منبع پایان نامه درباره
دریا، ساحلی، دریاها، خشکی پایان نامه ها و مقالات

، پروژ ه های شنها و ساحل، موانع نگهدارند. طوفانهای دریایی و امواج و. . . می شود. (صص87-127، 1973ketchum)
ناحیه ساحلی منطقه انتقالی و به شدت آسیب پذیر است و از آنجا که آخرین پذیرنده آلاینده های خشکی و دریا می باشد، از تجمع آلاینده ها در معرض خطر تهدید دائمی قرار دارد.
آلودگی دریاها و تأثیر فعالیت های خشکی ها که ماحصل پیامد توسعه اقتصادی -اجتماعی در خط ساحلی و حوضه های آبریز آن می باشد، از مهمترین مسائل در اغلب مناطق دنیا ست که به طور مستقیم ایستگاه های ساحلی را متأثر ساخته و از طریق تغییر سطح آب دریا، فرسایش اراضی حوزه های آبریز، طوفانها، تغییر رخساره سواحل و جابه جایی منابع زنده اثرات زیانباری بدنبال دارد. این درحالی است که سواحل از دیر باز نقش غیر قابل جانشینی در اقتصاد و توسعه تمدنها دارا بوده، بعنوان مدخل ورود به دریا در سراسر جهان، منابعی جهت تغذیه، حمل و نقل، دسترسی به انرژی و تفرج برای شمار روز افزون فراهم آورده اند. چنین ویژگی هایی سبب تمرکز انسان و مجموعه خدماتی وابسته به آن در کرانه دریاها گردیده است.

5-نوارهای ساحلی:
علاوه بر آبرفتها، ماسه های دریایی نیز در توسعه جلگه ساحلی نقش قابل توجهی داشته اند. این ماسه ها حاصل برگشت آبرفتهای ریزدانه وسیله امواج هستند که به صورت باندها یا نوارهای در ساحل باقی مانده‎اند. بتدریج که دریا عقب نشینی داشته، این باند ها ضمیمه خشکی شده وتوسعه آن را سبب شده اند. مثلا مطالعات کوثری (1367) نشان داده که شبه جزیره انزلی از به هم پیوستن چهار باند ماسه ای بزرگ بوجود آمده است. مشاهده عکسهای هوایی قدیمی، نقش این عامل در توسعه جلگه در سراسر ساحل خزر را به خوبی نشان می دهد.

6-مورفولوژی نوارهای ساحلی:
در مناطق ساحلی اغلب بین زمین شناسی، توپوگرافی و خطوط ساحلی روابط ساده ای وجود دارد معمولا پرتگاه هاو دماغه ها در نقاطی تشکیل می شوند که رخنمون سنگ های مقاوم در سطوح بالاتر و مسلط به سطح دریا قرار داشته باشد. از نظر سازند های زمین شناسی، تفاوت بسیار بارزی بین سواحل پرتگاهی با سواحل کم شیبی که از سنگ های گرانیت یا گچ تشکیل شد ه اند، وجود دارد. با این وجود، همیشه ارتباط روشنی بین لندفرم های ساحلی و رخنمون تشکیلاتی که در شکل های زمین شناسی نشان داده شده است، وجود ندارد. این مسئله زمانی بارزتر خواهد بود که سازندهای زمین شناسی، بیشتر براساس کانی شناسی و دیرین شناسی نه بر اساس نوع سنگ (لیتولوژی) تعریف شده باشند. مورفولوژی بسیاری از سواحل از بالا و پایین رفتن سطح آب دریا تأثیر می پذیرد (یمانی، مجتبی، 1392، ص7-8).

