۴. هادیزاده مقدم و همکاران در سال ۱۳۸۸ در تحقیقی با عنوان ” بررسی ارتباط هوش هیجانی با گرایش کارآفرینانه ” و با هدف بررسی ارتباط میان هوش هیجانی با میزان گرایش کارآفرینانه کارکنان سازمان های وابسته به شرکت نفت را بررسی کردند . نتیجه ی تحقیق حاکی از آن است که ابعاد خود تنظیمی ، خودآگاهی ، انگیزش و مهارت اجتماعی با گرایش کارآفرینانه دارای ارتباط هستند ولی بعد همدلی با گرایش کارآفرینانه ارتباطی نداشت . در حقیقت ارتباط قوی بین خودتنظیمی و گرایش کارآفرینانه ، به این معناست که افرادی که به دور نگاه داشتن احساسات مخرب تمایل دارند ، خودکنترل هستند ، قبول مسئولیت می کنند و ایده ها و رویکردهای جدید را با روی باز می پذیرند ، افرادی خلاق ، پیشگام و مخاطره پذیر هستند و به کارآفرینی تمایل زیادی دارند . به طور کلی افراد با هوش هیجانی بالا ، افرادی نوآور ، پیشگام و مخاطره پذیر هستند . افرادی که احساسات خود را خوب می شناسند ( خودآگاهی ) ، توانایی کنترل و تنظیم احساسات خود را دارند ( خودتنظیمی ) ، خود برانگیخته هستند و افراد با توان برقراری ارتباط موثر ( مهارت اجتماعی ) ، کسانی هستند که استقلال عمل دارند ، پیشگام و نوآور هستند و روحیه ی رقابت تهاجمی دارند . به عبارت دیگر افرادی هستند که گرایش کارآفرینانه دارند .
۵. بدری و همکارانش در سال ۱۳۸۳ در تحقیقی با عنوان ” بررسی قابلیت های کارآفرینی دانشجویان دانشگاه اصفهان ” و با هدف بررسی قابلیت های کارآفرینی ( استقلال طلبی ، کنترل درونی ، انگیزه پیشرفت ، ریسک پذیری و خلاقیت ) دانشجویان دانشگاه اصفهان و تأثیر آموزش های دانشگاهی در افزایش این قابلیت ها انجام دادند . نمونه آماری این تحقیق مشتمل بر ۲۵۰ نفر از دانشجویان دانشگاه اصفهان در سال ۸۳-۸۴ بوده است . نتایج نشان داده است که قابلیت های کارآفرینی دانشجویان در زمینه استقلال طلبی ، کنترل درونی ، انگیزه پیشرفت و خلاقیت بالاتر از حد میانگین بوده ، اما نمرات ریسک پذیری از متوسط نمره معیار پایین تر بوده است . همچنین آموزش های دانشگاهی در پرورش ویژگی های کارآفرینی در دانشجویان موثر نبوده است . در زمینه دلایل عدم تاثیر آموزش کارآفرینی بر قابلیت های کارآفرینی دانشجویان ، به نظر می رسد ایجاد یک مرکز مستقل با عملکردی منفک از برنامه های آموزش رسمی نمی تواند ویژگی های کارآفرینی را پرورش دهد .
۶. مدهوشی و همکار در سال ۱۳۸۲ در تحقیقی با عنوان ” بررسی موانع کارآفرینی در دانشگاه مازندران ” و با هدف شنایائی مهم ترین موانع محیطی ، داخلی و منتجی کارآفرینی سازمانی در دانشگاه مذکور را مورد مطالعه و بررسی قرار دادند .در این راستا از الگوی موانع کارآفرینی ای استفاده شده که در سازمان های غیرانتفاعی کاربرد داشته است . متغیر مستقل موثر در سه دسته موانع محیطی شامل فقدان رقابت ، نداشتن اختیار سیاستگذاری و تعیین ماموریت توسط مدیران ، وجود گروه های ذی نفع متعدد ، زیاد مشهور بودن موانع داخلی شامل : تصمیمات نا مناسب مدیریت عالی در انتصاب و انتخاب مدیران ، عدم تفویض اختیار کافی به مدیران زیردست ، و دوگانگی و تعدد اهداف و موانع منتجی نیز مشتمل بر متغیر فرهنگی – اجتماعی ، تعریف سنتی از موفقیت ، امکان ادامه فعالیت سازمانی با وجود ناکارآمد بودن و تغییرات مکرر مدیریت در دوره های زمانی کوتاه مدت بوده است که مورد بررسی قرار گرفت . و در نهایت با توجه به یافته های تحقیق ، موانع بیشترین تاثیر را در ایجاد کارآفرینی سازمانی در دانشگاه مازندران داشته است . موانع محیطی در این زمینه کمترین نقش بازدارنده را در دانشگاه مازندران داشته است . از بین موانع داخلی ، تصمیمات نامناسب مدیران عالی در انتصاب و انتخاب مدیران زیردست و از بین موانع منتجی ، متغیر فرهنگی – اجتماعی و از بین موانع محیطی نیز فقدان رقابت ، بیشترین تاثیر منفی را بر کارآفرینی دانشگاه داشته اند .
