مقاله رایگان درباره
ساختار معنادار، انقلاب مشروطه، ناخودآگاه پایان نامه ها و مقالات

او باقی مانده است که دریافت آن در گرو نیستی کامل او است.1
احساس می کند وزن مرده یی روی سینه اش را فشار می دهد . به این دلیل که او (عاشق پیشین)رو به استحاله دارد و در حقیقت به سوی مرگ و شکل گیری موجود جدید پیش می رود.به موازات آن ودر رابطه ی متقابل با آن ، معشوق نیزرو به نیستی دارد. از این رو است که آواز مرگ را می شنود تا جایی که استحاله ایی کامل صورت می گیرد ؛ ناگهان قوه یی مافوق بشر در خود احساس می کند. گزلیک را بر می دارد و در هئیت پیرمرد قوزی به اطاق همسر می رود – با حس عشق و کینه توأمان – همسر مانند مارناگ او را در بر می گیرد و لب او را مانند مار می گزد. دوگانگی را در وجود او می بینیم که عکس برگردانی است از بوگام داسی (مار)و هم چنین نماینده ی وجود دوگانه ی پدر/ عمو؛ جنبه ی مثبت وجنبه ی منفی نا مهربان و خیانت پیشه که درگزیدن خود را نشان می دهد و در نهایت ، مرد را به انتقام و استفاده از گزلیک وا می دارد ( از غیرت عاشقانه و” به جبران عشق ناامید” خود. ) معادل این وضعیت در بخش یک ، میل مفرط او است به ترسیم حالت چشم های معشوق و در نتیجـه ی آن ، چشم گشـودن دختـر برای چند لحظـه ونگاه به او، ثبت آن ، چشم بستن دختر و سپس قطعه قطعه کردن جنازه ی او برای محفوظ ماندن از نگاه بیگانگان و درنتیجه ، نیستی کامل او . از شدت اضطراب به عالم قبلی خود باز می گردد ، در همان حال که جلوی منتقل نشسته بود.
1- شاید بتوان نوشتن را در بخش دو،معادل تلاش او دانست برای کشیدن چشم ها در بخش یک (باتوجه به اینکه نقاشی را کنایه از هنر نویسندگی راوی دانسته اند ) در این جا اشاره یی هست بر عمل نوشتن : ” سایه ام به دیوار … نوشته های مرا به دقت می خواند . ” (ص83)
امّا گلدان را رو به روی خود نمی یابد. پیرمرد را می بیند که آن را در دست دارد و در مه ناپدید می شود.
‌* * * * * * * * *
4-1-3. مفهوم کلی اثر
داستان ، شرح فاصله ی میان آدمی است و کمال مطلوب . در بخش یک دختر به پیرمرد گل نیلوفر تعارف می کند.درحالی که جوی آبی میان آن ها فاصله است .جوی آب رمز حیات، گذرعمر( و مرگ ) است. وقتی دختر سعی می کند از جوی بپرد، پیرمرد می خندد، به معنای آگاهی از بیهودگی تلاش او. “گل نیلوفر، اگر مراد نیلوفر آبی باشد ، رمز عرفان و آرامش و حیات است . نیلوفر در عرفان هندی چنین تعبیر می شود که از مرداب جهان سر بر می زند اما به گنداب آن آلوده نمی شود . اما به طوری که بعدها معلوم خواهد شد، نیلوفر بوف کور ظاهراً نیلوفر باغی است “( شمسیا ، 1376 : 159) که رمز زندگی و رشد و بی مرگی است ( و چون کبود رنگ است ، به مرگ نیز مربوط می شود .) پیرمرد دستش به آن نمی رسد . درخت سرو که به زیر آن نشسته است ، رمز حیات و جاودانگی است و هم به آیین کفن و دفن مربوط می شود .(محل دفن دختر اثیری زیر درخت سرو است .) (شمیسا ، 1376 : 159) با در نظر داشتن هر دو معنی از سرو می توان گفت پیرمرد به حیات جاودانه رسیده است اما این حیات با آن چه که دختر به او تعارف می کند در تضاد است . حیات او با مرگ دختر اثیری در ارتباط است، و یا حیاتی است که به “مرداب جهان” آلوده گشته است .(با توجه به این که این نمادها – سرو ، آب و نیلوفر کبودـ همگی مفهوم دوگانه ی مرگ و زندگی را در بر دارند، این تصویر را می توان به معنی آمیختگی مرگ و زندگی دانست( شمسیا ، 1376 ). جوان که منظره را می نگرد محو آن می گردد بی آگاهی از این که پیرمرد، خود اوست در زمانی دیگر و شرابی که در این حال در دست دارد ، رمز این فاصله را در خود دارد .( دو ماه و چهار روز در انتظار عاشقانه سپری می شود که نمود آن در بخش دو، دو ماه وچهار روز انتظار اوست برای همسر، بعد از ازدواج با او . دختر اثیری بعد از این مدت به خانه ی او می آید که نمود آن را در بخش دیگر ، می توان تصمیم او دانست بر این که به زور نزد همسرش برود . این کار را می کندو بعداز آن همسر اطاقش را از اوجدا می کند و در نتیجه دوری و انتظار بیشترمی شود که ناخودآگاه او را به جدال میان مرگ و زندگی سوق می دهد ، هم چون بخش یک که پس از آمدن دختر اثیری ، در جدال میان مرگ و زندگی قرار می گیرد .)