2-5-2-انواع سواحل
عموما به حاشیه مرزی بین خشکی و آب ساحل گفته می شود تقریبا در همه شکل ها و به مقیاس های مختلف، سواحل به شکل یک خط نشان داده می شود که خشکی را از آب (دریاچه، دریا، اقیانوس) جدا می‎کند (محمود علایی طالقانی). اما در طبیعت سواحل به صورت یک خط ثابت نیستند بلکه یک حاشیه مرزی کم و بیش عریضی را بین خشکی و آب می سازند. توسعه و تکوین عرض این حاشیه مرزی بستگی به عوامل مختلفی دارد. که مهمترین آنها نوسان سطح آب، شیب دامنه ساحلی و همچنین ادامه این شیب در زیر آب می باشد. سطح آب، شیب دامنه ساحلی و همچنین ادامه این شیب در زیر آب می باشد. سطح آب دریاها نیز همیشه در نوسان و حرکت است. وزش باد بر سطح آب تولید موج می کند.
(ساحل منطقه تماس بین دریا و خشکی‌است. اصطلاح ساحل برای مساحت بین حداکثر مد و پایه پرتگاه‌های ساحلی در سواحل مرتفع و برای نواحی واقع بین حداقل جزر و بالاترین مرز پیشروی امواج طوفان نیز به کار می‌رود. در مناطقی چون شرق آمریکا عرض سواحل بیشتر و در نواحی دریای مدیترانه، عرض سواحل کم است. عواملی چون رسوب‌گذاری، فعالیت آتش‌فشانی، مرجان‌ها و تغییرات سطح آب دریاها در پیدایش انواع سواحل مؤثرند اما عواملی چون موج، جزر و مد، جریان دریایی، یخچال طبیعی و باد نیز پیوسته سواحل را تغییر می‌دهند. برخی سواحل هموار و پست هستند؛ در حالی که در برخی دیگر صخره وجود دارد.

انواع سواحل عبارتند از:
1- سواحل سنگی و مرتفع با پهنای کم
2- سواحل پست و ماسه‌ای با پهنای زیاد.

2-5-3-عوامل مؤثر در پیدایش انواع ساحل عبارتند از:
1- رسوبگذاری
2-فعالیت آتشفشانی
3-مرجان‌ها
4-تغییرات سطح آب دریا
5-تراکم (Density)
6-تاثیر پیشروی دریا بر واحدهای چینه شناسی متوالی
7-ژئومتری واحدهای رسوبی