۷. شکرکن و همکارانش در سال ۱۳۸۱ در تحقیقی با عنوان ” بررسی رابطه ی ساده و چندگانه خلاقیت ، انگیزه پیشرفت و عزت نفس با کارآفرینی در دانشجویان دانشگاه چمران اهواز ” و با هدف بررسی رابطه ی ساده و چندگانه خلاقیت ، انگیزه پیشرفت و عزت نفس با کارآفرینی در دانشجویان دانشگاه چمران اهوازمورد مطالعه قرار دادند . در این تحقیق یک نمونه ۲۰۰ نفری نیز به منظور اعتبارسنجی آرمون های مورد استفاده به کار گرفته شد . فرشیه های این تحقیق شامل چهار فرضیه اصلی و هشت فرضیه فرعی است ، که رابطه ساده و چندگانه بین متغیرهای پیش بین خلاقیت ، انگیزه پیشرفت و عزت نفس را با متغیر ملاک کارآفرینی در کل نمونه و به تفکیک در نمونه های دختران و پسران مطرح می سازند . در نهایت نتایج این پژوهش با یافته های تحقیقات انجام شده در خارج از کشور هماهنگ هستند .

۲-۴-۲ مطالعات خارجی :
۱. دکر و کالو در سال ۲۰۱۲ در تحقیقی با نام ” انگیزه ی وابستگی ( انگیزه پیوند جویی ) و علاقه در حرفه های کارآفرینی ” و با هدف درک بهتر الگوهای انگیزه وابستگی در میان دانشجویان مشتاق به دنبال کردن حرفه های خوداشتغالی / کارآفرینی در مقابل دانشجویانی که علاقه کمتری به دنبال کردن حرفه های کارآفرینی داشتند را مورد بررسی و مطالعه قرار دادند . جامعه آماری این مطالعه ۴۲۴ دانشجوی دانشگاهی را که دوره های کسب و کار سطح بالا در موسسه دولتی ای در منطقه اقیانوس اطلس میانه ی آمریکا ثبت نام کرده بودند ، را در بر می گرفت . یافته های این تحقیق نشان می دهد که علاقه به حرفه های کارآفرینی به طور منفی با نیاز به حمایت عاطفی و به طور مثبت با نیاز به تقلید از دیگران در ارتباط است . بنابراین افراد علاقمند به کارآفرینی از تعامل با دیگران لذت می برند اما از نظر عاطفی به آنها وابسته نیستند . نیاز به مقایسه اجتماعی و نیاز به توجه به عنوان تابع آرمان های کارآفرینی تغییری نکردند .در کل این مطالعه بیان کرد که افراد با علایق کارآفرینی ضرورتاً انگیزه وابستگی کمی ندارند اما تمایل به تعاملات اجتماعی با دلایل تقریباً مختلفی نسبت به افرادی با علاقه کمتر به کارآفرینی دارند .
۲. مونترو سانچز و همکار در سال ۲۰۱۲ در تحقیقی با عنوان ” مدیریت منابع انسانی و کارآفرینی شرکت ها ” وبا هدف معرفی پیامد مدیریت مناع انسانی و کارآفرینی شرکت های بزرگ مورد مطالعه قرار دادند . در واقع هدف اصلی در این مقاله ایجاد درک صحیح و درست از پیشرفت زنان در مدیریت ارشد و آرزوهای آنها در مورد آینده شان برای تبدیل شدن به کارآفرینانی بزرگ می باشد . در نهایت نتایج این تحقیق تفاوت مدیریت منابع انسانی ، عوامل رفتار کارآفرینانه و تاثیر آنها بر کارآفرینی شرکت ها را روشن نمود .
۳. سیگل و همکار در سال ۲۰۱۲ در تحقیقی با عنوان ” نقش آگاهی تکنولوژی و آگاهی از بازار در شناسایی فرصت های کارآفرینی ” و با هدف کمک گرفتن از نظریه اقتصادی ، بر روی اهمیت آگاهی از بازار در شناسایی فرصت تاکید کرده اند . یافتههای تحقیق برای شاهد بودن اهمیت ” آگاهی جدید” نوع شومپیتری در فرآیند شناسایی فرصت ، همچنین به عنوان شاهد وضعیت ضریب جذب در این شرکت ها در نظر گرفته شد . براساس تعریف کوهن و لونیتال (۱۹۹۰) ” ضریب جذب توانایی شناسایی اطلاعات بیرونی ، تطبیق این اطلاعات و بکارگیری آن برای اهداف تجاری می باشد ” . فعالیت پژوهش در یک شرکت نقش دوگانه در ایجاد آگاهی جدید و افزایش توانایی شرکت در جذب آگاهی جدید ایجاد شده توسط دیگران می باشد . هر چقدر کارآفرینان و شرکت های آنها سابقا برحسب آگاهی از تکنولوژی بیشتر جذب شده باشند ، ضریب جذب آنها بیشتر می شود . از این رو انتظار می رود در فرضیات ضریب جذب رابطه ای بین فعالیت اعطای امتیاز به شرکت ( به عنوان نماینده آگاهی از تکنولوژی ) و قابلیت بعدی آن در شناسایی فرصت های کارآفرینی ، مشاهده شود .
