به نام خدا این دریای نیمه شور و بسته خزر بین دو قاره آسیا و اروپا واقع شده از جهت دارا بودن ذخایر مختلف انرژی در طبقات زیرین آنها و نیز منابع بیولوژیکی و بهره برداری از آنها نقش مهمی در شکوفایی اقتصادی کشورهای همساهی ایفا می کند. دریاچه خزر با ایجاد کانال ولگا ـ دن بواسطه ارتباط با دریای آزوف و دریای سیاه می تواند با آبهای آزاد مرتبط باشد. از این رو اهمیت ویژه ای را بخود اختصاص داده است. معرفی دریای خزر دریای خزر یا دریای مازندران به شکل تقریباً مستطیلی است که طول آن شمالی جنوبی بوده در شمال کشور ایران و در قاره آسیا واقع است. مجموع سواحل شمالی ایران بطول 992 کیلومتر از آستارا تا خلیج حسینقلی بخش جنوبی آن را در بر گرفته است. از نظر اروپائیان نام کاسپین از نام قومی به نام کاسپی که در جنوب غرب این دریا می زیسته اند گرفته شده است نامهای دیگری نیز به این دریا داده شده است. معدودی از آن عبارتند از: بحر حیوانات، بحر آبسکون، دریای طبرستان، دریای قزوین و غیره. (دریای خزر به سبب اینکه بطور طبیعی به اقیانوسهای منجمد شمالی یا اقیانوس اطلس راه ندارد دریاچه ای است که از نظر وسعت و بزرگی از زمانهای قدیم به غلط نام دریا به آن داده شده است به سبب انحلال 85/12 (در هزار) نمک آب آن کمی شور است ولی این شوری از دریاهای دیگر کمتر است.) از نظر وسعت می توان آن را بزرگترین دریاچه کره زمین دانست طول آن از شمال به جنوب حدود (1205) کیلومتر و پهنای آن در پهن ترین منطقه در بخش شمالی دریا حدود (554) کیلومتر و در تنگ ترین قسمتها که بین شبه جزیره آبشوران و دماغه کیا ولی قرار دارد (202) کیلومتر است. این دریا بین عرض های 35 ، 34 ، 36 ، 13 ، 42 شمالی و طولهای 29 ، 44 ، 54 ، 39 ، 38 ، 46 شرقی قرار دارد. از این نظر، گسترش شمالی و جنوبی و شرقی و غربی آن شرایط بسیار متفاوتی از نظر آب و هوا میزان تبخیر و واردات آب شیرین در آن ایجاد می کند که نه تنها از نظر اکولوژی و محیط زیست تنوع فراوانی به آن می دهد بلکه از نظر ساختمانی نیز تغییراتی از نظر عمق نیروهای مؤثر و بالاخره ویژگیهایی از نظر روانهای دریایی در آن ایجاد می شود. محیط این دریا حدود 6379 کیلومتر که 992 کیلومتر آن در خاک ایران و بقیه در خاک شوروی است مساحت آن حدود 000/438 کیلومترمربع یعنی 5/6 برابر دریاچه آرال و 5 برابر دریاچه سوپریورو 13 برابر دریاچه بایکال است. حجم آن طبق محاسبه جدید حدود 79319 کیلومترمکعب می باشد. طول مجمع خطوط کرانه های آن 6379 کیلومتر است که 992 کیلومتر سواحل جنوبی آن از مصب رود اترک در شرق تا مصب رود آستارا در غرب ایران است. عمق متوسط این دریا 180 متر و حداکثر آن در بخش جنوبی به 50/945 متر می رسد. از مجموع مساحت 3733000 کیلومترمربع حوضه آبگیر دریای خزر حدود 2516000 کیلومترمربع آن در سطح ایران (دامنه های شمالی سلسله جبال البرز) و بقیه در سطح کشور شوروی قرار دارد. سطح آب دریای خزر در دوره یخچال اوایل دوران چهارم حدود 80 متر از سطح فعلی آن بالاتر بوده ولی امروز سطح آن 26 متر از سطح اقیانوسها کمتر است. تقسیمات = از نظر اختصاصات حیاتی و عمق سنجی آن را به سه قسمت شمالی، مرکزی و جنوبی تقسیم می کنند. عمق متوسط در بخش شمالی یعنی در شمال که خطی از جزیره تیولن به دماغه توب کارآگای می رسد در حدود 5 متر و حجم آن حدود 94/0 درصد کل این دریاست از نظر مساحت بخش شمالی این دریا حدود 73/27% مساحت کل دریای خزر را شامل می شود. این قسمت در حد جنوبی خود حداکثر تا 50 متر عمق دارد خزر شمالی مدت زیادی از سال را منجمد است و سواحل آن پست و شنی و دارای جزایر متعددی است. حد جنوبی قسمت خزر میانی خطی است که از جزیره ژیلوی به دماغه کوالی می رسد عمق متوسط آن 176 متر و حداکثر عمق آن 770 متر می باشد. حجم خزر میانی کمتر از 3/1 حجم کل دریای خزر است. خزر جنوبی = این منطقه شامل سواحل ایران و شبه جزیره آشوران و دماغه کوالی است. عمق متوسط آن 325 متر و عمیق ترین نقطه آن دارای عمق 980 متر است حجم آن کمی کمتر از 3/2 حجم کل دریای خزر است. در سواحل ایران عمیق ترین نقطه در نزدیک و امتداد سواحل شهسوار است و برجستگی زیر دریایی یا ارتفاعی که بخش مرکزی را از بخش جنوبی جدا می کند در خاک روسیه قرار دارد. 3ـ4ـ توپوگرافی سواحل و بستر دریای خزر در سمت شمال این دریا، جلگه وسیعی امداد یافته که به نام جلگه شمال خزر نامیده می شود. در بخش میانی دریا در قسمت ساحل غربی، ادامه رشته کوههای قفقاز دیده می شوند و در منطقه شبه جزیره آپشرون دوباره می توان جلگه ها و زمینهای پستی را مشاهده نمود. در جنوبی ترین قسمت در طول ساحل در منطقه ای باریک، ناحیه جلگه ای لنکران امتداد یافته که به این ترتیب کوههای طالش را از دریای خزر جدا می کند. در بخش ساحلی جنوب دریاچه یک جلگه بسیار باریک خزر را در بر گرفته و به موازات ساحل رشته کوههای البرز قرار دارد. وجود تپه ها، برجستگیها و چین خوردگیهای با شیب تند و جلگه های بسیار مرتفع در بخش شرقی از سمت شبه جزیره تیوپ کاراگان به سمت سواحل دریا کاملاً مشهود است. فلات مان قشلاق، کندرلی و وستیورت و خلیج معروف قره بغاز در قسمت شمال شرقی به جلگه اوستیورت پیوسته و در بخش جنوبی این خلیج فلاتی بنام کراسنوودسک قرار گرفته است. در امتداد طولی منطقه کراسنوودسک رشته کوههای کپه داغ کشیده شده و ساحل در بخش جنوبی این ناحیه در سطح پایینتری قرار دارد. بطور کلی تنوع و گوناگونی پستی و بلندیهای سواحل و بستر دریاچه خزر را می توان ناشی از ساختار زمین شناسی آن دانست. پستی و بلندیهای کف دریای خزر را می توان به سه بخش تقسیم نمود: فلات قاره ای، شیب قاره ای و بستر گودالهای عمیق. فلات قاره از منطقه ساحلی شروع شده و تا عمق 200 متری ادامه می یابد. شیب فلات قاره ای نیز از انتهای خط فلات قاره آغاز که در خزر جنوبی حدود 750 متری و در خزر میانی بین اعماق 500 تا 600 متری پایان می یابد. دو گودال عمیق دریای خزر شامل گودال عمیق واقع در خزر جنوبی با عمیق حدود 1025 متر و گودال دیگر به نام دربند با عمق 788 متر می باشد. کف دریا در قسم خزر شمالی تقریباً هموار می باشد. جزایر و بلندیهای بسیاری چون کوالی در این ناحیه واقعند که به واسطه حرکات امواج تشکیل شده اند. شیارهایی در کف خزر شمالی به چشم می خورد که بزرگترین آنها مان قشلاق و اورال می باشد. کف خزر مرکزی با بخش شمالی خزر کاملاً متفاوت است، بطوریکه در این ناحیه سه منطقه فلات قاره، شیب قاره و کف گودال عمیق به طور مشخص جدا و متمایز می شوند. (م. موسوی روحبخش، 1379) حدود و موقعیت جغرافیایی منطقه مورد مطالعه : چاه چینه شناسی خزر ـ 1 ناحیه: شمال غرب بندرانزلی ـ دریای خزر جنوبیچ ارتفاع از سطح آب: دریای بالتیک 5/26 متر ارتفاع میز دوار: 5/23 متر (نسبت به سطح خزر) عمق نهایی: 5576 متر مختصات: طول شرقی: 510 ، 345 ، X عرض شمالی: 633 ، 4169 ، Y عمق آب در