ه پذیری یاد می گیرد، سیاست را امری مردانه تلقی می کنند (موحد، ۲۰۰۳).
۳. نظریه ی اجتماعی شدن۲۷
این نظریه ها، تفاوت های موجود در رفتار و باورهای مردان و زنان را براساس رفتار و عادات آنان که عمدتاً پیش از دوره ی بزرگسالی شکل گرفته اند، تبیین می نماید. در این نظریه، متغیرها و فرآیندهایی که به اجتماعی شدن افراد کمک می کنند، مورد توجه قرار گرفته است. عوامل اجتماعی شدن مانند خانواده، گروه های همسالان و رسانه های همگانی از راه سه فرآیند تقلید، آموزش و انگیزش موجب می شوند ارزش ها و نگرش های فرد شکل بگیرند. البته، ممکن است اهمیت این عوامل در جوامع و گروه های گوناگون با هم متفاوت باشند ( راش۲۸ ، ۱۹۹۸).
۱. نظریه های تکاملی۲۹
بیان می کنند شهروند آرمانی، شهروندی است که مشارکت داشته باشد و بنابراین، مشارکت، اعمال مسئولیت اجتماعی در نظر گرفته می شود. مشارکت به مثابه یک تجربه یادگیری است که شهروند را نه تنها آگاه از حقوق خود، بلکه از وظایف و مسؤلیت هایش آگاه می کند. زنان نیز برای این که مسؤولیت اجتماعی خویش را انجام دهند، درامور گوناگون مشارکت می کنند و البته در مقابل مسؤولیت فرد در قبال جامعه، جامعه نیز در قبال فرد مسئولیت هایی دارد که جامعه باید این مسئولیت ها را در مقابل زنان انجام دهد(راش، ۱۹۹۸).
براساس آمارهای سازمان ملل، ایران از نظر مشارکت نیروی کار در اقتصاد کشور، رتبه ۱۲۸را در میان۱۳۴کشورکسب کرده است. ۲۳ درصد زنان ایرانی در بخش اقتصاد کشور مشارکت دارند که در مقابل آن، مشارکت مردان ۷۷ درصد است. از این میان،۳۴ درصد زنان در بخش کشاورزی فعالیت دارند که این رقم در برابر ۲۳درصد مردان قراردارد (اعظمی و سروش مهر، ۱۳۸۹). در این میان خدمات رسانی ترویج برای زنان روستایی باید به دنبال فراهم کردن سه هدف اساسی افزایش بهره وری کشاورزی، برابری جنسیتی و ریشه کنی فقر روستایی باشد و دستیابی به این اهداف، آنگاه امکان پذیر می شود که مباحث و دیدگاه های جنسیتی درسامانه ترویج، تلفیق و نهادینه گردد (مرید سادات ، ۲۰۱۰).
برنامه ریزی و سیاست گذاری در هر بخش اقتضا می کند که درک درستی از ابعاد جنسیتی داشته باشیم (علیرضانژاد و بنی هاشم، ۱۳۹۱) و الزاماٌ باید نسبت به تفاوت در انگیزش و عوامل مؤثر بر انگیزه بر اساس جنسیت توجه نمود. انسان ها نه فقط از لحاظ توانایی انجام کار، بلکه از لحاظ میل یا اراده انجام دادن کار یا انگیزش تفاوت دارند. از طرفی انگیزش یکی از مجموعه عناصر موجود در تار و پود سازه های تعیین کننده ی رفتار است و بدون شک تابع عوامل درونی و بیرونی است (میرترابی و همکاران، ۱۳۹۱).
۵-۲ مفهوم انگیزه و انواع آن
مفهوم انگیزه و شناخت عواملی که موجب انگیزش منابع انسانی می گردند، یکی از پیچیده ترین و در عین حال مهم ترین بخش های روانشناسی است. لذا لازمه ی پی بردن به این که چه چیز انسان را به تلاش و کوشش وا می دارد یا به عبارتی عوامل برانگیزاننده افراد برای مشارکت فعال در کارها چیستند؟ آگاهی از مفهوم انگیزه می باشد. ضرورت توجه به انگیزه از آنجا ناشی می شود که رابطه ای دقیق با اراده و تفکر مستقل داشته و از سوی دیگر با ذات و منش افراد مربوط بوده و مسأله ای انتزاعی است (ملکیان و همکاران، ۱۳۸۹). یک نیاز تأمین نشده موجب ایجاد تنش می شود که آن نیز به سهم خود در فرد پویایی به وجود می آورد و او را به جهتی سوق می دهد. این تنش موجب جستجو برای هدف خاصی می شود که اگر آن هدف تأمین نگردد می تواند نیاز را تأمین کند و باعث کاهش تنش شود (عامریون، ۱۳۸۵).
