ن این مرغداری ها است، زیرا این بخش به عنوان دومین صنعت اقتصادی بعد از صنعت نفت است (شاه ولی، ۱۳۸۴).
جدول ۲-۲- عوامل مؤثر بر افزایش تلفات و ضایعات در واحدهای مورد مطالعه
۱- جوجه ریزی بیش از حد ظرفیت سالن/ تعداد نامناسب جوجه در واحد سطح
۲- استفاده نادرست از فناوری ها نظیر آسیاب خوراک، دانخوری، آبخوری و کنترل سرمایش و گرمایش سالنها
۳- تهیه مواد اولیه خوراک فقط از منابع غیر رسمی و غیر مطمئن و توزیع نادرست خوراک در سالنها
۴- افزایش یا کاهش بیش از حد سن فروش مرغ
۵- حضور کمتر یا بیش از حد مدیر در مرغداری در شبانه روز
۶- استفاده نادرست از حوضچه های ضدعفونی و آماده سازی نادرست سالنها
۷- افزایش بی رویه تعداد جوجه در یک دوره
۸- ناآگاهی مدیران از استاندارد رایج تلفات حیوانی و ضایعات خوراکی

در مطالعه‌ای تحت عنوان “بررسی کارکرد آموزش برکاهش تلفات و ضایعات در واحدهای پرورش جوجه گوشتی استان فارس: ارائه الگوی آموزشی” شاه ولی و رحیمی (۱۳۸۵) نشان دادند که آموزش‌ها در جهت کاستن تلفات حیوانی و ضایعات خوراکی و همچنین کاهش قیمت تمام شده یک کیلو گرم وزن مرغ تولیدی کارکرد مؤثری بر واحدهای مورد مطالعه در قبل و بعد از آموزش و نسبت به گروه شاهد داشته است. روش های آموزشی پیشنهادی شامل کلاس آموزشی، کارگاه آموزشی، فیلم آموزشی، بحث گروهی و بازدید علمی بود.
آموزش برخی جنبه‌های بهداشتی نظیر آموزش روش های مناسب از بین بردن جوجه های تلف شده نظیر سوزاندن، دفن کردن، تخمیر (کمپوست) کردن، تصفیه و پالایش لاشه های تلف شده و احداث حوضچه ورودی با طول ۵ متر و پهنای ۴ متر، عمق مناسب و شیب ملایم از طرفین حوضچه و اضافه کردن منظم مواد ضد عفونی با غلظت مؤثر به آن، از تلفات حیوانی در مرغداری ها کاسته است. رعایت این نوع جنبه‌های بهداشتی به منظور کاستن تلفات حیوانی در منابع مختلف گزارش شده است (ریتز، ۲۰۰۴) و آموزش سن فروش مرغ در شرایط متعارف که بین ۴۰ تا ۴۵ روز پرورش (متوسط ۴۲ روز) است و می‌تواند قیمت تمام شده مرغ تولیدی را با اهداف اقتصادی واحد مرغداری هماهنگ کند (تابلر و همکاران، ۲۰۰۴)، مؤثر واقع گردید.
در فعالیت های تولیدی مرغداری‌ها، ممکن است همه امکانات بکار گرفته شوند ولی همچنان تلفات حیوانی و ضایعات خوراکی وجود داشته باشند، لذا برای جلوگیری از آنها می بایست دانش و مهارت مدیران آنها، در راستای کاستن تلفات و ضایعات افزایش یابد و این کار از نقش های اساسی آموزشهای ترویجی است که می‌باید مرغداران را در این امر یاری کند (مک دونالد و هیرل، ۱۳۷۶).
یافته‌ها نشان داد که اجرای آموزش توانسته است مدیران شرکت کننده در آموزش‌ها را با مدیریت صحیح خوراک و خوراک دادن آشنا سازد. برای مثال, آموزش تهیه خوراک به شکل پلت شده برتری خود را نسبت به شکل آردی با بهبود ضریب تبدیل خوراک، دریافت یکنواخت انرژی و مواد مغذی، مصرف بیشتر خوراک، کاهش گرد وغبار و ریخت و پاش خوراک، جلوگیری از جداسازی ذرات توسط جوجه ها و بالاخره خوشخوراکی و توزیع آسان تر خوراک در سالنها باعث شود و بدین وسیله ضایعات خوراکی را در مرغداری آنها کاهش دهد. لزوم این جنبه از مدیریت به منظور کاستن تلفات و خوراک توسط افراد مختلف نظیر زهری (۱۳۵۲)، بنی اسدی (۱۳۷۶)، بخشی‌زاده (۱۳۷۶)، اسفاری (۱۳۷۳)، زهری (۱۳۷۲)، بی یر (۲۰۰۵) و اسکینر-نوبل (۲۰۰۲) نیز یادآوری شده است.
