رژیمهای کاهش آبیاری خصوصیات مختلف جو از جمله عملکرد و اجزاء عملکرد را به طور معنیداری نسبت به شرایط آبیاری مطلوب کاهش می دهد. آکاش و همکاران (۲۰۰۹)، در بررسی ۵ ژنوتیپ جو زراعی در شرایط آبی و دیم به این نتیجه رسیدند که عملکرد دانهی تمامی ارقام مورد بررسی در شرایط دیم کمتر از شرایط آبی بوده به طوری که اثر منفی تنش خشکی بر عملکرد دانه بین ۱۳ تا ۳۷ درصد برآورد گردید. فتحی و مک دونالد (۱۳۷۶)، معتقدندکه کاهش فتوسنتز ایجاد شده در جو در اثر ایجاد تنش خشکی پس از گلدهی، میزان مادهی خشک تولید شده در دانه را کاهش داده و در نتیجه بر عملکرد نهایی دانه اثر منفی می گذارد.
پریری و همکاران (۲۰۰۸)، اظهار داشتند که تنش آبی در مرحلهی پر شدن دانه در ۹ ژنوتیپ گندم نان باعث کاهش عملکرد و اجزای عملکرد، وزن هزار دانه و ضخامت دانه آن می شود. همچنین ریسل و همبلین (۱۹۸۷)، معتقدند که تنش خشکی در مرحله ی گردهافشانی تا مرحلهی رسیدگی کامل، طول دورهی رشد و سرعت پر شدن دانه را کاهش داده و در نهایت باعث کاهش وزن هزار دانه می شود. جانسون و فولر (۱۹۹۲)، نیز این مرحله را حساس ترین مرحله تنش خشکی در گندم دانسته و معتقدند که تنش در این مرحله سبب کاهش عملکرد دانه و اجزای عملکرد در گندم و جو می گردد. دیونیسیو و همکاران (۲۰۰۱)، در تحقیقات خود روی ارقام مختلف گندم به این نتیجه رسیدند که ارقام مختلف عکس العملهای متفاوتی در شرایط تنش دارند و در شرایط تنش با افزایش سطوح آبیاری، عملکرد دانه نیز افزایش می یابد.
امام و همکاران (۱۳۸۶)، با بررسی تأثیر تنش خشکی بر عملکرد و اجزای آن در ۹ ژنوتیپ گندم اظهار داشتند که تنش خشکی پس از گلدهی سبب کاهش عملکرد دانه و اجزای آن در تمامی ژنوتیپها می شود آنها کاهش تعداد دانه در سنبله و تعداد سنبله و وزن هزار دانه را علت اصلی افت عملکرد در شرایط تنش خشکی اعلام کردند. اعمال تنش خشکی پس از گلدهی تا رسیدگی دانه، به ویژه زمانی که با گرمای همراه باشد، پیری برگها را تسریع کرده و دورهی پر شدن دانه را کاهش می دهد و این باعث کاهش وزن دانه می شود (امام و همکاران،۱۳۷۳). همچنین گزارشات رایو و همکاران (۲۰۰۰)، مبنی بر کاهش دورهی پر شدن دانه و کاهش وزن هزار دانه در تریتیکاله و در شرایط تنش خشکی پس از گلدهی و همراه با دمای بالا، این مسأله را تأیید می کند.
طبق گزارش شوتز و فانگمیر (۲۰۰۱)، در شرایط خشکی عملکرد ساقه اصلی و پنجهها به ترتیب ۳۰ و ۷۹ درصد کاهش یافته و عملکرد گندم تحت تنش خشکی به واسطه کاهش تعداد پنجهها کاهش می یابد. وجود تنش خشکی حتی برای مدت زمان کوتاهی در زمان باز شدن گلچهها، می تواند تعداد گلچههای بارور رابه صورت قابل ملاحظهای کاهش دهد تنش خشکی در مرحلهی سنبله دهی تا پر شدن دانه با کاهش سنبله های بارور و تعداد دانه در هر سنبله موجب کاهش محصول می شود (استرلینگ و همکاران، ۱۹۸۱). طبق گزارش کامپوزینو وهمکاران (۲۰۰۸)، محدودیت رطوبتی باعث کاهش طول دورهی گرده افشانی و نیز کاهش طول دورهی پر شدن دانه در تریتیکاله می شود هر چند پاسخ ژنوتیپهای مختلف به این کاهش متفاوت است.
طبق گزارش محققین عملکرد بالای هیبریدهای زودرس گندم به دلیل سرعت بالای پر شدن دانه و همچنین کاهش طول دورهی پر شدن دانه در آنهاست و ژنوتیپهایی که بتوانند با سرعت بالا دانه را پر کرده و طول دوره ی پر شدن را کاهش دهند عملکرد بالاتری خواهند داشت (گیبیهو و همکاران، ۱۹۸۲). در بررسی تاثیر تنش خشکی در مراحل مختلف نمو گندم مشخص شد که عملکرد دانه و مدت پر شدن دانه تحت تاثیر خشکی قرار گرفته و بعد از تثبیت تعداد دانه در مرحلهی گردهافشانی، وزن دانه مهمترین عامل در تعیین میزان عملکرد گندم خواهد بود (سین و همکاران، ۱۹۹۶). گودینگ و همکاران (۲۰۰۳)، در آزمایش شدت و زمان اعمال تنش خشکی در گندم گزارش کردند که تنش خشکی دورهی رسیدگی را کوتاهتر کرده و عملکرد و وزن هزار دانه را کاهش می دهد.