انگیزه محرکی است که ماهیت ذهنی دارد و در عین حال از احساسات، سائق ها و تمایلاتی تشکیل شده که از قبل در خلق و خوی فرد وجود دارد (امیرانی، ۱۳۷۸). سیفرت۳۰، (۱۹۹۲)، انگیزه را به صورت نیاز یا خواست ویژه ای که انگیزش را موجب می شود، تعریف کرده است. لفرانسوا۳۱، (۱۹۹۷)، انگیزه را علت و دلیل رفتار می داند، دلیل این که چرا ما بعضی رفتارها را انجام می دهیم ولی برخی دیگر را انجام نمی دهیم، انگیزه های ما هستند (سیف، ۱۳۷۹). اساس هر عمل آزادانه و ارادی را انگیزشی کم و بیش آگاهانه تشکیل می دهد و در واقع، مجموعه ی انگیزه ها، همچون دلایلی هستندکه انجام عمل را موجب می شوند. به عبارتی انگیزه، حالتی است که فرد را به فعلیت وا می دارد (شاملو، ۱۳۸۳). در یک تعریف دیگر انگیزه به طور خلاصه و گویا چنین تعریف شده است: انگیزه ها، چراهای رفتار هستند. آنها موجب آغاز و ادامه فعالیت می شوند و جهت کلی رفتار یک فرد را معین می کنند (علاقه بند، ۱۳۷۵).
انگیزش موضوعی نیست که تنها در سال های اخیر مورد توجه قرار گرفته شده باشد. بلکه از مواردی است که همواره مورد توجه روان شناسان بوده است و پیچیدگی که در زمینه روانشناسی انگیزش وعوامل موثر بر آن وجود دارد، لزوم تحقیق در این زمینه را به وضوح آشکار می نماید. انگیزش عبارت است از: تحرک، کنترل و راهنمایی فعالیت فرد به سوی یک هدف معین. هم چنین به معنای فن بکاربردن عوامل گوناگونی است که رغبت فرد را به سوی فعالیتی معین برانگیزد (امیرانی، ۱۳۷۸).
بنا به نظر سیج۳۲، (۱۹۷۴) انگیزش به عنوان سازوکاری درونی و محرک هایی بیرونی تعریف می شود که رفتار را بر می انگیزد و هدایت می کند. می توان دریافت که انگیزش با دوکارکرد بنیادی درگیراست: کارکرد اول، انگیختن یا انرژی دار کردن است. دومین کارکرد، کارکرد هدایتی است که رفتار را به سوی اهداف خاصی هدایت می کند (پارسایی و همکاران، ۱۳۹۱).
انگیزش غالباٌ به طرق مختلف تعریف می شود. منتهی این بستگی دارد که انگیزش با کدام هدف و از چه کسی پرسیده شود. یک جواب عامیانه به این پرسش آن است که انگیزش عبارت است از آنچه به افراد راه و جهت را نشان می دهد. تعاریف تئوریک و علمی از انگیزش نیز عبارت است از: حالتی درونی و کمبود یا محرومیتی که انسان را به انجام تعدادی فعالیت وا می دارد (نجفی، ۱۳۸۷). انگیزش عامل کلی مولد رفتار به حساب می آید. درحالی که انگیزه را علت اختصاصی یک رفتارمشخص می دانند (طالشی، ۱۳۹۰). بررسی انگیزش به زبان ساده، پی بردن به این مطلب است که چرا افراد کارها را به روش خاصی انجام می دهند و اصولاًچه چیز سبب فعالیت آنان می شود (نائلی،۱۳۷۳).
۱- ۵- ۲ مدل های انگیزشی
۱-۱-۵-۲ انگیزش های فیزیولوژیکی (اولیه) در مقابل انگیزش های اجتماعى (ثانویه)
۱. انگیزش هاى فیزیولوژیکی: آن هایى هستند که در درون ارگانیسم برانگیخته شده و رفتارى را به وجود مى آورند. چون انگیزش هاى فیزیولوژیک آموختنى نیستند، آن ها را انگیزش هاى اولیه یا سوق دهنده هاى اولیه نیز مى نامند.
۲. انگیزش هاى اجتماعى: آن هایى هستند که کاملاً آموخته مى شوند، مانند انگیزش پیشرفت و کسب قدرت. انگیزش هاى اجتماعى، ثانویه نیز خوانده مى شوند و با نیازهایى در ارتباط هستند که چندان جنبه حیاتى و زیستى نداشته و با بقاء فرد مرتبط نیستند؛ مانند نیاز به دوست داشته شدن (عسگریان و باقری، ۱۳۸۹).
۲-۲-۵-۲ انگیزش درونی درمقابل انگیزش بیرونی
۱. انگیزش درونی: یکی از مهمترین و با ارزش ترین منابع انگیزشی است که بر اساس آن انسان تلاش می کند تا به استعدادها و شایستگی های بالقوه خود دست یابد. برخی ازعواملی که موجب تقویت انگیزه های درونی می شوند عبارتند از: نیاز به موفقیت وشایستگی، نیاز به همبستگی به گروه، نیاز به مشارکت درکارگروهی، نیاز به احترام در محیط های اجتماعی، نیاز به احساس مسئولیت کردن درگروه، نیاز به فضای مطلوب روانی درگروه.