2-5-4-طبقه‌بندی‌ انواع‌ سواحل
عموما به حاشیه مرزی بین خشکی و آب ساحل گفته می‌شود. تقریبا در همه شکل‌ها و به مقیاس‌های مختلف، ساحل به شکل یک‌ خط نشان داده می‌شود که خشکی را از آب‌ (دریاچه، دریا، اقیانوس) جدا می‌کند. اما در طبیعت سواحل به صورت یک خط ثابت‌ نیستند بلکه یک حاشیه مرزی کم‌وبیش‌ عریضی را بین خشکی و آب می‌سازند. توسعه‌ و تکوین عرض این حاشیه مرزی بستگی به‌ عوامل مختلفی دارد که مهمترین آنها نوسان‌ سطح آب، شیب دامنه ساحلی و همچنین ادامه‌ این شیب در زیر آب می‌باشد. سطح آب دریاها نیز همیشه در نوسان و حرکت است. وزش باد بر سطح آب تولید موج می‌کند. امواج کوچک‌ خود سبب تغییر خط کرانه در جهت افقی تا چند متر می‌گردد. اگر امواج قوی باشد، تغییر خط کرانه تا چند ده متر نیز می‌تواند برسد. جزرومد یکی دیگر از حرکات پریود یک آب‌ دریاهاست. در سواحلی که جزرومد وجود داشته باشد به‌ویژه اگر اختلاف بین حد اکثر و حد اقل سطح آب، م
توسط یا زیاد باشد و ساحل مورد نظر نیز صاف و کم‌شیب باشد، خط کرانه ممکن است تا چند هزار متر تغییر کند. علاوه بر آن تأثیر امواج دریا به طرف‌ خشکی فقط تا جاییکه موج شکسته می‌شود نیست، بلکه لا اقل تا جائیکه تحت تأثیر آب‌ شور و اسپری آب شور قرار می‌گیرد می‌توان‌ شرایط مرفولوژیکی و اکولوژیکی مشخصی را دید. از طرف دیگر یک منطقه ساحلی به طرف‌ دریا به محل تماس حد اقل سطح آب دریا با خشکی ختم نمی‌شود بلکه محیط ساحلی تا عمق بیشتری یعنی تا جائیکه امواج دریا در زیر آب قادر به ساختن اشکال خاصی در کف دریا می‌باشد ادامه دارد. این مورد تا عملی را دربر می‌گیرد که تقریبا نصف طول موجی است که بر ساحل مربوطه عمل می‌کند. ( علائی‌طالقانی محمود)
سطح تعادل دریاها نیز در طول زمان به‌ علت حرکات زمین و یا تغییرات سطح آب‌ دریاها (تغییرات استاتیک) چندین بار نوسان‌ داشته است. یعنی اینکه یا قسمتی از خشکیها را آب فراگرفته و یا اینکه به وسعت خشکیها افزوده شده است. به‌ویژه اینکه در دوران‌ چهارم، سطح آب دریاها به دلایل استاتیسم‌ یخچالی(گلاسیو-استاتیسم‌1)، چندین بار به‌ اندازه 100 متر نوسان داشته است. روی این‌ اصل و بطور کلی، منطقه‌ای که بین بالاترین و پایین‌ترین محل عملکرد آب دریا در دوران‌ چهارم قرار گرفته طبق نظر”والنتین” (Valentin) تحت عنوان”منطقه ساحلی‌2″ نامیده می‌شود. بنابراین ژئومرفولوژی ساحلی‌ نه فقط به مطالعه اشکال امروزی سواحل‌ می‌پردازد بلکه اشکال ساحلی مربوط به‌ زمان‌های گذشته را نیز مورد بررسی قرار می‌دهد.
هر “منطقه ساحلی” چنانکه شکل‌ شماره 1 نشان می‌دهد از سه قسمت تشکیل‌ می‌شود. در محدوده‌ای بین پایین‌ترین و بالاترین قسمتی که درحال‌حاضر تحت تأثیر امواج دریا قرار دارند، اشکال مرفولوژیکی‌ ویژه‌ای ساخته می‌شود که “ساحل” نامیده‌ می‌شود. والنتین ساحل را به دو قسمت “پلاژ” و “اسکور” تقسیم می‌کند. پلاژ قسمتی از نوار ساحلی است که بین متوسط سطح آب‌ دریا تا بالاترین محل تأثیر آب دریا در زمان‌ حاضر قرار می‌گیرد. پلاژ دارای شیب ملایمی‌ بوده و مواد تشکیل‌دهنده آن عمدتا از ماسه‌ است. به این قسمت از نوار ساحلی”بیچ”نیز گفته می‌شود. حد فاصل بین متوسط سطح آب‌ دریا تا پایین‌ترین قسمتی که درحال‌حاضر تحت تأثیر امواج قرار می‌گیرد”اسکور”گفته‌ می‌شود. قمست اسکور شیب ملایمی دارد که‌ ممکن است در سنگ بستر ساخته شده باشد که بدین ترتیب قسمتی از پلاتفرم ساحلی‌ می‌باشد و یا ممکن است در یک پیکر رسوبی‌ متشکل از ماسه و لجن تشکیل شود. از خط کرانه تا بالاترین حدی که حد اکثر سطح آب دریا خود را به آنجا می‌رساند قسمت”پیشکرانه”است و ادامه آن به طرف خشکی”پسکرانه”نامیده می‌شود. (علائی‌طالقانی، محمود، 1391)
گرچه بین ساحل‌ (coast) و خط ساحلی‌ (shoreline) تمایز وجود دارد و هرکدام از آنها را بایستی جداگانه طبقه‌بندی نمود، ولی‌ همانطور که مورگان و ولدریچ‌ (Morgan and wooldridge 1973) اظهار داشته‌اند جدا کردن‌ مناظر ساحل از مناظر کرانه یا خط ساحلی‌ مشکل و در مواردی غیرممکن است. بدین‌ لحاظ نمی‌توان و اصولا لزومی هم ندارد که‌ این دو قسمت را از همدیگر جدا و هریک را بطور جداگانه دسته‌بندی نمود. بنابراین بیشتر طبقه‌بندیهایی که صورت گرفته است هردو بخش را دربر می‌گیرد.
مشکل اساسی دیگر در طبقه‌بندی سواحل‌ این است که تقریبا تعداد کمی از سواحل‌ کنونی ممکن است دیده شود که دستخوش‌ تغییر قرار نگرفته باشد. بیشتر سواحل (غیر از مناطقی که نیروهای دیاستروفیزم در آنجا فعال‌ هستند) به خاطر نوسانات سطح دریاها در پلی ایستوسن و زمان حاضر، سواحل مرکب‌ هستند یعنی اینکه تغییرات چنددوره‌ای را پشت سر گذارده‌اند. بنابراین برخی اشکال‌ ناهمواری از سواحل را می‌توان به آسانی در یک طبقه جای داد ولی قرار دادن بسیاری‌ دیگر از آنها چندان آسان نخواهد بود. روی‌ این اصل یک طبقه‌بندی جامع و کامل از اشکال ناهمواری ساحلی، همانند سایر اصطلاحات مربوط به ژئومرفولوژی ساحلی طبقه‌بندیها از دیگر اشکال زمین نمی‌توان به‌ دست داد.
سواحل را به روشهای مختلف طبقه‌بندی‌ کرده‌اند و تاکنون طبقه‌بندیهای ساحلی متعددی‌ ارائه شده است که هرکدام از درجه اهمیت و اعتبار خاصی برخوردارند. این طبقه‌بندیها برحسب به کارگیری فاکتورها و عوامل‌ مختلفی مانند ماهیت ساحل(توصیفی)، مصرف انرژی، شمارش تعداد تضاریس خط کرانه، تکتونیک و چگونگی شکل‌گیری‌ ساحلی(ژنتیکی)، ویژگیهای ژئومرفولوژیکی‌ و یا ویژگیهای دیگر قرار داشته است که به‌ مهمترین آنها بطور خلاصه اشاره می‌شود.

