تغییرات زمانی و مکانی جوامع بزرگ بیمهرگان کف زی آبهای خوریات خور موسی بر اساس

تغییرات زمانی و مکانی جوامع بزرگ بیمهرگان کف زی آبهای خوریات خور موسی بر اساس

شاخصهای اکولوژیک

چکیده
موجودات کف زی به لحاظ تعداد و تنوع، در ارتباط با زنجیره غذایی و تولیدات آبها جایگاه خاصی را به خود اختصاص دادهاند .این مطالعه بهمنظور بررسی تغییرات زمانی و مکانی جوامع بزرگ بیمهرگان کف زی آبهای خوریات خور موسی بر اساس شاخصهای اکولوژیک، طی 2 دوره نمونهبرداری در تابستان و زمستان 39 از 41 ایستگاه با سه تکرار انجام پذیرفت و وضعیت تراکم، پراکنش، فراوانی و تنوع زیستی ماکروبنتوزها را تحت پوشش قرارداد. در این مطالعه، فاکتورهای محیطی مانند: اکسیژن محلول، pH، شوری، دما، کدورت، درصد کل مواد آلی و دانهبندی رسوبات موردسنجش قرار گرفت. بهطورکلی در این بررسی 1 گروه از ماکروبنتوزها شناسایی و شمارش شدند. که در این میان درمجموع دو فصل بیشترین درصد فراوانی به ترتیب مربوط به پرتاران با 87/16 درصد، دوکفهای با 93/28 درصد، شکم پایان با 57/25 درصد و سختپوستان با 73/41 درصد بوده است. بیشترین تراکم گروه ماکروبنتوزی در فصل زمستان )9595 عدد در مترمربع( و کمترین تراکم هم در همین فصل) 74 عدد در مترمربع( ثبت شد .در کل دوره مطالعه ،بیشترین مقدار شاخص در فصل تابستان با64/2، بیشترین مقدار شاخص مارگالف در فصل تابستان برابر با 615/2، بیشترین مقدار شاخص بریلوئین در فصل زمستان برابر با 93/2، بیشترین مقدار شاخص یکنواختی هیل در فصل زمستان برابر با 333/1، بیشترین میزان شاخص سیمپسون در فصل زمستان با 736/1 و بیشترین مقدار شاخص منهینیک در فصل زمستان با 796/1 به ثبت رسید.

واژگان کلیدی: خورموسی ،پراکنش، فراوانی، شاخصهای اکولوژیک ،ماکروبنتوز.

مقدمه
مسعود اسلامی1 غلامرضا سبزقبایی2* حمیدرضا پورخباز3 ستار سلطانیان4

4. دانشجوی کارشناسی ارشد، آلودگی محیطزیست ،دانشگاه صنعتی خاتمالانبیا)ص( بهبهان ،بهبهان ،ایران
2. استادیار گروه محیطزیست، دانشکده محیطزیست و منابع طبیعی ،دانشگاه صنعتی خاتمالانبیا )ص( بهبهان، بهبهان، ایران 9. استادیار گروه محیطزیست دانشکده محیطزیست و منابع طبیعی، دانشگاه صنعتی خاتمالانبیا )ص( بهبهان، بهبهان، ایران
1. عضو هیئتعلمی گروه محیطزیست دانشکده محیطزیست و منابع طبیعی، دانشگاه صنعتی خاتمالانبیا )ص( بهبهان، بهبهان، ایران

*مسئول مکاتبات:
grsabz1@gmail.com

کد مقاله: 4931191997 تاریخ دریافت: 26/15/4931 تاریخ پذیرش: 28/41/4931 این مقاله برگرفته از پایاننامه کارشناسی ارشد است.