۲. انگیزش بیرونی: به آن دسته از انگیزه هایی گفته می شودکه منبع وکانون اثربخش آن ها در محیط فرد قرار دارد و به عنوان یک عامل بیرونی فرد را ترغیب به انجام فعالیتی خاص می کند. به عبارت دیگر انگیزش بیرونی حالتی است که در نتیجه محرک های بیرونی در فرد شکل می گیرد و موجب تقویت رفتار می گردد برخی از این محرک هاعبارتند از: محرک های مالی، قدرت و شهرت، نشان ها یا مدال ها، تقویت های کلاسی، شرایط و امکانات بهتر برای کار (قربانی،۱۳۸۷).
۳-۲-۵-۲ انگیزش پیچیده :
انگیزه های پیچیده، انگیزه هایی هستندکه از دو عامل اصلی تشکیل شده اند:
۱. سائق۳۳ های ذاتی و زیستی
۲. سائق های اکتسابی
دانشمندان با پذیرش نظریه سایق و تلاش در جهت بسط و گسترش آن، بعدها دریافتند نیازهای بدنی نمی‌توانند انگیزه‌ی همه رفتارهای انسان باشند؛ زیرا گاهی نیاز بدنی در انسان وجود دارد، ولی شخص دست به رفتار نمی‌زند. برای مثال، شخص مدتی است غذا نخورده است، پس نیاز بدنی در او وجود دارد، ولی او همچنان اشتها ندارد و دست به غذا نمی‌زند. از این‌روی، نیازهای بدنی نمی‌توانند مبین همه ی رفتارها باشند (علوی و محجوب جهرمی، ۱۳۸۵).
در این نوع از انگیزش تأثیر عوامل مختلف زیستی، اجتماعی و محیطی دیده می شود. میل جنسی، انگیزه پیشرفت، پیوندجوئی، خودمختاری، تسلط و پرخاشگری را می توان در زمره انگیزه های پیچیده قرارداد. مفهوم انگیزه های پیچیده به ما می آموزد که نباید تبیین هایمان را در زمینه رفتار انسانی بیش ازحد ساده بگیریم (قربانی، ۱۳۸۷).
۶-۲ نظریه های انگیزش
در رابطه با انگیزش نظریه های مختلفی ارائه شده است که در ادامه به تعدادی از مهم ترین و کاربردی ترین آنها اشاره می شود. به طور کلی در بسیاری از نوشته ها نظریه های انگیزش را به دو گروه کلی نظریه های محتوایی (نظریه های سنتی) و نظریه های فرایندی (نظریه های معاصر) تقسیم می کنند:
۱-۶-۲ نظریه های محتوایی
نظریه های محتوایی می کوشند به این سوال پاسخ دهند که چه عامل یا عواملی افراد را بر می انگیزانند؟ در این نظریه ها، نیازها و محرک هایی برشمرده شده اند که موجب انگیزش می شوند مهم ترین نظریه های محتوایی عبارتنداز : نظریه سلسله مراتب نیازها۳۴ مازلو۳۵، نظریه ی دوعاملی هرزبرگ۳۶، نظریه وجود ، وابستگی، رشد۳۷ (E.R.G) آلدرفر۳۸، نظریه ی (X-Y) مک گریگور۳۹ (میرترابی و همکاران، ۱۳۹۰).
۱-۱-۶-۲ سلسله مراتب نیازها
نیاز در واقع فاصله ی میان وضعیت موجود و وضعیت مطلوب است. معمولاً قوی ترین انگیزه، رفتار را تعیین می کند. مازلو، چهارچوب نظری جالب توجهی مطابق شکل زیر برای نیازهای انسان در نظر می گیرد. نظریه مازلو که از بنیادی ترین نظریات انگیزش است و به نیازها، طبق یک هرم از پایین به بالا شامل نیازهای فیزیولوژیکی، احساس امنیت، تعلق خاطر، محبت، احترام به نفس و خودشکوفایی اشاره دارد. این هرم سلسله مراتب، الگویی نوعی است و در اکثر انسا ن ها عمومیت دارد (هرسی و بلانچارد، ۱۳۸۲).
۲-۱-۶-۲ نظریه دوعاملی (انگیزش- بهداشت)
هرزبرگ روانشناس معروف دهه۱۹۵۰انگیزش رابه صورت دوعامل مطرح می کند:
۱. عوامل بهداشتی: حقوق ومزایا، شرایط کاری،خط مشی شرکت، منزلت اجتماعی،

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   منبع پایان نامه ارشد با موضوعدانشگاه تهران، طلاق، فرهنگ اصطلاحات
دسته‌ها: No category

دیدگاهتان را بنویسید