محل: 23 متر نوع چاه: اکتشافی تاریخ شروع حفاری: 14 / 6 / 68 تاریخ خاتمه حفاری: 18 / 2 / 70 وضعیت: موقتاً متروکه چینه سازی سازنده ها شروع سازند از سطح دریا از سکوی حفاری نئوکاسپین 49 - 46 - خووالینسکین 103 - 100 - خزرین 253 - 250 - باکودین 470 - 467 - آپشرون 815 - 812 - آگچاگسیل 1796 - 1793 - چکلن 2813 - 2810 - مجموعه منقطع 3930 - 3927 - کرتاسه 4410 - 4407 - عمق نهایی 5579 - 5576 - تاریخچه حفاری چاه خزر ـ 1 : ارزیابی نفت و گاز در طبقات دوران سوم زمین شناسی (سازندچکین) و نیز طبقات دوران دوم (کرتاسه؟) می باشد. همچنین اطلاعات مفید و ارزشمندی از نظر زمین شناسی اکتشافی حاصله از این چاه که می تواند رهگشای تجارب حفاری چاههای آینده در حوضه دریای خزر باشد. چاه خزر ـ 1 در فاصله تقریبی 30 کیلومتری شمال غرب بندرانزلی و در بخش میانی و ترجیحاً جنوب شرقی تاقدیس زمین شناسی شماره 1 از سری تاقدیس های مناسب هفتگانه در ضلع جنوب غربی دریای خزر قرار گرفته است. برنامه حفاری این چاه در خلال سال های 68 ـ 1365 و با استفاده از اطلاعات چاههای ساحلی بحر خزر و نیز تلفیق این اطلاعات با دانستنیهای حفاری چاههای منطقه باکو از آذربایجان (شوروی سابق) توسط کارشناسان مدیریت اکتشاف و تولید، تهیه و تدوین گردیده است. از 39 تاقدیس زمین شناسی (مخزن) واقع در آبهای خزر جنوبی متعلق به کشورمان فقط 16 تا از این تاقدیسها را در نظر گرفته شدند و بقیه که در آبهای نسبتاً عمیق و بیش از 200 متر واقع شدند، در آن زمان در نظر نگرفتند تا در آینده با تکنیکهایی چون کشتی حفاری برای حفاری آنها اقدام شود که خوشبختانه زمان آن فرا ریده و در سال آینده شاهد حفاری بر روی یکی از تاقدیسهای مناطق عمیق خزر جنوبی خواهیم بود. که در صورت اثبات وجود هیدروکربور، مقدار زیادی سوخت فسیلی به ذخایر نفتی و گازی کشورمان افزوده خواهد شد که این خود نقش مؤثری در شکوفایی اقتصادی مملکت خواهد داشت و شناسایی حوضه رسوبی خزر حتی به فرض عدم وجود هیدروکربور رهگشای حفاری مخازن بعدی خواهد بود. حفاری : تصمیم بر این بود که سه حلقه چاه هر کدام به عمق تقریبی m 6000 در مرحله اول و در زمانی حدود 5 سال در نقاط مختلف ساختمان زمین شناسی شماره ـ 1 حفر شود که در صورت اثبات وجود نفت و گاز چاههای توسعه ای نیز حفاری و در غیر این صورت ساختمان های مناسب دیگر مورد شناسایی حفاری های اکتشافی قرار خواهد گرفت. جالب توجه ایت که مقدار زیادی گاز متان در همان ابتدای چاه از اعماق 200 تا 500 متری توسط دستگاههای مجهز گازسنج ثبت گردید. (بیوگاز) گل حفاری با استفاده از آب دریای خزر (شوری gr/lit 5/12) و نبتونایت می باشد که به منظور جلوگیری از ریزش طبقات زمین و فشارهای احتمالی این گل را سنگین کردند تا جائیکه باعث damage شدن چاه گردید. یک چاه اکتشافی هر چه که عمق آن افزایش یابد با مشکلات حفاری ـ زمین شناسی بیتری مواجه می شود. از قبیل: حضور فشارهای بسیار زیاد طبقات زمین تحت تأثیر وزن طبقات رویی و یا حضور گاز و نفت بصورت پاکت و اختلاف فشار بین لایه های زمین. آثار هیدروکربور : در آپشرون ـ آگچاگسیل ـ چکین و نهشته های کرتاسه بصورت گازهای متان تا هگزان آثار هیدروکربور در گل حفاری و لایه های مختلف توسط دستگاههای گاز کروماتوگراف و گاز دتکتور ثبت گردیده است. تاریخچه مطالعات قبلی دربحر خزر : بطور کلی مطالعات صورت گرفته بر روی خزر و حواشی آن را می توان در دو بخش خلاصه کرد: 1ـ مطالعات انجام گرفته بر روی سواحل اتحادجماهیرشوروی سابق و کشورهای تازه استقلال یافته. 2ـ مطالعات انجام گرفته بر روی سواحل ایران و بخش دریایی آن. 1ـ نخستین مطالعات زمین شناسی بر روی نهشته های نفت و گاز دریای خزر در قرن پنجم میلادی بوسیله پریسکوش () انجام شد. بعدها در سال 1820 میلادی، مطالعه مجموعه های جانوری و نیز چشمه های نفتی باکو و شبه جزیره آپشرون بصورت تفضیلی، توسط ایچوالد () انجام گرفت. (). در سال 1872 میلادی سولوکیدزه () مطالعات جامعی بر روی ساختمان های زمین شناسی سواحل و جزایر جنوبی خزر متمرکز کرد و در سال 1900 میلادی یا مطالعات دقیق صورت گرفته توسط زنتسیکی () حدود 150 منطقه نفتی در نواحی مختلف دریای خزر کشف گردید. (). در سال 1907 میلادی گلوبیاتنیکوف () معروف به پدر زمین شناسی شبه جزیره آپشرون ضمن انجام یک سلسله مطالعات سیستماتیک وجود منابع نفت و گاز در فلات قاره خزر را بررسی کرد. (موسوی روح بخش 1376). در سال 1934 میلادی آرکانجسکی () ضمن مثبت دانستن حضور گل فشان ها در پیدایش تجمعات نفت و گاز مطالعات جامعی بر روی ذخایر دریای خزر از دیدگاه هیدروکربنی انجام داد. (). اولین عملیات ژئوفیزیک دریایی در سال 1930 توسط کامپورتسوف () پایه گذاری شد. همچنین مطالعات ژئوفیزیکی که در سال 1943 در دریای خزر آغاز گردیده بود منجر به کشف میادین بزرگی از نفت و گاز در سراسر دریای خزر (شمالی ـ میانی ـ جنوبی) گردید. (موسوی روح بخش 1370). در سالهای بعد، عملیاتی جامع، لرزه نگاری، زمین شناسی، ژئوشیمیایی و اقیانوس با بررسی های دقیق و همه جانبه افرادی چون کلنوا () ، علی اف () ، سولوویف () ، خاین () ، خوشبخت () ، بانجوویج () و بنیادزاده () صورت گرفت و نتایج بسیار مثبتی حاصل گشت. (موسوی روح بخش 1370). تحقیقات گسترده تر در دریای خزر با بهره گیری از امکانات پیشرفته تر، پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی سابق توسط شرکت های ملی نفت محلی (متعلق به کشورهای همجوار) با همکاری کنسرسیوم های نفتی شروع شده و در حال انجام است. مطالعات انجام گرفته بر روی سواحل ایران : در سال 1931 میلادی ارنی () با استفاده از مطالعات گلوبیاتنکیکوف () بررسی های ارزنده ای بر روی نهشته های سواحل و کوهپایه های شمالی البرز انجام داد. متعاقباً در سال 1935 میلادی ژیلت () مطالعات و تحقیقات گسترده ای بر روی فسیلهای نرم تن رسوبات مناطق ذکر شده انجام داد که در نهایت منجر به شناسایی و نامگذاری دقیق آنها گردید. (). در بین سالهای 1339 تا 1344 یاسینی وارنی () از شرکت استخراج نفت ایران بررسی های ارزشمندی از دیدگاه چینه سازی و فسیل شناسی بر روی نهشته های منطقه انجام دادند. در سال 1939 میلادی // بازدیدی از کل مازندران برای شرکت نفت ایرانیان انجام داد. در سال 1349 آگاه و بیات ارزیابی جامعی از رخنمون های منطقه به منظور آگاهی از منابع نفتی بعمل آوردند و نتایج مطالعات آنها بصورت گزارشات جامعی توسط شرکت ملی نفت ایران منتشر گردیده است. (). در سال 1353 سیاح در گزارش 367 G.R. زمین شناسی و تفسیر ژئوفیزیکی جنوب دریای خزر از آستارا تا بندر ترکمن مورد تفسیر و بازنگری قرار گرفت. در سال 1365 موسوی روح بخش گزارش 400 G.R. شرکت ملی نفت را که پیش بینی زمین شناسی اولین چاه دریایی خزر از شمال انزلی بود، تهیه کرد. در سال 1368 مطالعات موسوی روح بخش بر روی مغزه های حفاری شده چاه دریایی