این گیاه ارزشمند (بخصوص وسعت دامنهی سازگاری به شرایط مختلف آب و هوایی و خاک)، تحقیقاتی زیادی در این زمینه صورت نگرفته است. از طرفی به نظر می رسد که این گیاه می تواند در مناطق جنوبی کشور که در حال حاضر با خشکسالی و بحران آب مواجه است به عنوان جایگزینی مناسب برای ذرت علوفه ای در الگوهای کاشت مطرح شود. با توجه به مطالب گفته شده نیاز به انجام پژوهش های بیشتر در مورد این گیاه احساس می شود تا اطلاعاتی هر چند ناچیز از تریتیکاله به دست آید و مقدمات تحقیقات آینده را فراهم کند. اهداف کلی در این پژوهش عبارتند از:
۱- تعیین روابط حاکم بر اعمال سطوح مختلف تنش خشکی و تغییرات عملکردی دانه در ژنوتیپهای مختلف.
۲- تشخیص صفاتی که با اعمال تنش خشکی بیشترین سهم را در افزایش عملکرد دارا می باشد.
۳- مشخص کردن بهترین سطح آبیاری و بهترین ژنوتیپ با عملکرد بالاتر در منطقه مورد نظر.

۱-۳- گیاهشناسی:
تریتیکاله گیاهی زراعی از خانواده غلات، تک لپه، با ارتفاع ۵/۱-۱ متر، و دارای ظرفیت بالای تولید بوده که می تواند نقش مهمی را در تامین بخشی از نیاز علوفه ای کشور ایفا کند ( امام،۱۳۸۳). بر اساس زاویه انشعابات ریشه وتوزیع آنها در خاک، تریتیکاله دارای سیستم ریشههای افشان می باشد (احمد و همکاران، ۲۰۰۶). این گیاه خود بارور بوده ولی ۱۰ تا ۴۰ درصد دگر باروری نیز دارد این درصد دگر باروری، استفاده از خاصیت هتروزیس را بدون دو رگ گیری به خودی خود امکان پذیر می سازد گل آذین تریتیکاله سنبله و تا حد زیادی شبیه به سنبله چاودار است و قسمت بالای سنبلهی آن مانند سنبلهی چاودار کرک دار است طول سنبله و تعداد سنبلچه در آن بیشتر از گندم بوده و به ۲۵ تا ۴۰ سنبلچه می رسد در هر سنبلچه ۳ تا ۵ گلچه و در هرگلچه به طور متوسط ۳ دانه تشکیل می شود تولید تجاری تریتیکاله بعنوان اولین غلهی ساخته شده به دست بشر، از سی سال گذشته در دنیا آغاز شده است (کیس وترفاس، ۱۹۷۸).
ریخت شناسی تریتیکاله شبیه گندم یا چاودار است تعداد پنجه و طول سنبله تابعی از عوامل ژنتیکی و محیطی بوده و نژادهای حساس به طول روز تعداد پنجهی کمتری نسبت به نژادهای غیرحساس دارند در واریتههای علوفهای تعداد پنجه زیاد صفتی مطلوب به شمار می رود. دانه تریتیکاله شباهت زیادی به چاودار داشته و تا حدود زیادی از دانه گندم هگزاپلوئید کشیدهتر است دانه در تریتیکاله از سه بخش: فرابر، آندوسپرم و جنین تشکیل شده است لایه آلورون در دانهی تریتیکاله بر خلاف لایه آلورون گندم بسیار نا منظم بوده و سلولهای لایه آلورون از لحاظ ضخامت دیوارهها و اندازه تفاوتهای زیادی با هم دارند چروکیدگی دانه در تریتیکاله یک
مشکل عمومی بوده که باعث کاهش وزن هکتولیتر و کاهش بازدهی آرد در این گیاه می شود (کاظمی اربط، ۱۳۸۷).