طبق گزارش مارک و همکاران (۱۹۸۵)، تنش خشکی پس از گلدهی تعداد سلول اسپرم دانه در قاعده و رأس سنبله را کاهش داده و در نهایت وزن هزار دانه را کاهش می دهد. محققین دیگر نیز معتقدند که آثار تنش رطوبتی بر اجزای عملکرد بیشترین نمود را در وزن دانه گندم داشته طوری که وزن دانه در تنش شدید رطوبتی ۱۸ درصد افت را نشان می دهد (گوتری و همکاران، ۲۰۰۱). هوچمن (۱۹۸۲)، گزارش کرد که تنش خشکی در مرحلهی پر شدن دانه، وزن هزار دانه و در نهایت عملکرد را به میزان ۱۶ درصد در مقایسه با آبیاری مطلوب کاهش می دهد. همچنین رایو و همکاران (۲۰۰۲)، معتقدند که کاهش سرعت پرشدن دانه که در اثر تنش خشکی ایجاد می شود سبب کاهش میانگین وزن هزار دانه و کاهش عملکرد دانه می گردد. بعلاوه در شرایط تنش گیاه با بستن روزنه ها از هدرروی آب جلوگیری می کند که این امر باعث کاهش فتوسنتز جاری و کاهش مواد پرورده برای پر شدن دانه شده و نهایتا وزن هزار دانه را کاهش می دهد (امام، ۱۳۹۰). تنش کمبود آب پس از گلدهی، با آسیب رساندن به فرآیند باروری دانه می تواند تعداد دانه در هر سنبله را در گندم کاهش دهد (اوانس و همکاران، ۱۹۷۰).

۲-۲- انتقال مجدد مواد پرورده:
آخرین مرحلهی رشد غلات پر شدن دانه می باشد، در این مرحله تخمدان تلقیح شده به میوه تبدیل می شود دوره و سرعت پر شدن دانه تعیین کنندهی وزن نهایی دانه می باشد (یانگ و ژانگ، ۲۰۰۵). سه منبع مواد لازم برای پر شدن دانه را تأمین می کند: فتوسنتز جاری برگها و ساقهها، کربوهیدراتهای محلول و مواد حاوی ازت ذخیره شده دراندامها ( ساقه) و فتوسنتز سنبله (بردفرد و سیو،۱۹۸۲). وقتی منبع فتوسنتز جاری دراثر تنشهایی مثل کمبود نور، خشکی یا گرما کاهش می یابد، پرشدن دانه به ذخایر پویای ساقه بیشتر وابسته می شود (بلوم و همکاران، ۱۹۹۴). انتقال مجدد هیدراتهای کربن محلول و ذخیرهای ساقه سهم ویژهای در عملکرد و اندازه نهایی دانه گندم دارد (سالم و همکاران، ۲۰۰۷). خشکی آخر فصل و پس از گرده افشانی باعث افت فتوسنتز شده و مشارکت مواد پرورده جاری را در پرکردن دانه محدود می کند (جانسون و همکاران، ۱۹۸۱). بالاترین درصد کربوهیدرات موجود در دانه گندم ، ناشی از فتوسنتز در خلال پر شدن دانه است و سهم انتقال مجدد مادهی خشک به دانه بیشتر از ۳۰ درصد نمی باشد اما نیتروژن و فسفر بالاترین سهم را در انتقال مجدد دارند (ماسونی همکاران، ۲۰۰۷).
تنش خشکی شدید پس از گردهافشانی میزان و زمان انتقال کربوهیدراتهای غیر ساختاری ساقه به دانه را تحت تاثیر قرار می دهد (واردلا و ویلنبریک، ۲۰۰۰). همچنین طبق اظهارات کوباتا و همکاران (۱۹۹۲)، پس از گلدهی، جذب نیتروژن توسط ریشهی گندم کاهش یافته و برای رفع نیاز دانه به نیتروژن، این عنصر از برگها و ساقهها به سنبله انتقال می یابد این وضعیت در شرایط تنش خشکی با شدت بیشتری صورت می پذیرد. به نظر می رسد که این انتقال در شرایط تنش تنها از ساقه اصلی و پنجه اول نبوده بلکه انتقال مجدد نیتروژن بوسیلهی پنجههای دوم و سوم بصورت تکمیلی حمایت می شود (پالتا و همکاران، ۱۹۹۴)، در شرایط عادی و بدون تنش سهم مواد ذخیرهای ساقه در پر شدن دانه ۲۰ تا ۳۰ درصد گزارش شده است (واردلا و ویلنبریک، ۲۰۰۰ و گیببینگ و اشنایدر، ۱۹۹۹). طبق گزارش اهدایی و وینز (۱۹۹۶)، میانگین درصد انتقال مجدد در شرایط تنش ۶/۴۴ درصد بیشتر از میانگین آن در شرایط مطللوب و به دور از تنش است. در اقلیمهای مدیترانهای تنش خشکی و گرمای پس از گلدهی فتوسنتز را محدود کرده و عملکرد بشدت به انتقال مواد فتوسنتزی به دانه قبل از گلدهی وابسته است (پاپاکوستا و گاجیانس، ۱۹۹۱). تورنر (۱۹۷۹)، گزارش کرد که تنش خشکی در مدت ۵ هفته قبل از ظهور سنبله گندم باعث کاهش عملکرد تا ۷۰ درصد می شود.