شماره 1، قزل تپه 2 در نهشته های آقچاگسیل خزر ـ 1 نمک و ایندریت (بصورت گل کلمی) را در فواصل مختلف مشخص کرد. گزارش 375 G.R. در سال 1371 توسط موسوی روح بخش تحت عنوان «زمین شناسی تکمیلی چاه اکتشافی دریایی شماره 1 دریای خزر و شمال انزلی» تهیه شد. در سال 1372 امیر بهبودی و موسوی روح بخش و همکاران پروژه تحت عنوان «زمین شناسی ژئوفیزیکی شرق و غرب خزر» را انجام دادند. در سال 1379 سعید خدابخش مطالعاتی بر روی نهشته های رسوبی پلیوسن در جنوب خزر و مغفوری مقدم بر روی رسوبات اشکوب آقچاگسیل و آبشرون رد منطقه مغان انجام دادند. در سال 1379 شرکت نفت خزر اطلاعات جدیدی در خصوص ژئوفیزیک و زمین شناسی خزر جنوبی در مجموعه ای از 35 گزارش بصورت مدون ارائه داد. در آن با همکاری شرکتهای خارجی خود (شرکتهای نفتی شل، لاسمو …) موفق به کشف قریب به 34 ساختار مناسب در خزر جنوبی شده اند . در سال 1380 ابراهیم حیدری در زمینه چینه شناسی لرزه ای توالی های دلتای قدیمی سفیدرود (جنوب غرب دریای خزر) ، پایان نامه کارشناسی ارشد، مطالعاتی را انجام داد. در سال 1371 پروژه لرزه نگاری دریایی، دریای خزر، انزلی با نظارت کارشناسان ایرانی و توسط شرکت ژئوفیزیکی // از جمهوری آذربایجان به نام رسید و در سال 1373 گزارش تعبیر و تفسیر این پروژه توسط کارشناسان اداره کل ژئوفیزیک اکتشاشف نفت تهیه شده است. چینه سازی لرزه ای خزر جنوبی که توسط پروفسور چارلز لاو در سال 2000 (گروه مطالعاتی خزر جنوبی) انجام شده است. در سالهای اخیر نیز مطالعات گسترده ای بر روی نواحی اطراف دریای خزر صورت گرفته است. به حضور شرکتهای نفتی بین المللی این مطالعات سرعت بیشتری یافتند. بخش عمده ای از این مطالعات بررسی های چینه سازی سکانسی انجام گرفته در منطقه است. یکی از منابع اصلی انجام این مطالعه بوده اند. در بین سالهای 1309 تا 1320 تعداد 5 حلقه چاه اکتشافی کم عمق در سواحل آمل تا محمودآباد حفر گردید. با توجه به محدودیت اطلاعات زمین شناسی موجود، تمامی چاههای مذکور خشک (غیرتولیدی) تشخیص داده شدند. در سالهای 1346 تا 1348 تعدادی چاه عمیق و بسیار عمیق اکتشافی در سواحل دریای خزر (از شرق تا غرب) حفر گردید. فقط یک حلقه چاه در منطقه گرگان دارای گاز اقتصادی بوده و در بقیه چاهها یا به آب یا به گاز غیراقتصادی برخورد کردند. با وجود این چاههای مذکور اطلاعات ارزشمندی از زمین شناسی سواحل ایران (بخصوص چینه شناسی منطقه) در اختیار زمین شناسان قرار دادند. در سال 1356 ، تجلی پور و میثمی از 5 تا 10 متری نهشته های (لجن های) کف دریای خزر نمونه برداری کردند و نرم تنان زنده و یا صدفهای باقیمانده در آنها را بررسی و فراوانی آنها را ثبت کردند. این مطالعه از دیدگاه شیلات و تغذیه ماهیان شیلاتی حائز اهمیت است. (موسوی روح بخش 1376). در سال 1365 وزارت نفت ایران با همکاری اتحاد جماهیر شوروی سابق (تا سال 1370) و جمهوری آذربایجان (تا سال 13749) با انجام یکسری برداشتهای منظم بستر شناسی و حفر چاههای کم عمق (حداکثر تا 50) بر بستر خزر در غرب و شرق این دریاچه، اطلاعات زیادی در مورد بستر دریاچه خزر بدست آورد. (موسوی روح بخش 1376). در سال 1368 وزارت نفت ایران شروع به حفر 3 حلقه چاه عمیق اکتشافی در نواحی مختلف دریای خزر کرد. عبارتند از: ـ خزر 1 در جنوب غربی دریای خزر، در شمال بندر انزلی ـ خزر 2 (یا مقدار 1) در جنوب شرقی دریای خزر، در شمال گرگان ـ خزر 3 (یا میثم 1) در جنوب غربی دریای خزر، در شمال بندر انزلی مطالعات صورت گرفته بر روی این چاهها و نمونه های بدست آمده از آنها مجهولات زیادی از زمین شناسی این مناطق را روشن کرد. همچنین در سالهای اخیر مطالعات ژئوفیزیکی و ژئوشیمیایی متعددی در منطقه انجام شده است. در حال حاضر نیز شرکت نفت خزر () با همکاری شرکتهای نفتی // در حال انجام تحقیقات بسیار جامعی به منظور یافتن میادین نفت و گاز در منطقه است. متأسفانه بدلیل اینکه مطالعات اکتشافی سواحل خزر در ایران در مراحل اولیه می باشد و بدلیل محرمانه بودن اکثر این گزارشات اشاره به مضمون آنها امکان پذیر نمی باشد. در مورد مطالعات چینه شناسی سکانسی صورت گرفته در منطقه نیز از آنجا تنها دو دهه از عمر چینه شناسی سکانسی می گذرد بدیهی است مطالعات چینه شناسی سکانسی صورت گرفته در بخش ایرانی دریای خزر بسیار محدود می باشد و تنها به چند مورد محدود می شد. مهمترین آنها عبارتند از: ـ مطالعات چینه شناسی سکانسی دریای خزر در سال 2000 توسط کنسرسیومی از شرکتهای نفتی برای شرکت ملی نفت ایران انجام گرفت. ـ مطالعات چینه شناسی سکانسی شبکه انزلی و حاشیه جنوب شرقی دریای خزر (خزردی ، 1372). محدودیتهای مطالعه : کمبود اطلاعات لرزه ای با کیفیت مناسب در این بخش باعث شده است. مطالعه چینه شناسی سکانسی با محدودیت مواجه گردد. این کمبود بخصوص در نتیجه گیری های عددی بیشتر به چشمی می خورد برای دوری جستن از خطاهای احتمالی ناشی از این نقیصه سعی شده است. اساس کار بر اطلاعات کیفی و تفاسیر چینه شناسی سکانسی منطقه استوار گردد. همچنین از آنجا که بیشتر اطلاعات مربوط به حواشی ایرانی دریای خزر به دوران سوم محدود می شود. به ناچار برای دوری جستن از خطاهای احتمالی مطالعه بر روی رسوبات دوران سوم متمرکز گشته است. در اختیار نداشتن اطلاعات مورد نیاز برای استفاده از نرم افزارهای پیشرفته زمین شناسی همچون // نیز از دیگر محدودیتهای مطالعه در منطقه بوده است. محدودیت چاههای موجود در منطقه و در اختیار نداشتن اطلاعات کامل از چاهها سایر نواحی دریای خزر بزرگترین محدودیت این نوع مطالعات می باشد و بالاخره عدم تعیین سن پی سنگ اقیانوسی دریای خزر از جمله مواردی است. همواره زمین شناسان را بر روی این منطقه مطالعه می کنند با مشکل مواجه می سازد. منابع اطلاعاتی : داده های مورد استفاده در انجام این مطالعه عبارتند از: 2 عدد مقطع لرزه ای // شده یکی مقطع افقی و دیگر مقطع عمودی که از محل چاه خزر ـ 1 می گذرد و این مقاطع لرزه ای در سال 1992 توسط شرکت ملی نفت ایران تهیه شده اند. منطقه ای تحت پوشش این مقاطع عمود بر هم قرار می گیرد شبکه انزلی /// می شود. کیفیت این مقاطع بخصوص در اعماق زیاد پایین است. ـ لاگهای رادیواکتیو، // مقاومت، // شیب سنجی، وزن مخصوص، کالیپر، … چاه خزر ـ 1 ـ گزارش های چاه خزر ـ 1 (نیمه کامل) ـ // چاه دریائی خزر ـ 1 ـ گزارش چینه شناسی لرزه ای شبکه انزلی ـ منابع کتابخانه ای، اینترنت، مجموعه ای از مقالات هدف از مطالعه : چاه دریایی خزر ـ 1 بعنوان اولین چاه دریایی (در آبهای کم عمق بحر خزر) بوده است. هدف از حفاری این چاه ارزیابی نفت و گاز در طبقات دوران سوم زمین شناسی (سازند چکین) و نیز طبقات دوران دوم (کرتاسه) بوده است. این چاه در سال 1369 با استفاده از پروفیل های لرزه ای که در سال 1345 از اولین عملیات لرزه نگاری تهیه شده بود، حفاری شد. اما بدلیل کیفیت نامطلوب این مقاطع و