• جایگاه مالیات بر ارزش افزوده[1] :

همانگونه که در قسمت قبل بدان اشاره گردید , مالیات بر ارزش افزوده در بعضی از کشورها به عنوان جایگزینی برای سایر مالیاتها مورد استفاده قرار گرفت . برای مثال در کشور دانمارک این مالیات جایگزین مالیات بر عمده فروشی شد. در حالی که در کشور سوئد و نروژ از آن به عنوان جایگزینی برای مالیات بر خرده فروشی استفاده گردید . همچنین این مالیات در 21 کشور از کشورهای عضو سازمان همکاریهای اقتصادی و توسعه مالیات بر مصرف داخلی را تحت الشعاع خود قرار داده و بجای آن بکار گرفته شد . نگاهی به تجربه کشورهای مختلف و دامنه استفاده آنها از این مالیات نشان می دهد که این نظام مالیاتی قادر است تا در دامنه ای وسیع , از سطوح عمده فروشی گرفته تا زنجیره نهایی تولید و فعالیتهای خرده فروشی کاربرد داشته باشد و لذا به دلیل همین انعطاف پذیری , مزایا و منافع بیشتری را برای دولتها در مقایسه با سایر مالیاتها به ارمغان آورد . البته لازم به ذکر است که تجربه موفق کشورهای جامعه اروپا که در آنها نظامهای مالیاتی از کارایی بیشتری برخوردار بوده و ساختار بازار از شفافیت قابل توجهی برخوردار است نمی تواند ملاکی جهت موفقیت قطعی این نظام مالیاتی در کشور های کمتر توسعه یافته باشد . چرا که تحقق این نظام مالیاتی نیازمند بسترهای لازم فرهنگی , اقتصادی , سیاسی و … می باشد و بهمین دلیل در جوامع اروپایی که به دلیل عملکرد نسبتا صحیح دولتها در گذشته در زمینه تحقق و ایجاد چنین  پیش نیازهایی , دولتها توانستند جایگزینی نظام مالیاتی فوق را بجای سایر مالیاتها تجربه نمایند . اما در کشورهای کمتر توسعه یافته که هنوز مشکلاتی از قبیل تعریف صحیح و منطقی رابطه دولت و به بیانی کلی تر بخش عمومی با بخش خصوصی وجود نداشته و فرهنگ مالیاتی افراد آن کشورها در حد پایینی قرار دارد , به کارگیری مالیات فوق و یا هرگونه مالیات دیگری می بایست با دقت و ظرافت خاصی صورت پذیرد  تا از بروز هرگونه ناهنجاری اقتصادی , اجتماعی و … خودداری گردد.

همچنین تجربه نشان داده است[2] که می توان مالیات بر ارزش افزوده را در سطح وسیعی جایگزین مالیاتهای دیگر نمود, این نوع مالیات دارای این مزیت نیز می باشد که می تواند بخشی از فعالیتها را زیر پوشش خود قرار دهد که از طریق مالیات بر فروش امکان آن به سختی میسر می شود مثل: فعالیتهای تولیدی خدماتی.[3]

از دیگر مزایای مالیات بر ارزش افزوده آن است که به دلیل گستردگی پایه مالیاتی می توان آنرا با نرخهای پایین تری در مقایسه با سایر مالیاتها وضع نمود بدین معنی که به منظور جمع آوری حجم مشخصی از درآمد مالیاتی با استفاده از مالیات بر ارزش افزوده احتیاج به نرخ مالیاتی کمتری در مقایسه با سایر انواع مالیات می باشد . این امر می تواند از یکسو انگیزه های فرار در  پرداخت مالیات را کاهش داده و از سوی دیگر تحقق درآمد مالیاتی هدف را با اطمینان بیشتری امکان پذیر سازد.

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   موانع سازمانی تسهیم دانش

یکی دیگر از مزایای مالیات بر ارزش افزوده این است که اعمال سلایق و نظرات شخصی چه از جانب مودیان و چه از سوی  ممیزان مالیاتی ,  در محاسبه و اخذ مالیات به حداقل می رسد زیرا از یکسو نرخهای مالیاتی مشخص بوده و از سوی دیگر فاکتورها و مدارک ارائه شده توسط فروشندگان کالاها و خدمات ( با فرض صحت آنها ) مبنای محاسبه مالیات قرار می گیرند . از اینرو قدرت چانه زنی مودیان مالیاتی در کاهش میزان مالیات موظف آنها تقلیل خواهد یافت . در صورتی که در مورد سایر مالیاتها بالاخص مالیات بر درآمد اختلاف نظرهای متعددی میان مودیان مالیاتی و ممیزان وجود دارد که باعث می گردد تحقق بخش قابل توجهی از درآمدهای مالیاتی دولت به دلیل ارجاع اختلافات به کمیسیون های حل اختلاف به تعویق افتد .

همچنین مالیات بر ارزش افزوده می تواند به عنوان انتقال مالیات از درآمد به مصرف تلقی گشته و می تواند با تامین منابع گسترده تر در جهت شکل گیری سرمایه گذاری موجبات رشد تولید داخلی و کاهش بیکاری را در جامعه فراهم سازد .[4]

[1] . نگرشی به مالیات بر ارزش افزوده و چگونگی اجرای آن در ایران، طهماسبی، فرهاد- 1383.

[2] Alan , Tait, ‘Value Added Tax’ International Practice And Problems , IMF, 1988

2- اقتصاد بخش عمومی ( مالیاتها ) , دکتر جمشید پژویان , انتشارات دانشگاه تربیت مدرس، سال 1373 , صفحه 242.

 

1–  دکتر حسین نمازی , همایش نقش و جایگاه مالیات بر ارزش افزوده در اقتصاد ایران , اردیبهشت ماه 1380 , تهران، پژوهشکده امور اقتصادی.

 

دسته‌ها: آموزشی