طبق گزارش آردوینی (۲۰۰۶)، ارقام پر محصول از ذخایر ساقه ی کمتری برخوردار بوده و با قرار گرفتن در شرایط تنش خشکی در مرحلهی پر شدن دانه کاهش شدیدتری را در عملکرد در مقایسه با ارقام کم محصول خواهند داشت. فیلانگ و سیدیک (۱۹۹۱)، نیز اعلام کردند که ارقام با پتانسیل عملکرد بالا از میزان ذخیره ساقه کمتری نسبت به ارقام با پتانسیل عملکرد پایین برخوردارند اما در شرایط تنش رطوبتی، کاهش عملکرد دانه آنها با یکدیگر تفاوت معنی داری ندارد.
در مطالعه روند تولید و تجمع مادهی خشک و انتقال مجدد مواد پرورده در ژنوتیپهای مختلف گندم و تحت شرایط تنش رطوبتی، مشخص شد که اثر تنش رطوبتی از مرحلهی گرده افشانی تا رسیدگی بر عملکرد دانه، میزان مادهی خشک تولیدی و در مرحله خمیری نرم، بازدهی انتقال مجدد و درصد انتقال مجدد مادهی خشک در مرحله ی ظهور بساک و مرحله خمیری نرم دانه معنیدار است همچنین با اعمال تنش رطوبتی، بازدهی و درصد انتقال مجدد به ترتیب حدود ۱۵ و ۶/۵۰ درصد نسبت به تیمار آبیاری مطلوب افزایش یافت (عزت احمدی و همکاران، ۲۰۰۹).
پالتا و همکاران (۱۹۹۴)، دریافتند که وقتی گندم در شرایط رطوبتی شدید قرار گیرد، مجموع کل کربن دانه ۲۴ درصد کاهش می یابد زیرا تثبیت کربن پس از گردهافشانی به میزان ۷۵ درصد کاهش یافته ولی میزان انتقال مجدد کربن ذخیره شده قبل از گردهافشانی به میزان ۳۶ درصد افزایش می یابد. طبق گزارش پاپاگوستا و گاجیانس (۱۹۹۱)، به طور متوسط درصد انتقال مجدد در گندم نان بین ۶ تا ۷۳ درصد بوده و در شرایط تنش رطوبتی آخر فصل ذخایر ساقه از اهمیت بیشتری برخوردارند چون در شرایط مدیترانهای دورهی پر شدن دانه با خشکی و گرما همراه بوده و فتوسنتز جاری را در گندم با اختلال مواجه می کند.
در آزمایشی مشخص شد که در بین ژنوتیپها تفاوت معناداری از نظر ذخایر ساقه در هر دو شرایط آبی و تنش خشکی پس از مرحلهی گردهافشانی وجود دارد و میزان تجمع مواد خشک در دانه در اثر اعمال تنش رطوبتی به طور قابل ملاحظهای کاهش می یابد (سنجری، ۲۰۰۶).
حسین و همکاران (۱۹۹۰)، چنین اظهار داشتند که رقم گندم بانتی- ۳۱۰ از پتانسیل عملکرد بالای دانه در شرایط خشکی برخوردار است و در مورد ذخایر ساقه قابلیت خوبی دارد بنابراین می توان نتیجه گرفت که ارقام متحمل به تنش خشکی باید از ظرفیت ذخیرهای مناسبی در ساقه جهت پر کردن دانه برخوردار باشند هر چند این مسأله به بهای کاهش پتانسیل عملکرد در آنها تمام شود. در آزمایشی که الیاسی و همکاران (۱۳۸۹)، به منظور بررسی رابطهی بین تنش خشکی و انتقال مجدد مواد در ارقام مختلف گندم انجام دادند مشخص شد که اعمال تیمار تنش قبل از گلدهی بیشترین انتقال مجدد را به همراه داشت در صورتی که تفاوت محسوسی بین تیمار تنش بعد از گلدهی و تیمار شاهد مشاهده نشد همچنین اعمال تیمار تنش قبل از گلدهی در ارقام پاکوتاه و تنش بعد از گلدهی در ارقام پابلند موجب افزایش انتقال مجدد شد.

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   منبع پایان نامه ارشد با موضوعامام صادق، عقد اجاره، طلاق
دسته‌ها: No category

دیدگاهتان را بنویسید