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   تحقیق دربارهانرژی، آزمایش، مدیریت، پارامترهای

2-5-4-1-طبقه‌بندی زوس‌ (Suess)
یکی از قدیمی‌ترین طبقه‌بندیها از سواحل، طبقه‌بندی ژئوتکتونیکی زوس‌ (1888) زمین‌شناسی اطریشی است. زوس سواحل را به دو دسته تقسیم کرده است:
الف-سواحل نوع آتلانتیکی، که در آن‌ محور چین‌خوردگیها عمود بر خط ساحل‌ است و یا به عبارت دیگر امتداد ساحل عمود بر جهت امتداد ساختمانی پسکرانه می‌باشد. به‌ این نوع سواحل، سواحل عرضی نیز می‌گویند. در این نوع سواحل به دلیل اینکه‌ طبقات سنگ با مقاومت متفاوت در برابر فرسایش امواج دریا قرار می‌گیرند، تضاریس‌ بیشماری در آن دیده می‌شود و در نتیجه به‌ وسیله دره‌های زیادی ارتباط حمل‌ونقل‌ خوبی را با قسمت پسکرانه میسر می‌سازد.
نوع دوم سواحل آتلانتیکی، سواحل مورب‌ یا قطری می‌باشد که در آن، ساحل با زاویه‌ای‌ خیلی کم و یا زیاد
نسبت به جهت امتداد پسکرانه قرار گرفته است. این سواحل نیز مانند نوع قبلی بریده‌بریده و یا مضرّس‌ می‌باشند.
سواحل نوع آتلانتیکی در قسمتهایی از بریتانیا، ایرلند، شمالغربی اسپانیا، جنوب‌ آمریکا و آفریقا دیده می‌شوند.
ب-سواحل نوع پاسیفیکی‌یا طولی، که‌ در آن محور چین‌خوردگیها موازی با خط ساحلی است و یا اینکه سواحل به موازات‌ امتداد پسکرانه کشیده شده‌اند. به این سواحل، سواحلی طولی نیز گفته می‌شود. سواحل نوع‌ پاسیفیکی معمولا خیلی صاف هستند و فرم‌ منظمی دارند مگر در جاهاییکه رودخانه‌ای‌ ساختمان طبقات را بریده باشد که در این‌ صورت ممکن است دارای تضاریس خیلی‌ کمی باشند. بنابراین در این نوع سواحل اغلب‌ بنادر کمی دیده می‌شود و برای حمل‌ونقل‌ زیاد مناسب نیستند.
نوع دوم سواحل پاسیفیکی، سواحل‌ دالماسی‌نام دارند، و آن‌ها شامل سواحلی‌ هستند که در اثر بالا آمدن سطح آب دریا، قسمت انتهایی دره‌ها از آب پر شده باشد و یا اینکه حوضه‌ای به تازگی فرو نشسته باشد که‌ در این صورت برجستگیهای قدیمی به صورت‌ سلسله جزایری درمی‌آیند که به موازات ساحل‌ جدید امتداد خواهند داشت. در فواصل این‌ برجستگیها(سلسله جزایر) نیز پهنه‌ها و یا حوضچه‌های آبی دیده می‌شود که به آنها سوند (Sound) گفته می شود. مانند سواحل جنوبی‌ ایران در مجاورت جزیره قشم.
سواحل نوع پاسیفیکی در طول حاشیه‌ غربی آمریکای شمالی و جنوبی و حاشیه‌ شمالی دریای مدیترانه دیده می‌شود. سواحل‌ شمالی ایران در مجاورت دریای خزر و نیز سواحل جنوبی ایران در مجاورت خلیج فارس‌ از این نوع بشمار می‌روند. (علائی‌طالقانی، محمود، 1391)

