الیاس پیغمبر می داند که ظهورش مقدمه ظهور مسیحاست، نیز ناظر بر همین معنی است. در بخشهای مختلف کتاب عهد جدید در باره آخر الزمان و هنگام رسیدن آن، چند گونه قول و روایت دیده می شود: 1ـ عیسی که خود یک چند از پیروان یحیی بود و به دست او غسل تعمید یافته بود، در آغاز مانند او پایان جهان را بسیار نزدیک می دید و مردمان را به «توبه»‌و بازگشت به سوی خدا دعوت می کرد و می‌گفت که تنها کسانی بخشوده و رستگار خواهند بود که پیش از رسیدن آن روز خود را از گناه شسته و شایسته برخورداری از رحمت الهی باشند. بنابر روایت مرقس و متی، الیاس که باید پیش از آمدن مسیح بیاید و ظهور وی وقوع داوری بزرگ را اعلام کند، هم اکنون آمده است. عیسی در جواب شاگردان خود که از آمدن الیاس سؤال کرده بودند، گفت: «البته الیاس می آید و تمام چیزها را اصلاح می کند. لیکن به شما می گویم که الحال الیاس آمده است؛ و او را نشناختند بلکه آنچه خواستند با وی کردند..... آنگاه شاگردان دریافتند که درباره یحیی تعمید دهنده بدیشان سخن می گفت». بدین سان، پایان جهان امری بود قریب‌الوقوع و هر لحظه انتظار آن می رفت که صور به صدا در آید و قیامت آغاز شود. 2ـ بعد از مرگ عیسی رستاخیز و صعود او، این آینده نزدیک طبعاً به آینده دورتری، یعنی بعد از رجعت و به زمانی که هنوز بعضی از شاگردان او زنده خواهند بود موکول شد : «هر آینه به شما می گویم بعضی از ایستادگان در اینجا می باشند که ملکوت خدا را که به قوت می آید نبینند ذائقه موت را نخواهند چشید».. گاهی نیز از رجعت او در آینده ای بسیار دور، پس از ظهور مسیحیان دروغین و وقوع جنگها و قحطها و حوادث دیگر، سخن می رود و در مواردی دیگر به آینده ای نامعلوم، که هیچ کس جز خداوند (پدر) از آن آگاه نیست اشاره می شود . به گفته پطرس رسول این تأخیر نشانه‌رحمت الهی است و نباید موجب شک و تردید شود؛ زیرا که خداوند به بندگان خود مهلت داده است تا توبه کنند و از گناه پاک شوند. 3.رجعت عیسی و آغاز روز بزرگ و داوری نهایی، واقعه داست ناگهانی و هیچ علامتی از وقوع آن خبر نمی دهد. کمرهای خود را بسته، چراغهای خود را افروخته بدارید .... مستعد باشید، زیرا در ساعتی که گمان نمی برید پسر انسان می آید»؛ «ملکوت خدا با مراقبت نمی آید ... زیرا چون برق که از یک جانب زیر آسمان لامع شده تا جانب دیگر زیر آسمان درخشان می شود، پسر انسان در یوم خود همچنین خواهد بود»؛ «در لحظه ای ، در طرفه العینی، به مجرد نواختن صور اخیر ، زیرا کرنا صدا خواهد داد و مرگان بی فساد برخواهند خاست و ما متبدل خواهیم شد». 4.ولی در موارد دیگر از علائمی که رجعت عیسی و وقوع آخر الزمان را خبر می دهد و از حوادثی که پیش از آن روی خواهد داد، به تفصیل سخن می رود؛ بشارت عیسی به سراسر جهان خواهد رسید. پیغمبران کذّاب و مسیحان دروغین ظاهر خواهند شد، قحطها و وباها و زلزله های بزرگ و جنگها و بلاهای سخت روی خواهد داد، آفتاب و ماه تاریک می شوند و ستارگان فرو می ریزند، اساس افلاک متزلزل می شود، برادر برادر را و فرزند پدر را به هلاکت می سپارد و پدر فرزندش را به قتل می رساند، «اما همه اینها آغاز دردهای زه است». در پایان این احوال علامت پسر انسان بر آسمان پدیدار و مسیح «در جلال خود در ابرها» و یا «با فرشتگان قدرت خود و در آتش مشتعل» ظهور خواهد کرد، دشمنان خدا و دجال فریبار را که معجزه های دروغین می آورد و مردم را به گمراهی و ارتداد می کشاند، نابود خواهد کرد و دشمن آخرین که مرگ است نابود خواهد شد. سپس مردگان با پیکری روحانی زنده خواهند شد و مسیح داوری بزرگ را برقرار خواهد کرد، بدکاران در آتش خواهند سوخت و مؤمنان و پاکان «چون آفتاب رخشان خواهند شد» ، زمین و آسمان نو می شود و خلق جدید آغاز خواهد شد. 5.شرح وقایع آخر الزمان در کتاب عهد جدید از همه جا مفصل تر و نزدیک تر به فرجام شناسی یهود در کتاب عهد جدید از همه جا مفصل تر و نزدیک تر به فرجام شناسی یهود در کتاب مکاشفه یوحنا آمده است. این کتاب که در اواخر سده 1 ق م نوشته شده، شامل رؤیاها و مکاشفاتی است درباره پایان جهان، که غالباً به صورت تمثیلهای عجیب ، از آن گونه که در کتاب دانیال نبی دیده می شود بیان شده و تصویری از شهر آسمانی (اورشلیم سماوی) که جایگاه مؤمنان و رستگاران است ارائه می دهد. پیش از رجعت عیسی ، تحولات عظیم، کیهانی واقع می شود (چون باریدن خون و آتش از آسمان، خونین و زهرآگین شدن دریاها و رودها، تاریک شدن خورشید و ماه و ستارگان ... که در پی هم از دمیدن 7 فرشته در صورهای خود روی می دهد) ، فتنه ها و بلاهای عظیم بروز می کند، چون بیماری و مرگ، جنگ و کشتار، قحط و خشکسالی . سپس مسیح با سپاهی از فرشتگان از آسمان فرود می آید، 2 حیوان عجیبی که نمودار قدرتهای شیطانی حاکمند و جهان را به فساد کشیده اند و نیز دجال و پیروانش مغلوب و نابود می شوند، دجال در دریای آتش افکنده می شود و پرندگان از خون و گوشت جباران و بدکاران سیر می شوند. چون قدرتهای شیطانی نابود شدند، شیطان خود به زنجیر کشیده می شود و 1000 سال در قعر هاویه محبوس می‌ماند. در این 1000 سال شهیدان زنده می شوند و مسیح بر جهان حکومت می کند و صلح و خیر و برکت در جهان برقرار می گردد.