۱-۴- طبقه بندی:
تریتیکالهها از آلوپلوئیدها مشتق شده و از تلاقی گندم و چاودار به وجود آمدهاند و در گروههای اکتاپلوئید، هگزاپلوئید و تتراپلوئید ( اولیه و ثانویه) قرار گرفته و دارای تیپهای پائیزه و بهاره هستند در سال ۱۸۷۵ اولین گزارش مبنی بر تولید هیبرید غیر بارور گندم – چاودار به انجمن گیاه شناسی نیرنبرگ ارائه شد (ویلسون، ۱۸۷۵). با وجود عقیم بودن این تلاقی این گزارش مقدمهی پژوهشهای گستردهای را فراهم کرد، به طوری که ریمپائو درسال ۱۸۸۸ هیبرید بارور گندم- چاودار را به دست آورده و در سال ۱۸۹۰ معرفی کرد (زیلینیسکی، ۱۹۷۴). اولین هیبرید بارور به عنوان تریتیکاله اولیه از تلاقی گندم هگزاپلوئید و چاودار دیپلوئید به دست آمد که حالت اکتاپلوئید داشت (لارتر، ۱۹۷۰).
با توجه به این که کروموزمهای تریتیکاله از جنس دو گیاه مختلف است، لذا ممکن است نوعی ناسازگاری ژنتیکی در آن مشاهده شود ثبات میوزی در تریتیکالههای هگزاپلوئید بیشتر از اکتاپلوئیدها است و این به اثر سیتوپلاسم و تجدید سازمان کروموزمها مربوط می شود همچنین تریتیکالههای اولیه دارای مشکلاتی فراوانی مانند: عقیمی، محدود بودن دامنهی سازگاری، حساسیت به طول روز، ریزش دانه، خوابیدگی، پائین بودن کیفیت دانه و آرد هستند و این مشکلات کارشناسان اصلاح نباتات را به تلاش بیشتر برای رفع آنها وادار می کند تلاقی بین یک گونه دیپلوئید و چاودار کار آسانی نبوده و در نتیجه تریتیکاله تتراپلوئید عملا تولید نشده است از طرفی تلاقی بین اتوپلوئیدهای گندمهای دیپلوئید و چاودار به لحاظ کمی تولید دانه و پائین بودن قوهی نامیه با موفقیت چندانی همراه نبود (هولس و اسپورگن، ۱۹۷۴و لارتر، ۱۹۷۰ و زیلینیسکی، ۱۹۷۴ و پلمن، ۱۹۷۸). نتایج این تلاقی بر طبق انتظار عقیم بود ولی در اواخر دهه ی ۱۹۳۰، از طریق مصرف کلشی سین، اکتاپلوئیدهای بارور به دست آمدند (زیلینیسکی، ۱۹۷۴).
محصول دانهای تریتیکالههای اکتاپلوئید به دلیل عدم ثبات کروموزمها در مرحلهی میوز، عقیمی نسبی و خصوصیات ضعیف زراعی مقبول محققان واقع نشد و توجهات به تریتیکالههای هگزاپلوئید معطوف گردید (لارتر،۱۹۷۰). در تریتیکالههای اکتاپلوئید ژنوم AB از گندم هگزاپلوئید و در تریتیکالههای هگزاپلوئید از گندم تتراپلوئید به دست آمده است این ژنومها در گندم هگزاپلوئید و تتراپلوئید شبیه به هم نبوده و در کنار هم قرار گرفتن مجدد آنها در ترکیب جدید و همچنین تأثیر سیستوپلاسم گندم هگزاپلوئید باعث برتری این تلاقی می شود و باروری بیشتر، دانههای توپر و ثبات میوزی را به دنبال خواهد داشت محصول این تریتیکالهها از تمام اکتاپلوئیدهای تولیدی تا آن زمان برتر بوده و نزدیک به ۳۰ سال است که محققین کانادایی مطالعات خود را روی تریتیکالههای هگزاپلوئید متمرکز کرده اند و در حال حاضر مجموعهی بی نظیری از تریتیکالههای هگزاپلوئید از سراسر دنیا را به صورت هرباریوم در اختیار دارند (پلمن، ۱۹۸۷).

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   منبع تحقیق درمورد آشکارسازی، تولیدکننده

۱-۵- تاریخچه پیدایش و اصلاح تریتیکاله:
تریتیکاله با نام علمی ((Triticosecal Wittmack گیاهی خودبارور با درصد کمی دگرباروری است این غله جدید به دست انسان ساخته شده و در نتیجه تلاقی ژنومهای گندم و چاودار حاصل شده است انواع تجاری آن دارای ۴۲ کروموزم بوده و بیشتر شبیه والد مادری خود یعنی گندم است تا چاودار (کاظمی اربط، ۱۳۸۷ و امام، ۱۳۸۳).
نام تریتیکاله مشتق شده از نام علمی گونههای به وجود آورندهی آن بوده و قدمتی ۱۲۰ ساله دارد (زیلینیسکی، ۱۹۷۴). مطالعات اساسی در مورد این گیاه در سال ۱۹۳۵ در سوئد و توسط مونتزینگ آغاز شد. با کشف مادهی کلشیسین در سال ۱۹۳۷ توسط آیگستی تحول عظیمی در باروری هیبریدهای عقیم گیاهان زراعی ایجاد شد و به دنبال آن وقتی گیاهان حاصل از تلاقی والدین تحت تیمار کلشیسین قرار گرفتند، کروموزمهای آنها مضاعف شده و در نتیجه تریتیکاله بارور حاصل شد (عمار و همکاران، ۲۰۰۴ و قوشچی، ۱۳۷۹ و لارتر، ۱۹۷۴).
از نظر مورفولوژیکی تریتیکاله ما بین گندم و چاودار است. بوتههای آن شبیه گندم و خوشههای آن بلندتر از خوشهی گندم و چاودار است ولی شکل کلی سنبله شبیه گندم و به دلیل تعداد زیاد سنبلچه روی سنبله شبیه به چاودار می باشد. شکل دانه شبیه چاودار اما درشتتر از دانه گندم و چاودار است به طوری که وزن هزار دانه آن ۵۰ گرم می باشد (نورمحمدی، ۱۳۸۳).
تا اواخر دههی ۶۰ عدم باروری به عنوان یک دلیل عمده عملکرد پائین در تریتیکاله مطرح بود زیرا فقط بعضی از گلچهها در سنبله بارور می شوند. در سال ۱۹۶۸، به طوراتفاقی لاینی کشف شدکه مهمترین ویژگی آن درصد بالای باروری در گلها بود این لاین آرمادیلو نام گرفت و در حال حاضر به طور گستردهای در برنامههای اصلاحی استفاده می شود (قوشچی، ۱۳۷۹). به این ترتیب گام بلندی در تولید تریتیکاله هگزاپلوئید امروزی که از تلاقی آرمادیلوها به دست می آیند برداشته شد که باروری گلچهها، دانه بندی کامل، عملکرد بالا، عدم حساسیت به طول روز، ارتفاع مناسب، زودرسی و کیفیت مناسب غذایی از ویژگیهای لاین آرمادیلو به شمار می رود (وهاب زاده، ۱۳۸۷ و فاندو و داسول، ۱۹۹۰).