مطلع شدن مدیران از چگونگی یک عملکرد خوب یا استانداردهای سنجش عملکرد خویش، از جمله راه کارهای بهبود واحدهای تولیدی است (خاکی، ۱۳۷۵). نتایج اجرای دوره آموزشی نشان داد که مطلع کردن مدیران از میزان استاندارد بین المللی تلفات حیوانی که در هر دوره پرورش تا ۵ درصد است (فیرچیلد، ۲۰۰۵) آنان را در کاستن تلفات حیوانی کمک نماید.
اجرای آموزش همچنین توانسته است مدیران را با برنامه ریزی صحیح آماده سازی سالن و استفاده از مواد مناسب بستر که عمق آن باید ۸ تا ۱۰ سانتیمتر باشد آشنا سازد تا به خوبی رطوبت را جذب کند، زمینه را برای جوجه ریزی به موقع و تعداد دفعات جوجه ریزی در سال فراهم سازد (ساندر و لایسی، ۱۹۹۹).
پیرامون سیستم‌های سنتی آموزشهایی مبنی بر اینکه ارتفاع خوراک دردانخوری ها می باید یک دوم تا سه چهارم عمق دانخوری باشد و ارتفاع آنها با اندازه کمر جوجه متناسب باشد و آنها را حداقل چهار بار در شبانه روز پر کرد، بر کاستن تلفات واحدها تاکید دارند (جانسن، ۲۰۰۱).
اثر بهبود مدیریت مرغداری بر عملکرد مرغان روستایی در چهارچوب بررسی نظامهای تولید، عنوان تحقیق منتشر شدهای از بهاتی(۱۹۹۱) است. این تحقیق آثار آموزش زنان در زمینه پرورش مرغ را بر روی تولید مرغ در دو روستا از ایالت پنجاب پاکستان مورد ارزیابی قرار داده و نتایج آموزشهای مذکور بر روی میزان مرگ و میر طیور و همچنین تولید تخم مرغ بررسی شده است. نتایج نشان داده است که آموزشهای زنان تأثیر قابل ملاحظهای بر روی عملکرد تولید مرغها دارد.
در تحقیق دیگری که توسط قادر دشتی (۱۳۷۶) تحت عنوان” اندازه گیری بهره وری عوامل تولید در صنعت طیور” صورت گرفت، براساس فروض تحقیق، مقدار مصرف دان طیور، سن مدیران، شرکت در دوره‌های آموزشی ترویجی، نیروی کار، بهداشت و درمان و وضعیت تأسیسات بر تولید واحدهای مرغداری گوشتی مؤثر است. جامعه آماری، واحدهای تولیدی مرغ گوشتی و نمونه آماری شامل ۶۴ مرغداری واقع در شهرستان تبریز بوده است نتایج این تحقیق نشان داد که از بین متغیرهای تحصیلات، سن، سابقه فعالیت، تعداد واحد دامی و میزان زمین زراعی فقط دو مورد میزان تحصیلات و تعداد واحد دامی تأثیر معنی داری بر علاقمندی فراگیران به دوره های آموزشی داشته، اگر چه در مورد تحصیلات نیز ضریب همبستگی(۲۵/۰) پایین بوده است. رابطه میزان تحصیلات فراگیران با میزان بکارگیری مطالب آموزشی ضعیف و غیرمعنی دار بوده است. همبستگی بین میزان به کارگیری آموختهها با افزایش محصول نسبتاً بالا بوده است (۵۷/۰). ضریب همبستگی بین کاهش تلفات و بکارگیری مطالب در حد نسبتاً بالا (۶۳/۰) و معنی دار (۰۱/۰P ) بوده است.
نتایج تحقیق علیپور و همکاران (۱۳۹۱) در پژوهشی تحت عنوان “بررسی نیازهای آموزشی اعضای تعاونی‌های مرغ گوشتی مطالعه موردی استان خراسان” نشان داد که موارد آشنایی با نحوه واکسیناسیون، آشنایی با سیستمم آبخوری شناسایی کیفیت آب و آشنایی با نحوه کنترل سرمازدگی و گرمازدگی در جوجه ها مهم ترین نیازهای آموزشی تولیدکنندگان مرغ گوشتی می باشند. همچنین، بین تعداد طیور تولیدی، میزان درآمد حاصل از تولید مرغ گوشتی با نیازهای آموزشی تولیدکنندگان رابطه مثبت و معنی داری وجود دارد. این در حالی است که بین میزان تحصیلات، دسترسی به شهر، کانال‌های ارتباطی و شیوه های آموزشی مناسب با نیازهای آموزشی تولیدکنندگان مرغ گوشتی رابطه منفی معنی‌داری مشاهده شد. دسترسی به شهر، شیوه‌های آموزشی مناسب، میزان تحصیلات و تعداد طیور به عنوان متغیرهایی بودند بیشترین سهم را در میزان تغییرات متغیر وابسته (نیازهای آموزشی تولید کنندگان مرغ گوشتی) داشتند و این متغیرها در کل، ۴۲ درصد از واریانس متغیر وابسته را بیان کردند. از این رو آموزش عملی تولیدکنندگان مرغ گوشتی مناسب‌ترین شیوه آموزشی به منظور رفع نیازهای آموزشی آنان است.