” منظره ی جوی آب ، ورطه یی را توصیف می کند که نمی توان پر کرد ، نوعی بیگانگی که پایانی ندارد … . همه چیز از ابتدا مقرر شده است … واقعیت یا آگاهی حتی در صورت به چنگ آمدن نیز تحقق پذیر نیست ” (کاتوزیان ، 1372 : 148) وصل در شکل کامل خود هرگز تحقّق پذیر نیست. اقتضای عشق ، مرگ عاشق است و در صورت باقی ماندن و تلاش برای وصل،این معشوق است که خواهد مرد و آن وصل ، وصلی ناقص خواهد بود. “… نتیجه گیری داستان – نه ، بلکه روح آن ، استدلال های آن ، ـ همه چیز آن این است که کمال ، رهائی ، آگاهی طبیعی ، عشق کامل و همه ی معادل های آن ها ، هدف دست نیافتنی انسان به شمار می آید ،و به این ترتیب انسان (به عنوان نقطه ی مقابل رجاله ها) محکوم به شکست است و گرچه نیرو ، سرزندگی و زیبایی خواستنی است لیکن .‌”‌‌‌ از اندیشه ی مرگ گریزی نیست. (کاتوزیان ، 1372 : 157 – 158 )
4-1-4. بوف کور ؛ روان داستان
نگرش خاص نسبت به هستی،کمال جویی، عشق، تنهایی ، اندیشه ی مرگ ودر نهایت شکست درراه رسیدن به کمال مطلوب، مفاهیم کلی مطرح در این اثر می باشند.درمورد تفسیر این اثر، این توضیح لازم به نظر می رسد که بوف کور جزء آثار روانی هدایت قرار گرفته است که ” نه فقط بر عناصر روانی بلکه بر همه ی آن عناصر ذهنی وروانی ، از جمله فلسفی وهستی شناختی تأکید دارد که به طرز درهم یافته یی تلفیق شده اند تا نگرش متمایز به حیات انسانی ارائه د
هند . بنابراین یکی از ویژگی های این آثار پیوند جوهری آن ها با مسائل مجرد وجهانی در مقابل مسائل ملموس ومحلی است.هریک ازایده های مجرد وجهانی که درداستان مطرح می شود ناگزیر به همان جامه ی فرهنگی وزبانی که بیان شده در آمده است. ” (کاتوزیان ، 1372 : 83 ) بنابراین در شرح این آثار ، نمی توان بر این مسائل تأکید داشت. طبیعی است که هدایت به عنوان شخصی آگاه،نسبت به مسائل سیاسی،اجتماعی ، اقتصادی وفرهنگی جامعه ی خود حساسیت داشته که تأثیر آن در این داستان پیدا است. اما در چنین اثری،این قبیل مسایل دردرون مسایل کلی قرار گرفته ،فرع برآن محسوب می شوند.نویسنده ،این مسائل را سال ها بعددر ” پیام کافکا “- مقدمه بر داستان محاکمه ی کافکا – به وضوح بیان کرده است و در تحلیلی که از آثار و زندگی این نویسنده بدست داده ، افکار، عقاید و روحیات خود را آشکار ساخته است . ” در این نوشته هیچ حرف اساسی یی نمی یابیم که در بوف کور گفته نشده باشد .”( کاتوزیان ، 1372 : 284 )با این تفاوت که این ابراز عقیده در این جا در قالب نقدی ادبی صورت گرفته است و ” فاقد جنبه های محلی یک داستان صرف است و مسئله در مجردترین و عام ترین سطح ممکن بررسی می شود . “( همان ، 1372 : 284 )
4-2. بررسی اثر بر اساس الگوی گلدمن
4-2-1. اجزای ساختار معنادار
بر اساس الگوی مورداثر، ابتدا اجزای ساختار معنادار را در متن مورد بررسی قرار می دهیم تا به واسطه ی کشف وحدت و رابطه ی ارگانیک میان آنها ، ساختار معنادار (کلیت منسجم) آن را دریابیم.