۴. لوردز ماچادوو همکار در سال ۲۰۱۱ در تحقیقی با عنوان ” نگاهی به رضایت شغلی و انگیزه علمی در مؤسسات آموزش عالی پرتغالی ” و با هدف ، مطالعه رضایت و انگیزه ی علمی که هدف اصلی اش تعیین فاکتور ها و تعاملات مؤثرشان بر ابعاد مربوط با رضایت و انگیزه ی شغلی کارمند دانشگاهی در مؤسسات آموزش عالی پرتغال مورد مطالعه قرار گرفت . رضایت شغلی و انگیزه ی کارمند علمی نقشی مهم برای نتایج مثبت کیفیت مؤسسات و یادگیری دانشجویان ایفا میکند، پس نتایج ارائه شده لازم بوده و باید حساسیت به پیش شغلهای علمی و نارضایتی از شغل ها و شرایط کاری خود ایجاد کنند . هدف اصلی ایجاد رضایت شغلی ، انگیزه و بیشترین نتایج برای مؤسسات و دانشجویان است . تحقیق این فرض را ارائه کرده که رضایت شغلی و انگیزه به حقوق بستگی دارد. این اثر اصلی بر رضایت شغلی و انگیزه نمی باشد . کارمندان علمی با کفایت مهارت های آموزش با شغل و فعالیت آموزش راضی تر هستند. در مقایسه با تحقیق کمتر رضایت دارند . بجز با توجه به تحقیق -کارمندان علمی با همه ی جنبه های دیگر مؤسسات آموزش عالی خصوصی در مقایسه با دولتی راضی تر هستند . انگیزه ی بیشتری برای آموزش ، ماندن به عنوان عضو هیئت علمی آموزش عالی و انجام تحقیقات وجود دارد کارمندان علمی انگیزه ی کمتری برای مشارکت در کنترل بخش ها دارند . شاخص های رضایت و انگیزه اثر زیاد و مثبتی بر رضایت و انگیزه ی کلی دارند . همبستگی بین انگیزه و رضایت بسیار زیاد است . نسبت های بیشتر کارمندان علمی ناراضی و بی انگیزه در مؤسسات آموزش عالی دولتی و نسبتهای بیشتر کارمندان علمی بسیار راضی و با انگیزه در مؤسسات آموزش عالی خصوصی وجود دارند . هرچند نمونه عرضه کننده ی جمعیت نمی باشد نتایج فقط به کارمندان علمی موافق برای پاسخ به پرسشنامه ی اینترنتی مربوط اند . از نقطه نظر عملی، یافته های این پروژه باید آگاهی، حساسیت و مذاکره را با توجه به مسائل مهم برای ترویج و حفظ رضایت شغلی و انگیزه در رتبه های کارمند علمی را بیان می کنند . نتایج در مورد رضایت و انگیزه ی علمی در مؤسسات آموزش عالی پرتغال به کشور های دیگر هم در جنبه ی مقایسه ای مرتبط می باشند.
۵. ترولیان۹۰ در سال ۲۰۱۱ تحقیقی با عنوان ” خود نظارتی۹۱ و تلاش در انجام وظایف کارآفرینی ” را مورد بررسی قرار داد . سوال اصلی این تحقیق این می باشد که فرد کارآفرین برای انجام وظایف مختلفش چه تلاش هایی را تعیین می کند .استدلال این پوهش جهت گیری ارتقاء انگیزه تلاش در انجام وظایف اکتشافی و جهت گیری پیشگیری انگیزه تلاش در انجام وظایف استثماری است . با استفاده از تئوری خود نظارتی ، دو تفاوت مهم فردی ( تمرکز نظارتی و اعتماد به نفس ) که به تعیین تلاش از طریق فرآیند ارتباطی را شناسایی کرده اند . در نهایت ترولیان در این پژوهش بیان می کند که خود کارآمدی بالا انگیزه تلاش را در انجام وظایف بالا

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   تحقیق با موضوع شخص ثالث، تعدی و تفریط، انتقال مالکیت، قانون مدنی
دسته‌ها: No category

دیدگاهتان را بنویسید