همچنین دو بعدی بودن آنها، موقعیت حفاری این چاه بیشتر براساس اطلاعات زمین شناسی و ژئوفیزیکی کشور آذربایجان و بر پایه مطالعات آنها و همچنین با استفاده از اطلاعات چاههای ساحلی بحر خزر حفاری شده است. متأسفانه حفاری این چاه موفقیت آمیز نبود و حفاری آن در عمق m 5576 در ابتدای کرتاسه بالایی خاتمه یافت. با این حال با توجه به اینکه این چاه، تنها چاه حفاری شده در بخش جنوب غربی منطقه دریایی خزر جنوبی در ایران است. لذا بررسی و مطالعه بیشتر بر روی این چاه می تواند اطلاعات ذیقیمت و دست اول زمین شناسی اکتشافی را در اختیار قرار دهد تا رهگشای تجارب حفاری چاههای آینده در حوضه دریای خزر باشد. این چاه در بلوک لرزه نگاری انزلی قرار دارد و بطور کلی اهداف زیر در مطالعه این چاه با استفاده از 2 نیم رخ لرزه ای عبورکننده از روی این چاه و همچنین لاگهای گرفته شده از این چاه موردنظر بوده است: 1ـ انطباق داده های چاه اکتشافی با نیمرخ های لرزه ای از نظر رخساره رسوبی و محیط تشکیل آنها. 2ـ بررسی مکانیزم چین خوردگی تاقدیس شماره ـ 1 (محل حفر چاه خزر ـ 1) و نیز نوع گسلهای آن. 3ـ بررسی و مطالعه لاگهای گرفته شده از این چاه. 1ـ2ـ6ـ1ـ تکامل حوضه خزر از پرمین تا کواترنر پرمین : از نظر پالئوژئوگرافی این زمان در ناحیه کنونی خزر شرایط قاره ای به همراه حوضه های آبی کوچک حکمفرما بوده است. وجود رسوبات قاره ای رنگی در شرق خزر در مانقشلاق و اوستیورت و در غرب دامنه های قفقاز بیانگر چنین محیطی است. در این دوره در تتیس و ناحیه کنونی قفقاز رسوبات کربنات در یک دریایی نهشته می شدند و در حوضه های آبی حاشیه خزر شرایط آب شور وجود داشت. (). در خزر شمالی و میانی شرایط قاره ای و ساحلی حاکم بود در حالیکه خزر جنوبی در محدوده حوضه دریایی بزرگ تتیس قرار داشت که قفقاز و البرز جزئی از آن بودند. تریاس : در زمان تریاس تغییر قابل ملاحظه ای در ساختار حوضه در مقایسه با پرمین پایانی رخ نداد. در مجموع به علت نبود سوابق سنگی پرمو ـ تریاس در شرق و غرب خزر، شرایط رسوبی این دوره بخوبی بررسی نشده است. ژوراسیک : در آغاز ژوراسیک بخش عمده ای از خزر در یک حوضه دریایی حمفرما بود (شکل 1ـ8). مجموعه رسوبات ژوراسیک در شرق خزر، محدوده مانقشلاق شامل: رسوبات تخریبی به رنگ خاکستری تا قرمز رنگ حاوی آثار گیاهی بوده و در جنوب غربی پری کاسپی و شمال اوستیورت از رسوبات قاره ای قلوه سنگی و ماسه ای تشکیل شده اند. با توجه به این یافته ها در بخش شرقی خزر میانی، شمالی شرایط قاره ای وجود داشته که به همراه دریاچه های کوچک، امکان رسوبگذاری رسوبات دانه ریز را فراهم آورده است. بیشترین ضخامت رسوبات ژوراسیک زیرین به 5/2 ـ 2 کیلومتر می رسد. به طور خلاصه می توان گفت که بیشتر بخشهای پلیت اسکیف ـ توران و شمال خزر و بخش شرقی خزر میانی، بخشهای شرقی و شمالی خزر شمالی شرایط قاره ای به همراه دریاچه های کوچک حکمفرما بوده، در حالی که در قفقاز شرایط دریایی وجود داشت و فرورفتگی کورا در واقع بخش عمیق دریا بوده که رسوبات دانه ریز در آن نهشته می شد. ژوراسیک میانی: این زمان تمامی حوضه کنونی خزر در بخش دریایی (قسمتی از اقیانوس بزرگ تتیس) قرار داشت. بخش بزرگی از خزرمیانی و خزرشمالی فلات قاره این حوضه آبی محسوب می شدند. قفقاز بزرگ، بالکان بزرگ و برآمدگی آبشوران در محدوده شیب قاره آن قرار می گرفتند و خزرجنوبی، فرورفتگی کورا حوضه عمیق این دریا بودند (شکل 1ـ8). ژوراسیک پایانی: هم چنان در حوضه خزر شرایط دریایی حکمفرما بود و در اثر پیشروی دریا سرزمینهای مانقشلاق، اوستیورت و فرورفتگی شمال خزر در زیر آب فرو رفتند. قسمتهای مختلف حوضه در این زمان به شرح ذیل می باشند: فلات قاره شامل خزرمیانی و خزرشمالی. شیب قاره احتمالاً مجموعه برآمدگی آبشوران ـ بالخان بزرگ و بخشی از قفقاز بزرگ. بخش عمیق حوضه شامل خزر جنوبی، البرز و دره کورا. کرتاسه : در این زمان حوضه خزر نسبت به ژوراسیک پایانی تغییر عمده ای را نشان نمی دهد. این دوره را دوره پیشرویهای بزرگ حوضه خزر نامیده اند. اما در بخشهای شرقی خزر شمالی و میانی پسروی دریا با رسوبات قاره ای، همراه بوده است (شکل 8ـ1). کرتاسه پایانی: تمامی حوضه کنونی خزر به شکل حوضه دریایی بود. وجود رسوبات دانه ریز با ضخامت کم در منطقه کورا و خزر جنوبی نشان می دهد که این مناطق عمیق ترین بخش حوضه را تشکیل می دادند. حوضه خزر در کرتاسه پایانی تحت فشارش قرار گرفت و در طی آن ناحیه قفقاز کوچک و بزرگ دچار بالاآمدگی شدند (). پالئوژن : در این زمان هم چنان در خزر شرایط دریایی حکمفرما بود، اما در البرز، قفقاز بزرگ و کوچک خشکی توسعه پیدا کرد و جزایر کوچکی در ناحیه مانقشلاق به وجود آمد که در زمانهای بعد کوه مانقشلاق را ایجاد نمودند. در پالئوسن ـ ائوسن حوضه خزرجنوبی، به همراه بخش غربی ترکمنستان، دره کورا و نواحی شمالی تر، حوضه دریایی را تشکیل می دادند که خزرجنوبی بخش عمیق آن بود. فاز چین خوردگی در این زمان علاوه بر، قفقاز بزرگ و کپه داغ ناحیه آبشوران را تحت تأثیر قرار داد و باعث جدایش حوضه جنوبی خزر از بخش میانی شد. در الیگوسن ـ میوسن زیرین فاز کوهزایی در نواحی قفقاز و کپه داغ شدت بیشتری گرفت. بخش جنوبی خزر همچنان جزئی از حوضه دریایی عمیقی بود که از جنوب به البرز و از شرق به کپه داغ محدود می شد. برآمدگی آبشوران ـ بالخان، خزرجنوبی را از خزرمیانی تفکیک می نمود. بنابراین ضخامت رسوبات دریایی در روی این برآمدگی نسبت به دو حوضه مجاور کمتر است. نئوژن : در میوسن میانی و بالایی بخش شرقی دریای خزر فلات قاره ای بود که در آن، رسوبگذاری صورت می گرفت شکل (1ـ8). در پلیوسن زیرین فاز کوهزایی پیرینه ای باعث بالاآمدگی قفقاز، مانقشلاق، بالخان و جبال البرز گردید که به دنبال آن پسروی دریای چلکن اتفاق افتاد. در حوضه جنوبی خزر با پسروی دریای کم عمق چلکن و عقب نشینی خط ساحلی، رودخانه ها با شدت بیشتری شروع به فرسایش نموده و // را تشکیل می دهند. در اثر این پسروی نهشته های قاره ای چلکن در حوضه خزر جنوبی (منشأ نفت و گاز) بر جای گذاشته می شوند. حوضه خزر در پلیوسن میانی محیط بسته و لب شوری را تشکیل داد که به شکل کنونی به موازات نصف النهار کشیده شده بود. در این زمان فعالیتهای زمین ساختی در حوضه بسیار شدید عمل می نمود. بالاآمدگی () کوههای قفقاز و فرونشست () خزر جنوبی، کوههای کورا و ترک هم چنان ادامه داشته است. در پلیوسن پایانی دریای آگچاگیل با وسعیت حدود 5/3 برابر دریای امروز خزر شروع به پیشروی می نماید و تا نواحی ولگاگراد کشیده می شود. در قاعده روسبات کنگلومرایی و سپس مجموعه متناوبی از مارن و ماسه به روی رسوبات چلکن نهشته می شود. ضخامت این رسوبات در مناطق مختلف از دهها متر تا چند صد متر متغیر است. شکل (1ـ8) : نقشه گستره رسوبی حوضه خزر از ژوراسیک تا میوسن. () () 1ـ خشکی 2ـ ناحیه فرسایشی بستر با رسوبگذاری ضعیف 