با بررسی متن، این موارد را دریافته ایم :
? نگرش درونی:نگرش ذهنی وباطنی نسبت به زندگی وتوجه به حقیقت وکنه امور، در مقابل سطحی نگری عموم جامعه . نتیجه ی چنین نگرشی، بی توجهی است نسبت به مناسبات اجتماعی وقراردادهای زمانی ومکانی که صرفاً براساس نگرشی ظاهری پدید آمده اند.
? نارضایتی ازجامعه:شخص،با این نگرش طبیعتاً دربرابر سایرافرادجامعه قرار می گیرد، چرا که عموماً چنین نیستند ، تنها به ظاهر عموم توجه دارند و از حقیقت آن غافلند. ازاین رو در ارتباط با خویش،تنها به نیازهای غریزی توجه دارند ودراین راه ، صفات انسانی رازیر پا گذاشته،از هیچ بی رحمی فروگذار نیستند. در این جامعه حتی نسبت به امور متعالی هم چون عشق یا دین که وسیله ی نیل به کمال می باشند نیز نگرش سطحی دارند وآن ها را تنها به عنوان وسیله یی قرار می دهند برای توجیه زشتی های رفتاری که در راه ارضای غرایز مرتکب می شوند. در نتیجه ، این امور با زشتی ها آمیخته گشته،تغییر شکل می دهند. برای مثال، مذهب به خرافات آمیخته می گردد وعشق صرفاً شعاری می گردد در جهت ارضای غریزه ی حیوانی وکسی که آن را در جایگاه حقیقی خویش جست جو کندمحکوم به سرخوردگی است.
? تفاوت، انزوا واندیشه ی مرگ: برخورداری از زندگی مطلوب وایده آل ، برای آن که با نگرش متفاوت ومنحصر به فرد در جامعه به سر می بردقطعاً آسا ن نیست. انسان به دلیل نیازهای طبیعی ومشترک با سایر افراد ، ناچار از زندگی جمعی وارتباط با جامعه می باشد. اما در این وضعیت ، در نتیجه ی تفاوت عقیده، طبیعی است که در این نوع روابط با مشکلاتی مواجه گشته، تاحد جدال نیز به پیش رود وهنگامی که دیگر قادر به ایستادگی نیست، به ناچار از جامعه دوری کرده ، به انزوا ، سکوت وتاریکی پناه می برد. در این وضعیت میانه نه از زندگی معمول وآرامش زندگان بهره مند است ونه از نیستی وآسایش مردگان . در این اوضاع ( با وجود علاقه به حیات) تنها احساس نیستی ورهایی کامل است که موجب آرامش است.
? صفات موروثی: صفات منفی وتمایل به پیروی از غرایز نفسانی، هم چون زنجیره یی است که از نیاکان تا به امروز به طور موروثی درماامتداد یافته است ودریک زمان نیز درهمه ی اشخاص یافت می شود به طوری که گویی زندگی هر شخصی ، امتداد زندگی گذشتگان است ودرهمان حال با زندگی دیگران نیز پیوند دارد وهمین است که موجب اشتراک وهمانندی میان انسان ها است. ازین رو کسی قادر به گریز از آن ودر نتیجه ی دگرگون سازی خویش وامتیاز در میان سایر افراد نیست.
4-2-2. ساختار معنادار(کلیت منسجم)
اجزای معنادار ذکر شده در مجموع ، این ساختارمعنادار (کلیت منسجم) را می سازد:
انسان محکوم به شکست است.کمال مطلوب،درشکل ناب خویش هرگز به دست نمی آید و در صورت به دست آمدن از بین می رود. این وضعیت از پیش برای انسان تعیین گشته و تلاش او بیهوده است: همان گونه که گرایش به کمال در وجود او نهاده شده،گرایش ها ی پست حیوانی نیز هست که در برابر آن با تمام نیرو سر بر می آورند وقدرتمند تر از آنند که آدمی از خویش برخیزد. در این وضع دوراه در پیش روی انسان است ؛یا مرگ و رهایی، یا تسلیم و پذیرش وضع موجود.
4-2-3. جهان نگری
این کلیت منسجم ، در نهایت ما را به این جهان نگری می رساند: کمال مطلوب، در شکل ناب خویش دست نیافتنی است و انسان در این راه ، محکوم به شکست است.
4-2-4. طبقه ی اجتماعی
این جهان نگری ، جزیی از کلیتی عام تر محسوب می شود ،یعنی طبقه ی اجتماعی نویسنده ؛ روشن فکر درون گرا .

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   تحقیق رایگان با موضوعlanguage،  ، languages، spoken

4-2-4-1. بررسی وضعیت جامعه شناختی نویسنده
در این جا برای ایجاد درک روشن تر از مفهوم ” طبقه ی روشن فکر برون گرا ” – با توجه به توضیحی که در پیش ، در مورد مفهوم طبقه ی اجتماعی ارائه شد – وضعیت اجتماعی نویسنده را در زمان نگارش اثر پی می گیریم.