۱-۶- سطح زیر کشت و تولید جهانی:
تولید جهانی تریتیکاله از حدود ۳۰ سال پیش آغاز شده و همه ساله به سطح زیر کشت آن افزوده می شود با این وجود تکثیر بسیاری از ارقام در بسیاری از کشورهای جهان در مرحله ی آزمایش یا در مرحلهی اولیه آزمون تولید تجاری است. در سال ۲۰۰۱ سطح زیر کشت تریتیکاله در جهان ۹/۳ میلیون هکتار، میزان تولید آن در جهان ۵/۹ میلیون تن و متوسط عملکرد آن در دنیا ۳/۳ تن برآورد شده است (وهاب زاده، ۱۳۷۹ و کاظمی اربط، ۱۳۷۴).
از نظر سطح زیر کشت درصد کاشت تریتیکاله به ترتیب مربوط به قارهی اروپا (۷۸%)، آمریکای شمالی (۷%)، آفریقا (۶%)، آمریکای لاتین (۵%) و استرالیا (۴%) می باشد. به دلیل دامنهی وسیع سازگاری ، میزان عملکرد بالا و رشد مطلوب این گیاه در خاکهای غیر حاصلخیز انتظار می رود سطح زیر کشت آن در دنیا افزایش یابد تعدادی از دانشمندان معتقدند که تریتیکاله می تواند در دنیا و در مناطقی که کشت گندم اقتصادی نیست جایگزین این محصول شده و به این ترتیب سطح زیر کشت تریتیکاله در آینده نزدیک به حدود ۱۰ میلیون هکتار خواهد رسید (اسکومند و همکاران، ۱۹۸۴).

۱-۷- ترکیب شیمیایی و کیفیت غذایی تریتیکاله:
یکی از موارد عمدهی مصرف تریتیکاله استفاده از آن به عنوان یک محصول علوفهای در تغذیهی دام و طیور است. شواهد دلالت بر آن دارد که تریتیکاله به دلیل کیفیت مطلوب در تغذیه دام و طیور از گندم و جو برتر است. این مزیت تریتیکاله به واسطه میزان بالای اسید آمینه لایسین (اسید آمینه گوشت ساز) و عنصر فسفر آن نسبت به چاودار و گندم و قابلیت گوارش علوفهای بالای پروتئین آن نسبت به چاودار است (واروگیز و همکاران، ۱۹۹۶).
ترکیب شیمیایی و کیفیت غذایی تریتیکاله شبیه به گندم و چاودار بوده و در مقایسه با گندم، ذرت، برنج، چاودار و یولاف از درصد پروتئین بیشتری (حدود ۵/۱۳درصد) برخوردار است. مواد معدنی در تریتیکاله بیشتر از گندم بوده و میزان ویتامینی برابر با گندم دارد این دلایل برتری تریتیکاله را نسبت به سایر غلات از نظر کیفیت مواد غذایی ثابت می کند. تریتیکاله باعث افزایش پروتئین در رژیم غذایی دامها می شود. غلظت پروتئین ارقام تریتیکاله به طور میانگین ۹/۱۶درصد برآورد شده است در حالیکه این میزان در ارقام گندم، جو و یولاف به ترتیب ۵/۱۵،۲/۱۴ و ۵/۱۲درصد پروتئین بذری است ولی در کل به دلیل بالا بودن عملکرد کل در گندم، یولاف و جو، این محصولات عملکرد بذری و پروتئین بیشتری را نسبت به تریتیکاله تولید می کنند (پنا، ۱۹۹۸). محتوی پروتئین تریتیکاله ارتباط مستقیم باچروکیدگی دانه و در نتیجه عملکرد بالا دارد طوری که در سال ۱۹۶۸ میزان پروتئین در تریتیکاله از ۱۷ درصد با عملکرد ۲۵۰۰ کیلوگرم در هکتار به ۱

دسته‌ها: No category

دیدگاهتان را بنویسید