2-5-4-2-طبقه‌بندی جانسون‌ (Johnson 1919)
یکی از معروفترین طبقه‌بندی‌ها که تا مدتهای طولانی نیز مورد توجه بوده است، طبقه‌بندی ژنتیکی سواحل توسط جانسون‌ می‌باشد. جانسون برحسب اینکه یک ساحل‌ ممکن است از آب خارج و یا در آب غوطه‌ور شده باشد(به زیر آب رفته باشد)، و به تبعیت‌ از آن خط ساحلی عقب‌نشینی داشته و یا اینکه‌ رسوبات به سوی دریا پیشروی کرده باشد، سواحل را به چهار طبقه بزرگ و به شرح زیر تقسیم کرده است:
1-سواحل بالا آمده، سواحلی که از آب‌ خارج شده‌اند.
2-سواحل غوطه‌ور، سواحلی که به زیر آب رفته‌اند.
3-سواحل طبیعی، سواحلی که به‌ تازگی شکل گرفته و یا درحال شکل‌گیری‌ می‌باشند. به همین دلیل تاکنون نه به زیر آب‌ دریاها رفته‌اند (مانند نوع دوم) و نه اینکه بالا آمده‌اند (مانند نوع اول) بلکه شکل واقعی خود را دارند مانند جلگه‌های آبرفتی، دلتاها، سواحل آتشفشانی، سواحل گسله‌ای و سواحل‌ رشته‌های مرجانی.
4-سواحل مرکب، به سواحلی گفته‌ می‌شود که حد اقل دو مرحله را پشت سر گذارده باشند یعنی پس از تشکیل ابتدا در آب‌ عوطه‌ور شده و سپس بالا آمده باشند.
از آنجا که غالب سواحل دنیا به دلیل‌ نوسانات سطح آب دریاها در دوره‌ پلی ایستوسن، تغییراتی هم ناشی از خارج شدن‌ از آب و هم غوطه‌ور شدن در آب دریاها دارند، عملا طبقه‌بندی جانسون به شرحی که گذشت‌ نمی‌توانست مورد استفاده قرار گیرد چرا که در اینصورت بیشتر سواحل دنیا در طبقه سواحل‌ مرکب قرار می‌گرفتند. روی این اصل در ابتدا به طبقه‌بندی جانسون اشکالاتی وارد بود، خود جانسون بعدها به این‌گونه اشکالات پی برد و در نتیجه تعدیلی در طبقه‌بندی خود بوجود آورده و چنین اظهار داشت به سواحلی گفته‌ می‌شود “بالا آمده” که درحال‌حاضر مناظر ناشی از خارج شدن از آب در آن‌ها حاکمیت‌ داشته باشد و یا اینکه به

منبع پایان نامه درباره
دریا، ساحلی، دریاها، خشکی پایان نامه ها و مقالات

دیدگاهتان را بنویسید