3ـ مرز فلات قاره 4ـ مرز شیب قاره 5ـ مرز سازندها 6ـ رسوبات تخریبی دریایی 7ـ رسوبات کربنات دریایی 8ـ رسوبات تخریبی ـ کربناته دریایی 9ـ رسوبات دریایی کربناته ـ سیلیسی 10ـ رسوبات کربناته ـ دریایی 11ـ رسوبات اذرآواری 12ـ رسوبات فیلیشی A ـ ژوراسیک آغازی B ـ ژوراسیک میانی C ـ ژوراسیک پایانی D ـ کرتاسه آغازی E ـ کرتاسه پایانی F ـ پالئوسن ـ ائوسن G ـ‌الیگوسن ـ میوسن H ـ میوسن. فعالیت های تکتونیکی در پلیوسن پایانی نسبت به پلیوسن میانی تا حدی کاهش یافت اما فرونشینی خزرجنوبی و غرب خزرمیانی و بالاآمدگی کوههای قفقاز و البرز هم چنان ادامه داشت. در آگچاگیل پایانی و آغاز آپشرون دریای خزر از سمت شرق عقب نشینی نموده به طرف غرب پیشروی می نماید شکل (1ـ8) و شکل (1ـ9). شکل (1ـ9) : نقشه ستبرای رسوبات در میوسن و پلیوسن (منحنی ها به کیلومتر) 1ـ رسوبات سارماسین بالایی 2ـ پلیوسن میانی 3ـ ناپیوستگی و شکل های عمیق براساس اطلاعات لرزه ای و ژئوکوستیک. (شکل 1ـ10) : ستبرای رسوبات در پلیوسن و پلیوسن بالایی (منحنی ها به کیلومتر) 1ـ پلیوسن 2ـ پلیوسن بالایی کواترنری : در ابتدای کواترنر دریای خزر به سرعت عقب نشینی نمود و از وسعت آن کاسته شد، بطوریکه تراز آب به 300 متر پایین تر از تراز کنونی رسید. به دنبال این پسروی بستر قدیمی دریا به سرعت شروع به فرسایش نمود و دره های رودخانه ای و مسیرهای زمین لغزش در آن گسترش پیدا کرد. ضخامت رسوبات کواترنر در خزرمیانی به حداکثر یک کیلومتر و در خزرجنوبی به 5/1 کیلومتر می رسد. میزان فرونشست در حوضه خزرجنوبی 3ـ2 کیلومتر و در خزرمیانی 7/0ـ1 کیلومتر در میلیون سال محاسبه شده است. شکل (1ـ11) : نقشه ستبرای رسوبات کواترنر (منحنی ها به کیلومتر) 1ـ مرز زیر رسوبات کواترنر 2ـ مرز زیر رسوبات باکوین پایانی شکل (12ـ1) : لیتولوژی رسوبات باکو () و خزر () 1ـ گل 2ـ سیلت و سیلتستون 3ـ ماسه و ماسه سنگ 4ـ قلوه سنگ 5ـ کنگلومرا 6ـ آهک 7ـ غبار آتشفشانی 8ـ خرده های فسیلی در مجموع با توجه به تغییرات انجام گرفته در حوضه خزر از پرمین تا کواترنر می توان تاریخچه تشکیل دریای خزر را در مزوزوئیک و سنوزوئیک به دو بخش اساسی تفکیک نمود: مرحله اول: ژوراسیک ـ کرتاسه زیرین یک حوضه اقیانوسی با گسترش بستر وجود داشت. در این زمان حوضه دریایی تتیس به موازات مدار در محدوده دریای سیاه و دره کورا و خزرجنوبی کشیده شده بود. نواحی کنونی قفقاز بزرگ و آبشوران ـ بالخان به احتمال زیاد شیب قاره حوضه دریایی تتیس بودند و خزرشمالی و میانی در مقاطع مختلف بخشی از خشکی، فلات قاره و یا شیب قاره را تشکیل می دادند. مرحله دوم: در کرتاسه پایانی کی فاز فشارشی رخ داد. این مرحله را به دو بخش کوچکتر تقسیم نموده اند: در نخستین مرحله طی کرتاسه پایانی پالئوسن و میوسن بالاآمدگی کوههای قفقاز، البرز رخ داد و به دنبال آن جدائی خزر از دریاهای آزاد صورت گرفت. در بخش دوم تاریخچه زمین شناسی دریای خزر بعنوان یک حوضه بسته شکل گرفت. مهم ترین مشخصه این حوضه پس از بسته شدن پیشروی ـ پسروی آن می باشد. 1ـ2ـ7ـ تاریخچه نوسانات تراز آب دریای خزر دریای خزر تا نئوژن در مجموعه اقیانوس پاراتتیس قرار داشت. همزمان با بالا آمدن کوههای قفقاز در الیگوسن، ابتدا حوضه دریای سیاه و سپس خزرجنوبی فرآیند فرونشینی را تحمل نمودند. جنبشهای آلپی در این دوره باعث جدایش حوضه پونتوکاسپی از آبهای اقیانوسی شد، و قفقاز بزرگ همچون جزیره ای در میان مجموعه آبی دریای خزر، سیاه و بخشهایی از قفقاز و سرزمین های پست پیرامون آن قرار داشت. در انتهای سارماسین () به همراه حرکات شدید در امتداد ستاوروپل ـ دزیولا، فرورفتگی های ترک و کوبان، ریون و کورا از هم جدا شدند و فرورفتگی مانیچ () به شکل تقریب کنونی ظاهر شد (). در زمان مئوسین () حوضه پونتوکاسپی بعد از ارتباط کوتاه با اقیانوس، بار دیگر بصورت حوضه بسته ای در می آید. پونسین () (پلیوسن زیرین) آخرین زمانی است که حوضه پونتو ـ کاسپین بعنوان یک حوضه بسته آبی واحد شناخته می شود. چرخه آگچاگیل: بزرگترین پیشروی در این زمان روی داد. (شکل 13). براساس مطالعات پالئومغناطیس، این پیشروی معادل را با دوره گوس ـ ماتیاما (3ـ2 میلیون سال پیش) در نظر گرفته اند (). به نظر می رسد که تراز آب دریا در آن زمان اندکی از تراز آب در آخرین پیشروی بزرگ خوالین آغازی بیشتر بوده است. حوضه آگچاگیل با پسروی بزرگ خاتمه یافت. (). شکل (1ـ13) : محدوده دریای خزر در پیشروی آگچاگیل () چرخه آبشوران: در نیمه دوم دوره ماتیاما (7/0 ـ 2 میلیون سال پیش) پیشروی آبشوران (پلیوسن پایانی) اتفاق افتاد (). تراز آب و مساحت خزر در این زمان کمتر از پیشروی آگچاگیل بود. (). در انتهای پلیوسن پایانی دریا عقب نشینی کرد، بطوریکه رسوبات سواحل قدیمی آن هم اکنون در اعماق 150 متری دریا قرار دارند (). شکل (1ـ14): محدوده دریای خزر در پیشروی آبشورا (). چرخه باکو: براساس مطالعات پالئومغناطیس پیشروی باکو در پلیستوسن آغازی 690 هزار سال پیش رخ داده است و براساس مطالعات ترمولومینساس، سن مطلق رسوبات این زمان از 48= 000/400 تا 53= 000/400 سال تغییر می کند. (). به علت پیشرویهای خزر وخوالین شواهد زیادی از رسوبات ساحل باکو در دسترس نیست (علیزاده، 1382). چرخه خزر: در آغاز این چرخه دریا پیشروی نمود. براساس مطالعات صورت گرفته بر روی رسوبات ساحلی قدیمی خزر می توان گفت تراز آب دریا در آن دوره 20- تا 15- متر بوده و سن رسوبات خزر آغازی 300ـ250 هزار سال بدست آمده است (). چرخه خوالین: بزرگترین پیشروی کواترنر خزر در خوالین روی داد. تراز آب در این پیشروی به 48ـ47 متر رسیده است (شکل 16). مقایسه نوسان تراز آب دریای خزر با نوسانات تراز آبهای آزاد و چرخه های یخبندان و بین یخبندان نشان می دهد که اثر تغییرات جهانی بر ناحیه خزر همیشه همسان نیست بلکه با اختلاف فاز همراه می باشد (علیزداده، 1382). شکل (1ـ15): مرز گسترش پیشروی خزر () 1ـ پیشروی خزر آغازی 2ـ پیشروی خزر پایانی 3ـ سواحل فرسایشی 4ـ عوارض تجمعی خزر پایانی 5ـ عوارض تجمعی خزر آغازی شکل (1ـ16): مرز پیشروی خوالین آغازی () 1ـ حداکثر پیشروی // 4ـ2 پیشروی در ترازهای مختلف 5ـ سواحل فرسایشی 6ـ عوارض تجمعی 7ـ گستره آبرفتی 8ـ دلتاها در شکلهای (18ـ1) و (19ـ1) نوسانات تراز آب دریا خزر در طول پلیستوسن و هولوسن نشان داده شده است. چرخه های پیشروی ـ پسروی خود از سیکل های کوچکتری تشکیل شده اند. شکل (1ـ18): نوسانات تراز آب خزر در پلیستوسن () ـ چرخ پیشروی ـ پسروی خزر آغازی (1ـ باکوی آغازی 2ـ باکوی پایانی 3ـ ارونجیک) ـ پسروی ونیز ـ چرخه پیشروی ـ پسروی خزرآغازی (4ـ پالئوسینگیل 5ـ سینگیل 6ـ کاسوژ) ـ پیشروی خزر پایانی ـ پسروی آتل ـ چرخه پیشروی ـ پسروی خوالین ـ چرخه پیشروی ـ پسروی نووکاسپی شکل (1ـ9) : نوسان تراز آب در پلیستوسن پایانی ـ هولوسن () ـ چرخه پیشروی ـ پسروی خوالین آغازی ـ پسروی