بیگی بندرآبادی (۱۳۷۸) در آزمایشی تحت عنوان ارزیابی اثر عوامل مختلف تولید در بهره‌وری مرغداریهای گوشتی استان قم به بررسی تأثیر میزان سواد، سن، سابقه و آموزش بر شاخص تولید و بهره‌وری عوامل تولید در طی سالهای ۱۳۷۶ و ۱۳۷۷ در جامعه آماری شامل ۵۳ و ۴۴ مرغداری پرداخته است. در نتایج این طرح عنوان شده است: سواد و سابقه مرغداری اثری روی تلفات نداشته ولی در دوره دوم بدون احتساب مرغداریهای درگیر در آنفولانزا به تناسب افزایش سابقه فعالیت مرغداران تلفات آنها کاهش می‌یابد. شاخص تولید مرغداریهای کوچک در دوره اول به طور معنی‌داری بیشتر از مرغداریهای بزرگ بود (۰۷/۰p). در دوره دوم نیز شاخص تولید مرغداریهای کوچک بیشتر ولی غیر معنی‌دار بوده است. دان، جوجه یک روزه، هزینه‌های بهداشتی و درمان، هزینه نیروی کار، سوخت و برق به ترتیب ۶۵، ۱۹، ۷/۵ ، ۴/۳ ، ۸/۲ و ۴/۰ درصد هزینه‌های جاری فعالیت مرغداری را به خود اختصاص می‌دهد.
کاظم زاده (۱۳۸۰) در مطالعهای تحت عنوان بررسی اثر عامل انسانی بر عملکرد تولیدی مرغداری‌های گوشتی استان اصفهان به بررسی تأثیر تحصیلات، سن، تجربه، آموزش و شرایط اقلیمی بر شاخص عملکرد پرداخت. نتایج طرح که از یک جامعه آماری شامل ۷۱ مزرعه مرغ گوشتی از طریق مشاهده و پرسش‌نامه بدست آمد، به قرار ذیل بود:
۱- از نظر تحصیلات، ۴۱ درصد از مرغداران مورد بررسی حداکثر تحصیلاتی تا حد پایان دوره ابتدایی داشته و ۲۴ درصد از ایشان هم در سطح پایین تر از دیپلم متوسطه بودند و بنابراین سطح تحصیلات به طور کلی و برای اعمال مدیریت در این نوع فعالیت فنی تولیدی وضعیت مطلوبی ندارد. ۲- قریب به یک سوم (۴/۳۲ درصد) از مرغداران در سنین بالای پنجاه سال قرار داشته در حالیکه کمتر از ۲۰ درصد آنها در سنین جوانی(کمتر از ۳۵ سال) بودند. میانگین سنی مدیران مرغداریها ۵/۴۴ سال بود. میانگین ۵/۱۶ سال تجربه و وجود ۶/۶۰ درصد از مرغداران با تجربه ۱۵ سال و بیشتر، نشانگر حضور افراد مجرب در این حرفه است و افراد کم تجربه در اقلیت هستند. ۳- آموزش فنی- حرفه ای به عنوان کلید مهارت در بین مدیران مزارع مورد بررسی در شرایط بسیار نامطلوبی قرار دارد. ۲۵ درصد از ایشان هیچگونه آموزشی ندیدهاند و ۲۵ درصد دیگر آموزشهایی به میزان حداکثر ۳ روز دریافت داشتهاند و به هر حال متوسط روزهای آموزش این افراد فقط ۵/۷ روز بود.۴- در نزدیک به ۱۷ درصد از واحدها، همه کارکنان بی سواد بودند و در ۶۹ درصد از آنها شاخص سواد کارکنان کمتر یا مساوی با تحصیلات ابتدایی بوده است.کارکنان در ۲۷ درصد از واحدها دارای تجربه کاری کمتر از ۲ سال بودند در حالیکه میزان متوسط تجربه در بین واحدها (شاخص تجربه کارکنان) نیز کمی بیش از ۵ سال است و از چنین ذخیره تجربی در غیاب آموزشهای تخصصی نمیتوان انتظار تأثیر مثبت بر تولید را (به طور کلی) داشت.
۲-۲-۲- عوامل تغذیه‌ای موثر بر عملکرد مزارع پرورش جوجه گوشتی
با بررسی عملکرد پرورش جوجههای گوشتی در ۱۰ مزرعه در دورههای مختلف تأثیر مواد مغذی مانند انرژی قابل متابولیسم، اسیدهای آمینه مانند لیزین و متیونین را بر ضایعات عملکردی مورد بررسی قرار دادند. در نهایت با استفاده از این دادهها مدلهایی را برای پاسخ عملکردی جوجههای گوشتی براساس سطح انرژی قابل متابولیسم و اسیدهای آمینه متیونین و لیزین ارایه نمودند. نتایج آنها نشان داد

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   دانلود پایان نامه ارشد دربارهکارآفرینی، جامعه شناسی، روان شناختی، بخش دولتی
دسته‌ها: No category

دیدگاهتان را بنویسید