رویکردهای نظری گردشگری

2-6-1. رویکرد سیستمی

سیستم گردشگری هر مکان کلیتی است، مشتمل بر بخش­ها، اجزاء و عناصر متعدد و پیچیده همانند جاذبه ها، مراکز اقامتی، حمل و نقل (هوایی، زمینی، دریایی و …)، تأسیسات زیر بنایی، خدمات، اطلاعات، تبلیغات، بازارهای داخلی و بین­المللی و … می­باشند که در ارتباط متقابل با همدیگر و برخورداری از شبکه، سلسله مراتب، ساختار، کارکرد و … جایگاه خود را در بازار رقابتی در سطوح مختلف محلی، منطقه­ای، ملی و بین­المللی) بدست می­آورد؛ به عبارتی دیگر گردشگری از جاذبه­ها، هتل­ها و خطوط هوایی و دیگر عناصر به صورت مجزا تشکیل نشده است که هر بخش بدون ارتباط و تعامل با سایر بخش­های تشکیل دهنده سیستم گردشگری، بتواند به موفقیت دستیابی پیدا کند؛ بلکه کلیتی است (همانند یک سیستم) که پویایی آن(گردشگری) در سایه ارتباط متقابل و سازمند اجزای و عناصر تشکیل­دهنده آن در بازار رقابتی بدست می­آید. دو بخش اصلی سیستم گردشگری که چرخه، حرکت و پیشرفت گردشگری را در یک مکان شکل می­دهد، عرضه و تقاضا[1] است؛ تقاضا شامل تمامی گردشگران متقاضی گردشگری از مبداء­های مختلف ملی و بین­المللی به مقصد مورد نظر می­باشند که بازارهای هدف گردشگری آن مکان­ را تشکیل می­دهند (والا/ بیچریل، 1384: 62)؛ و عرضه مشتمل بر جاذبه­ها، واحدهای اقامتی، حمل و نقل، خدمات، تسهیلات و تأسیسات گردشگری و … یک مکان/ منطقه و … می­باشند که موجب جذب گردشگران از سطوح فوق­الذکر می­گردند. ارتباط سازمند این دو بخش اصلی گردشگری در سایه برنامه­ریزی و سازماندهی ایجاد می­گردد. به عبارتی دیگر درون این شاخه­ها و زیر سیستم کلی، جزئیات و عناصری است که برنامه­ریزان و مدیران باید برای کسب موفقیت آن تلاش کنند و به گونه­ای خدمات، تسهیلات و امکانات گردشگری را فراهم نمایند که گردشگران به راحتی بتوانند، نیاز و خواسته خود را برآورده سازند (داس ویل، 1379: 231- 267).

تایلر[2] نیز معتقد است، گردشگری را باید به صورت سیستمی مرکب از عوامل عرضه و تقاضا در نظرگرفت؛ که با یکدیگر مرتبط­اند. داخل این دو بخش سیستم کلی، عناصر و اجزایی قرار دارند که باید مدیران و برنامه­ریزان برای کسب موفقیت آن تلاش کنند. برای تحصیل تقاضای گردشگری، یک ناحیه یا شهر و … باید قادر باشیم به گونه­ای خدمات را فراهم کنیم که با نیاز و جواب­های گردشگران مطابقت داشته باشد. وی این را به نام سیستم و دستگاه بازار[3] لقب داده است که با روش منطقی با عنصر تقاضای متغیر گردشگران، تناسب داشته باشد و بین تقاضا و عرضه مطابقت برقرار کند. به عبارتی دیگر تطبیق عرضه با تقاضا (تعیین تفاوت میان آنچه گردشگر جستجو می­کند و آنچه در آن ناحیه وجود دارد)، کلید راه رسیدن به توسعه صحیح و نهایی گردشگری است (تایلر، 1980، ص55).

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   استراتژیست – فرصت طلب در مذاکره

به نظر بولون[4] (2005) سیستم­های گردشگری از سه جهت مورد توجه است: الف) مدل تقاضا
ب) رویکرد انسان شناسی اجتماعی است که در بر گیرنده اوقات فراغت ج) مدل گردشگری صنعتی که گرایش به تولید انبوه تجاری و سود دارد (بریونز و همکاران[5]، 2009، ص5).

تفکر سیستمیک ریشه در حکمت علل غایی کل ارسطویی دارد؛ با این حال لودیگ برتالانفی[6] برای نخستین بار مفهوم نظریه عمومی سیستم­ها[7] را به تعمیم از اصول نظریه سیستم­های باز در دهه 30 قرن بیستم در دانشگاه شیکاگو مطرح ساخت. وی معتقد بود در تجزیه و تحلیل و صورت بندی اصول عمومی سیستم­ها، موضوع­های مختلف از اعتبار عام­تری برخوردار هستند (برتالانفای[8]، 2002، ص405). از اینرو نگرش سیستمی راهی برای ورود و متحد ساختن علوم ایجاد کرد که با بسط نظریه سیبرنتیک[9] از سال 1948 به بعد، توسط ریاضیدان آمریکایی نوربرت واینر[10] ابداع گردید؛ جوهره اصلی این نگرش بر این مفهوم استوار است که تمام پدیده­های جهان به عنوان مجموعه­ای از سیستم­های بزرگ و کوچک در تعامل و ارتباط با یکدیگر قرار گرفته­اند و با شناخت عناصر و عملکرد این
سیستم­ها می­توان رفتار آنها را تحت هدایت و نظارت در آورد.

براین اساس، نگرش سیستمی به گردشگری، توسط بعضی از اندیشمندان این علم در دهه 1990 به بعد مطرح شده است. آنها اجزای متفاوت گردشگری را به صورت کلیت به هم پیوسته می­دانند؛ به عنوان نمونه گان[11] در سال 1994 این­گونه از این عنوان دفاع کرد که گردشگری را می­باید به عنوان یک سیستم تعبیر کرد و همچنین اضافه کرد که تمام بخش­های گردشگری به یکدیگر مربوط هستند. پیج[12] در مقاله خود در سال 1995 از مزایای نگرش سیستمی در گردشگری یاد می­کند که بر اساس این نگرش، پیچیدگی­های یک منطقه گردشگری مبدل به مدلی ساده می­گردد. میل[13] و موریسون[14] در سال 1992 با استفاده از مدلی به تشریح رابطه­ی شبکه­های تار عنکبوتی به هم پیوسته سیستم گردشگری پرداخت­اند که دست زدن به یک قسمت این شبکه، اثر موجی سرتاسر شبکه را فرا می­گیرد (هولدن[15]، 2000، ص7).

 

  1. Taylor

[2]. Taylor

[3]. Market -Plant

[4]. Boullon

[5]. Briones

[6]. Ludwig ven Bertalanfy

[7]. System Theory

[8]. Bertalanffy

[9]. Cybernetic

[10]. Norbort weiner

[11]. Gunn

[12]. Page

[13]. Mill

[14]. Morrison

[15]. Holden

دسته‌ها: آموزشی