دسته‌بندی نشده

سایت ما حاوی حجم عظیمی از مقالات دانشگاهی است . فقط بخشی از آن در این صفحه درج شده شما می توانید از گزینه جستجو متن های دیگری از این موضوع را ببینید 

کلمه کلیدی را وارد کنید :

دسته بندی: دسته‌بندی نشده

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

مطالب مرتبط

دسته‌بندی نشده

3 (1249)

تعریف روانشناسی: عنوان کتاب حاضر، نویسنده را موظف می‎دارد که «روان‎شناسی» را، بدواً به صورت هر چه ساده توضیح و تشریح نماید. و سپس از «محیط اداری» تعریف به دست دهد. چه، شرط مبادله‌صحیح اطلاعات ادامه مطلب…

دسته‌بندی نشده

3 (1250)

تعریف روانشناسی: عنوان کتاب حاضر، نویسنده را موظف می‎دارد که «روان‎شناسی» را، بدواً به صورت هر چه ساده توضیح و تشریح نماید. و سپس از «محیط اداری» تعریف به دست دهد. چه، شرط مبادله‌صحیح اطلاعات ادامه مطلب…

دسته‌بندی نشده

3 (1251)

فهرست مندرجات عنوان صفحه پیشگفتار مقدمه 1- هدف و دامنه کاربرد 2- مراجع الزامی 3- اصطلاحات و تعاریف 4- الزامات مدیریتی 4-1 سازماندهی 4-2 سیستم کیفیت 4-3 کنترل مد ارک 4-4- بازنگری درخواست‎ها، پیشنهادها و ادامه مطلب…

background