خوالین میانی ـ چرخه پیشروی ـ پسروی خوالین پایانی ـ پسروی مانقشلاق ـ چرخه پیشروی ـ پسروی نووکاسپی شکل (1ـ20) : چرخه پیشروی ـ پسروی نووکاسپی در طول هولوسن با کمی تغییر از () هولوسن در دریای خزر 1000ـ8000 سال قبل با پسروی مانقشلاق آغاز می گردد. در این پسروی تراز آب خزر به 5/50- متر می رسد. از این زمان به بعد چرخه پیشروی ـ پسروی نووکاسپی شروع گردید که در طی آن تراز آب از 19- تا 26- متر در نوسان بوده است. جدول (1ـ4) : پیشرویهای پلیو ـ کواترن دریای خزر. خطوط دوتایی پسرویهای مهم را نشان می دهند. در ستون سوم و چهارم ارتفاع مطلق خط ساحل نووکاسپین و خوالین نشان داده شده است. () جدول (1ـ5) : مقایسه چرخه های نوسان تراز آب دریای خزر با دوره های یخبندان و بین یخبندان در اروپا () علل پیشروی و پسروی دریا : مطالعات نشان می دهد که نوسانات مرز ارتباط خشکی با دریا به علت پیشروی و پسروی دریاست که نهایتاً طرح های چینه ای آنلپ () و آفلپ () را ایجاد می نماید. تغییرات سطح آب دریا شامل نوسانات در مقیاس جهانی و همچنین تغییرات محلی است. بزرگترین تغییرات سطح آب دریاها در مقیاس جهانی معمولاً به دوره های یخچالهای قاره ای نسبت داده می شود. نوسانات محلی خط ساحلی دریا می تواند نتیجه فعالیت تکتونیکی یا تعادل ایزوستازی و یا فرونشینی لیتوسفر باشد. کوچکترین نوسانات موجب تغییر طرح رسوبگذاری می شود و رود سریع رسوبات، آنهایی که دلتا را می سازند، می توانند پسروی محلی دریا را موجب شود اگر رسوبگذاری رودخانه در محل ورود به دریا متوقف شود دلتا دیگر گسترش پیدا نکرده و فرونشینی ساحل، موجب پیشروی اب دریا می گردد. امروزه پلیت تکتونیک عامل اصلی نوسانات جهانی دریاها محسوب می شود. بعنوان مثال، پیشروی آب دریاهای کم عمق بطرف قاره ها در طول پالئوزوئیک و مزوزوئیک، زمانی که قاره ها در نتیجه برخورد به یکدیگر می پیوندند و یا در نتیجه ایجاد ریفت ها از هم جدا می شوند، حجم حوضه های اقیانوسی تغییر می کند. عقیده بر این است که جدایش قاره ها از هم، با کاهش حجم حوضه های اقیانوسی همراه بوده و پسروی وسیع دریاها را باعث شده است. بعبارت دیگر پسروی ها مهم دریاها، نتیجه افزایش گنجایش اقیانوسها است. نوسانات ماهانه و سالانه سطح دریای خزر : سطح آب دریای خزر دارای یکسری تغییرات منظم و ریتمیک ماهیانه است. از اسفندماه هر سال شروع به بالا آمدن کرده و در مرداد به حداکثر ارتفاع خود می رسد، پس از این ماه شروع به پایین رفتن می کند (تفاوت بین حداقل و حداکثر حدود 2/26 سانتی متر است) این تغییرات منظم و مرتب مرتبط با طبیعت رژیم هیدروکلیماتولوژی منطقه است. چرا که حداکثر بارندگیها و ذوب برفها در اواسط زمستان و فصل بهار صورت می گیرد. آبهای حاصل که /// طغیانی رودخانه ها و جریانهای سیلابی بهاری را می سازند وارد دریا شده و سطح آن را بگونه ای منظم و تدریجی بالا می برند و بالعکس در تابستان /// سیلابی رودخانه ها کاهش چشم گیر دارد و تبخیر نیز افزوده می شود و سطح دریا پایین می رود. تغییرات سطح آب دریای خزر در 10 تا 12 سال گذشته بخصوص دو، سه سال اخیر اهمیت زیادی پیا کرده است و باعث مشکلاتی شده است. بطور کلی ثابت شده است که هر 30 سال یکبار تحت تأثیر عوامل تکتونیکی یا اقلیم دریای خزر دارای نوساناتی بوده است. در مورد اقلیم زمانی بوده است که سطح تبخیر کم شده و یا بعبارتی وجود ابر مانع از تبخیر گردیده است که مصادف با پیشروی بوده است مثل سال 1356 تا 1370 . آخرین پیشروی های دریای خزر در سنوات اخیر در سال 1356 آغاز و تا سال 1370 ادامه داشت که باعث شد حدود m 5/1 سطح آب خزر نسبت به صد سال گذشته بالاتر بیاید ( از m 28- تا m 265- ) . آخرین اندازه گیری های آب خزر در تابستان 1376 ، m 26- است (گزارش مرکز تحقیقات منابع آب). بطور کلی از ابتدای پینستوسن میانی تا عهد حاضر ارتفاع تراز آب خزر نسبت به دریاهای آزاد بشرح زیر است: صفحات 74 ، 75 ، 76 در سفیار «علل پیشروی آب خزر» در سال 1368 در رامسر، دکتر معتمد و دکتر موسوی روح بخش مسئله افزایش آب خزر را به دلیل فعالیت و فوران گل فشانها و سرد شدن اب خزر (علل تکتونیکی) مطرح نمودند که تا حدودی مورد قبول واقع شد. علت فوران گل فشانها در رنج سالهای 1356 تا 1368 رویداد چند زلزله /// زلزله باکو، جنوب لنگران و هنچنین ورود بار رسوبی استان گیلان در طی سالیان زیاد احتمالاً تشدید فوران گل فشانها را باعث شده است. دریای خزر دارای نوسانات مختلفی می باششد که بصورت نوسانات کوتاه مدت، نوسانات قطبی و نوسانات قرنی طبقه بندی شده است. دریای خزر و تراز آب از سال 1308 الی 1356 تراز آب دریا بیش از 3 متر کاهش یافته است. از سال 1356 الی 1366 تراز آب دریای خزر، 5/1 متر افزایش یافته است. بررسی ارقام جداول صفحات 74 و 75 نشان می دهد از اوائل قرن 11 تا نیمه قرن 13 سطح دریای خزر به حداقل میزان خود در دوره های تاریخی اخیر می رسد همچنین در گذشته دوره هائی وجود داشته در طول 30 سال (1815 تا 1845) سطح دریا حدود 3 متر و در طول 15 سال (1800 تا 1845) حدود 7/4 متر نسبت به سطح فعلی پایین تر بوده اند در فاصله سالهای 1235 تا 1306 در طول 71 سال بالا آمدگی نسبتاً شدیدی وجود داشته طی آن سطح دریا از 30- به 15- متر بالا آورده است. بالا آمدن آب دریای خزر به سطح 22- متر در سال 1800 میلادی و تداوم آن که مورد تأیید محققان مختلف قرار گرفته در سواحل شرقی و جنوبی خزر نیز با آثار مورفولوژیک همراه است. بدین طریق می توان تأکید نمود که خزر در مجموع نوسان مخصوص به خود را داشته و از حالت دوره ای و سیکلی برخورد نبوده است در سیکل بالا آمدگی فعلی نیز سرعت بالا آمدن سطح آب دریای خزر یکنواخت و منظم نمی باشد بنا به آمار کمیته دولتی و هواشناسی و وزارت عمران و اقتصاد و آب شوروی، میزان بالا آمدگی سطح آب در 5 سال اول (1978 تا 1983 به میزان 85 سانتی متر) بطور متوسط 17 سانتی متر در سال بوده در حالیکه در 5 سال دوم سیکل جاری (1983 تا 1988 به میزان 45 سانتی متر) بطور متوسط فقط به 7 تا 10 سانتی متر در سال رسیده است. در حال حاضر میانگین سطح دریای خزر برای شوروی ها cm 01/27 و برای ایران cm 35/26 است و اختلاف cm 66- موجود است. (علت این اختلاف در انتخاب مبدأ است روس ها با سطح بالتیک سنجش کرده و ایران با خلیج فارس). دلایل این افزایش : بررسی منحنی نوسانات 60 ساله بندرانزلی نشان می دهد که در شاخه پر آبی دریا و در جهت بالا آمدن سطح آب هستیم تا به حد افزایشی سال 1308 برسیم: ـ یکی از عوامل بالا آمدن پرآبی ولگا است. ـ حجم ریزش ها روی دریای خزر افزایش یافته است. ـ از سال 1980 برای استفاده از معدن طبیعی خلیج قره بغاز ورودی آب به آن کنترل شده حدود یک میلیارد مکعب شده حال آنکه قبل از آن 20 میلیارد مترمکعب هر ساله به این خلیج وارد می شده است. ـ افزایش حرارت زمین ـ بالا آمدن کف دریا در اثر تکتونیک هم ممکن است