زندگی صادق هدایت سال های 1281- 1330 (هـ.ش) را در بر می گیرد. دوره ی اول زندگی نویسندگی وی در زمان حکومت رضا شاه پهلوی است
. در این دوره ایران حادثه ی مهم مشروطه را پشت سر گذاشته است. حادثه یی که جامعه ی ایران تا مدتها تحت تأثیر نوسانات ناشی از آن قرار گرفت. حکومت پهلوی نیز نتیجه ی طبیعی و مستقیم این پدیده به شمار می آید. از این رو ارزیابی این پدیده در تحلیل وضعیت جامعه شناختی این دوران لازم به نظر می رسد.
4-2-4-1-1. انقلاب مشروطه
حادثه ی مشروطه برای اولین بار در تاریخ ایران ، با هدف براندازی حکومت استبداد و جایگزینی حکومت قانون به روی کار آمد. از ابتدای قرن نوزدهم، در اثر آگاهی ایرانیان نسبت به فاصله ی عمیق مادی و معنوی خویش با جهان غرب و مطرح گشتن شعار تجدد و قانون خواهی از سوی روشنفکران و در نتیجه آگاهی عمومی نسبت به حقوق مادی و معنوی خویش در برابر دستگاه حاکم و از سوی دیگر موضع گیری حکومت در برابر آن، همچنین اقدامات نسنجیده ی دولت در زمینه ی سیاست داخلی و خارجی، همگی نارضایتی از دستگاه دولت را موجب گردید و هر گروهی به نوعی تحقّق اهداف خویش را منوط به براندازی آن می دانست و جایگزینی حکومت مبتنی بر قانون ، همچون دولت های اروپایی . این هدف مشترک، عموم جامعه را با روشن فکران هم سو ساخت و انگیزه ی ایستادگی در برابر حکومت را در آن ها بر انگیخت. چند مبارزه، هر یک به بهانه یی سرانجام به انقلاب مشروطه منجر شد.
انقلاب طبیعتاً درگیری و هرج و مرج را در سطوح مختلف جامعه به دنبال داشت و در نهایت به تشکیل مجلس قانون گذاری ملی منجر شد. مجلس در اثر کشمکش های داخلی با تنش هایی مواجه شد و سر انجام پس دو بار انحلال به گشایش در دوره ی سوم انجامید. مجلس سوم ” با انتظارات بزرگ آغاز شد ” (آبراهامیان ، 1383 : 92 )” شاید هم چنین به نظر می رسد … [اما] طولی نکشید که انتظارات بزرگ در حرارت کشمکش های داخلی و فشارهای خارجی پژمرد ” (آبراهامیان ،1383 : 93) از سویی اختلافات داخلی میان گروه های مجلس در جریان بود. از سوی دیگر، ضعف دولت مرکزی، از مدت ها پیش موجبات هرج و مرج را در ولایات فراهم ساخته بود. وقوع جنگ جهانی، ایران را به عرصه ی رقابت گروه های درگیر تبدیل ساخت(کاتوزیان،1370 ) و سرانجام امضای قرارداد نفت در سال 1919 توسط شاه، که ایران را مستقیماً به مستعمره ی انگلیس تبدیل می ساخت، ضربه ی نهایی را برروحیه ی مشروطه خواهان وارد ساخت.(میرعابدینی ،1386 ) این اوضاع، یعنی ناکارآمدی حکومت مشروطه پس از سال ها تلاش و مبارزه برای تحقّق آن ، طبیعتاً یأسی عمومی را به دنبال داشت که شرایط را برای به روی کار آوردن حکومت رضا شاه فراهم ساخت؛ وقتی ” امیدهای دوره ی مشروطیت به اصلاحات تدریجی و برقراری حکومت پارلمانی ، در برابرواقعیت های خشن جامعه ی عقب مانده ی ایران رنگ می بازد … ناسیونالیست های تجدد خواه به این نتیجه می رسند که ” تجدد تنها در چارچوب دولت – ملّت امکان پذیر ” است و ” نجات ایران در گرو ایجاد دولتی مقتدر است که جایگزین دستگاه دیوانی فاسد گذشته شود” و ملّتی یگانه پدید آید که ” به هستی امروزی و گذشته ی تاریخی خودآگاه است. ” در این دوره ” جست و جوی مفهوم ملّت و یگانگی ملی به عمده

مقاله رایگان درباره
ساختار معنادار، انقلاب مشروطه، ناخودآگاه پایان نامه ها و مقالات

دیدگاهتان را بنویسید