این پیشروی را سرعت بخشد. چون پوسته کف خزر جزئی از خاک ایران زمین است و هماهنگونه پوسته ایران زمین در زیر فشارهای سپرهای عربستان و روسیه است و با چین خوردگی و گسلیده شدن فشارهای وارده را تحمل می کند بستر خر نیز از این قاعده مستثنی نمی تواند باشد. ـ اثر ستاره هالی: هر 76 سال یکبار عبور می کند و موجب بهم خوردگی و اختلالات جوی می شود. ـ نشست نفت در حوالی باکو 000/100 مترمکعب در روی آب موجب جلوگیری از تبخیر می شود. از لحاظ هواشناسی اقلیم خزری بطور کلی آب و هوای // (نیمه حاره ای) محسوب می شود که در منطقه کار اینجانب (جنوب غرب خزر) بصورت منحنی زنگی C می باشد. حدود حوضه های رسوبی (پیشروی و پسروی دریاها) : یکی از مسائل اصلی پالئوژئوگرافی تعیین حدود منطقه زمین های خارج از آب و همچنین زمین های واقع در زیر آبهاست. معمولاً پس از پیشروی دریا روی خشکی، فرسایش موجب تشکیل رسوبات جدیدی می گردد بطوریکه این رسوبات جدید بخصوص در اطراف رسوبات قدیمی تر مربوط به حوضه رسوبی سابق گسترش می یابد. تعیین حد پیشروی و پسروی دریا را می توان از تغییراترخساره و نیز دریافت پاره ای از رخساره ها معرف کم عمق شدن یا پسروی آب دریا (رخساره های مردابی ـ کولابی) بوده، برخی رخساره ها مؤید افزایش عمیق دریا و یا گسترش بیشتر حاکیاز پیشروی آب دریاست. بطور کلی پیشروی آب دریا را می توان با در نظر گرفتن نکات زیر مشخص نمود: رسوبات پیشرونده بطور جداگانه و مستقل روی ساختمان یا طبقات زیرین خود قرار دارند در حالیکه حد آنها کم و بیش بوسیله سطح فرسایش و یا زاویه دگرشیبی متمایز می گردد. رسوبات قاعده یک سکانس پیشرونده از مواردی است که از زمین های کرانه و ساحل همان دریای پیشرونده فرسایش نموده است. این مواد اغلب قلوه سنگها و ذراتی است که بصورت کنگلومرا و پورنگ در قاعده رسوبات پیشرونده مشاهده می گردد. (کنگلومرا و پورنگ همیشه معرف رسوبات پیشرونده نیست، چنانچه ساحل دریای پیشرونده از نوع سواحل پست باشد، تخریب و فرسایش در کرانه آن بکندی صورت می گیرد، کنگلومرا پورنگ تشکیل نمی گردد. اگر بصورت بین لایه ای دیده شوند به آن کنگلومرای بین تشکیلاتی گویند.) رسوبات مربوط به پسروی دریا دارای مشخصات دیگری است از جمله اینکه گسترش آنها نسبت به زمین های قبلی خود کمتر و شامل رخساره های کم عمق بوده که بتدریج مردابی و سپس به نوع رخساره خشکی می رسد. با شناسایی دقیق رخساره ها این امکان وجود دارد که بتوان مراحل حرکات تکتونیکی و کوهزایی را تعیین و سن آنرا مشخص نمود. رخساره های که حاکی از پیشروی آب دریا باشند در صورتیکه بطور دگرشیب نسبت به طبقات زیرین خود قرار گرفته باشند می توانند مرحله یا مراحل مختلف تکتونیکی در گذشته را ثابت نمایند. در حالیکه سری پیشرونده نسبت به لایه های قبلی خود هم شیب باشد بین حرکات ساده خشکی زائی () است. برخی صفحات سنگ شناسی رخساره ها نیز می تواند حاکی از نوع آب و هوای دوره یا زمان تشکیل آنها باشد. مثلاً ایلیت معمولاً در آب و هوای معتدل و کائولینیت در آب و هوای نزدیک به استوا یا استوایی تشکیل می گردند. از رنگ رخساره ها نیز می توان به نوع محیط تشکیل آنها پی برد. اما به نظر دکتر آقانباتی عواملی چون عملکردهای زمین ساختی، بالا آمدن سست کره و یا دیاپیرها نمی توانند در بالا آمدن سطح آب مؤثر باشند. لذا در بالا آمدن سطح آب باید عوامل کوتاه مدت طبیعی (مانند چرخه های آب و هوایی، افزایش دمای زمین و عوامل مصنوعی) (جلوگیری از تبخیر در قره بغاز، ورود پساب شهرها، تغییر مسیر رودهای بزرگ به داخل دریاچه) اثر عمده تری دارند. ملاحضات دیرینه جغرافیایی پسروی و پیشروی دریای خزر: سطح دریای خزر در مقایسه با دریاهای دیگر ناهماهنگ می باشد. تغییرات سطح دریای خزر بطور متناوب و پشت سر هم روی می دهد و این از نقطه نظر پژوهشهای زیربنائی آن بسیار جالب و بامعنی است. فدروف (1957 ، 1961) وابری نیتوا (1964) پیشروی در خور توجه پلیئستوسن جوان اشکوب خوالین در کاسپین را در یک مقطع زمانی یافتند (بالا آمدن سطح آب بین 45+ تا 50 متر از سطح دریا) . در همین زمان در دریای سیاه و ژرفای زون احیا کننده حدودm 50 پایین تر از سطح دریا و همچنین در دریای مدیترانه در زمان () با پایین رفتن سطح آب همراه بوده است. در آتلانتیک نیز یک بحران بزرگ فرونشست سطح آب در کواترنر بوسیله میلیمان، امری، گزارش گردیده است. (این فرونشست 120 تا 130 متر بوده است) فدروف (1978) در مورد اختلاف چینه شناسی در این حوضه (همزمان پیشروی و پسروی) و همچنین دلائل آنها پژوهشهایی انجام داده و بر این باور است که دست کم تفاوتهایی از دیرینه جغرافیایی میان آنها وجود دارد. پایین رفتن سطح دریاهای دنیا با زمانهای سرد آب و هوایی مطابقت داشته در حالیکه پیشروی دریا مقارن با زمان های گرم بوده که طی آنها گذار یخ به میزان شایان توجهی صورت می گرفته است. بر پایه این مدل موقعیت زمان بین یخچالی خزر بسختی قابل درک و توجیه است. در زمان گرم میکولینو که در دریای سیاه پیشروی کارانگات گسترش داشته موقعیت ویژه ای بر دریای خزر فرمانروا بوده است. به این معنی که در دریای خزر در این زمان پسروی آتل حتی ژرفای بیشتری نسبت به وضعیت مشابه آن در زمان مانگی شالک هولوسن (50 متر از سطح دریای آزاد) که دریا در حال پیشروی بوده، داشته است. تغییرات سطح آب در دریای خزر بر اثر تغییرات آب و هوایی پلیئستوسن جوان در مقایسه با سایر دریاهای دنیا ناچیز یا حداقل غیر از آن بوده که در سایر دریاهای دنیا روی داده است. گداز یخچالی /// (هم از /// اروپا) هیچگونه تغییری در سطح آب دریای خزر ندارده و حتی یخچال های آشکوب مسکو (معادل زاله) نیز که با کرانه آن زمان حدود 500 کیلومتر فاصله داشته، نتوانسته است اثری در تغییر سطح آب دریای خزر بوجود آورد (باکوویف 1956). بر پایه بررسی های بوتزر (1957). مقدار تبخیر آب سالانه دریای خزر در زمان سرد خوالین پیشین تنها 368 کیلومترمکعب بوده است که در مقایسه با میزان تبخیر آن در زمان پس از پسروی آتل و رقم امروزه آن 165 کیلومترمکعب در خور تعمیق است. بوتزر این رقم را تنها با احتساب 15 تا 20 درصد کاهش بارندگی بدست آورده است. همچنین او میزان آب خروجی از خزر به دریای سیاه در زمان مانیچ ـ تال را در نظر گرفته است که مسلماً با توجه به مقدار آن باید در خور سنجش با آب رودخانه ای بزرگ باشد. علل پیشروی خوالین بشرح زیر بوده است: ـ شدت یافتن بارندگی های سالانه ـ افزایش 4/1 برابر آب رودخانه های وابسته ـ کاهش 4/1 برابر آب از تبخیر سطح دریا (شهرابی) هنگامیکه رودخانه ها وارد آبهای دریا، دریاچه یا خلیج می شود سرعت آنها ناگهان کاهش می یابد و در نتیجه بخش زیادی از مواد آواری که با خود حمل می کند در مدخل دریا. دریاچه، یا خلیج رسوب می گذارد. رسوبات دلتایی از نهشته های دریایی و غیردریایی تشکیل می شود. رسوبات دلتایی از منشأ دریایی از رسوبات ساحلی


دسته‌بندی نشده

سایت ما حاوی حجم عظیمی از مقالات دانشگاهی است . فقط بخشی از آن در این صفحه درج شده شما می توانید از گزینه جستجو متن های دیگری از این موضوع را ببینید 

کلمه کلیدی را وارد کنید :

دسته بندی: دسته‌بندی نشده

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

مطالب مرتبط

دسته‌بندی نشده

3 (1255)

مقدمه و تاریخچه طبقه‌بندی مشاغل در جهان طبقه‌بندی مشاغل یکی از پدیده‌های انقلاب صنعتی است و برای رفع مشکلات مربوط به حقوق و دستمزد و استفاده از آن تعمیم و گسترش پیدا کرده‌است. گسترش صنایع ادامه مطلب…

دسته‌بندی نشده

3 (1256)

ارزیابی فعالیت های یونیسف در بم و زرند در ارتباط با مراکز دوستدار کودک مهدهای کودک و کانون های تفریحی – فرهنگی الف – پیشینه در بامداد دی ماه سال 1382 زلزله ویرانگری به قدرت ادامه مطلب…

دسته‌بندی نشده

3 (1257)

نظریه اعداد شاخه ای است از ریاضیات که از خواص اعداد درست ، یعنی 1،2،3،4،5 و … که اعداد شمار یا اعداد صحیح مثبت نیز نام دارند ، سخن می گوید . شک نیست که ادامه مطلب…

background