بررسی ویژگیهای کمی و کیفی منابع از ارکان اساسی توسعه پایدار و اعمال مدیریت صحیح در زمینههای مختلف محیطزیست، شیلات، کشاورزی است. تأثیر آلایندهها بر موجودات با توجه به نوع و حجم ورودی آنها متفاوت است. ماکروبنتوزها در محیطهای آبی دارای چندین نقش مهم می
56
باشند که از مهمترین وظایف آنها تغذیه آبزیان، جابهجایی و چرخش مواد غذایی در اکوسیستم آبی و تبدیل مواد آلی به مواد معدنی است )0102 ,.Shokat et al., 2010; Mohammadi Roozbahani et al(. اهمیت بنتوزها به ارزشهای غذایی آن محدود نمیشود بلکه بیشتر فرایندهای فیزیکی، شیمیایی ،زمینشناسی و زیستی در دهانه خلیجها یا خورها و اکوسیستمهای آبی داخل درنتیجه اثرات متقابل با سیستم بنتیک تنظیم میشود یا تغییر شکل مییابد )2010 ,.Latha and Thanga., 2010; Ahmad et al(. بسیاری از بنتوزها بهعنوان شاخصهایی برای تشخیص مناطق آلوده و همچنین بسترهای خاص بکار میروند زیرا بیتحرکاند، بهراحتی جمعآوری و تشخیص داده میشوند، نسبت به تغییرات کیفیت آب و رسوب از خود واکنش نشان میدهند و در همهجا حضور دارند بنابراین شناسایی و بررسی تنوع زیستی این موجودات مخصوصاً ماکروبنتوزها از اهمیت ویژهای برخوردار است )2012 ,.Dehghan Madise et al(. استفاده از بیمهرگان کف زی بر این فرض استوار است که مناطقی که تحت تأثیر عوامل آلاینده نیستند ،تنوع کف زیان بیشتری داشته و گونههای غیر مقاوم یا حساس در آنجا غلبه دارند و برعکس آنهایی که تحتفشار آلودگی قرار دارند تنوع کمتری داشته و گونههای مقاوم غالباند ) ,.John, 1986; Olomukoro et al2009(. در یک مقیاس جهانی، خورها اکوسیستمهایی هستند که حجم عظیمی از آلایندههای ناشی از فعالیتهای انسانی را دریافت میکنند .
تأثیر این آلایندهها بر موجودات با توجه به نوع و حجم ورودی آنها متفاوت است )طباطبائی و همکاران، 4973(.
عوامل متفاوتی بر تراکم، پخش، پراکنش و تنوع ماکروبنتوزها دخیل هستند که ازجمله میتوان به ساختار بستر، میزان مواد آلی موجود در بستر ،
دما، شوری، اکسیژن محلول و pH اشاره نمود )2013 ,.Ingole et al., 2010; Saghali et al(. در این مطالعه سعی شده تا مهمترین گروههای ماکروبنتوزی منطقه شناسایی شوند و پراکنش و تنوع آنها موردبررسی قرار گیرد.
در این زمینه مطالعات گوناگونی در سطح ایران و جهان انجامگرفته است. در تحقیقی که به بررسی وضعیت اجتماع کف زی خلیج Manifa Tanajib در عربستان پرداختند. در این مطالعه غنای گونهای بالا با چندگونه نادر و کمیاب مشاهدهشده و میزان بالای شاخص تنوع شانون- وینر وضعیت سالمی را از اجتماعات پرتار نشان داد )2011 ,.Joydas et al(. در مطالعهای طی سال 4979 که در اعماق کمتر از 41 متر حوضه جنوبی دریای خزر انجام دادند علت کاهش تراکم بنتوز را در فصل زمستان علاوه بر مصرف آنها توسط ماهیان بنتوز خوار تأثیر فعالیتهای صیادی که سبب به هم خوردن بستر میشود اعلام کردند) لالویی و همکاران ،4979(. داراب پور و نبوی )34( پراکنش روزنه داران کف زی در منطقه بحرکان را بررسی کردند و نتایج را با استفاده از مدل ولچ تحلیل نمودند. در مطالعه دیگری که توسط Chen و همکاران )0102) در هنگکنگ صورت گرفت مشخص شد که بیشترین فراوانی ماکروبنتوز در فصل تابستان و کمترین آن در فصل پاییز و زمستان بوده است. در مطالعه دیگری که به بررسی تنوع زیستی جوامع ماکروبنتیک در جزیره قشم صورت گرفت مشخص شد که بیشترین درصد فراوانی ماکروبنتوز مربوط به پلی کتها و کمترین آن مربوط به دوکفهایها بوده است )0102 ,.De Meria .)Nassaj et al )3102( جوامع مایوفونای کف زی را بهعنوان بیواندیکاتور آلودگی آب در پارک ایالتی میناس گرایس برزیل بررسی نمودهاند. در این تحقیق جوامع مایوفونای لوتیک بهعنوان بیواندیکاتور آلودگی آب موردبررسی قرارگرفته و به این نتیجه رسیدند که تغییرات زیستگاه به خاطر آلودگیهای انسانساخت بر تنوع زیستی موجودات آن منطقه تأثیرگذار است.

مواد و روشها
خور موسی یکی از مناطق مهم استان خوزستان و منطقه خلیجفارس است که شامل بخشی از شمالیترین محدوده ساحلی خلیجفارس با انشعابات متعدد میشود که در محدوده طول شرقی´11°13 و عرض شمالی ´27 °91 قرارگرفته است. وسعت تقریبی خور موسی 4961 کیلومترمربع است. دهانه این خور به پهنای حدود 11 کیلومتر و طول 421 کیلومتر تا بندر ماهشهر بوده و به سبب وجود جزر و مد با آبهای دریا مرتبط میگردد
.)Dehghan Madiseh et al., 2012(
55
نمونهبرداری از رسوبات خور موسی در دو فصل گرم) تابستان- مرداد 4939( و سرد ) زمستان- بهمن 4939( در 41 ایستگاه و با سه بار تکرار و ثبت میانگین آنها و بر اساس حضور منابع آلاینده، توزیع آنها، امکانات و تجهیزات موجود و سهولت دسترسی به محل انجام نمونهبرداری انجام شد. در شکل 4 موقعیت منطقه و ایستگاههای موردمطالعه مشخص گردیده است .

در جدول4 مشخصات جغرافیایی ایستگاههای موردمطالعه آورده شده است.

58
جدول1: مشخصات جغرافیایی ایستگاههای نمونهبرداری موردمطالعه )نمونهبرداری 33(.
جغرافیایی طول عرض جغرافیایی موقعیت ایستگاه نمونهبرداری ایستگاه
13◦ 41′ 43/8″ 91◦ 8 ‘ 14/1″ دهانه شرقی خور موسی )موجشکن قمر( 4
13◦ 41′ 5/1″ 91◦ 48′ 64/9″ خور بیحد 2
13◦44′ 27/1″ 91◦27′ 43/7 ” خور مجیدیه 9
13◦7’ 29/9″ 22/8 “’21º32
خور موسی
)جنب خروجی پتروشیمی بندر امام( 1
6 خور جعفری “8/11 ’26◦91 “2/45 ‘5 ◦13
) جنب خروجیهای پتروشیمی فجر(
13◦ 5′ 63/9″ 91◦26′ 21/7″ روبروی پتروشیمی رازی 5
13◦9′ 45/4″ 91◦26′ 65/4″ دهانه خوردورق 8
13◦ 4′ 96/9″ 91◦26′ 21/7″ خور معاوی 7
13◦ 9′ 43/7″ 91◦22′ 25/7 ” خور غنام 3
13◦61’ 95/5″ 91◦1’96/2″ خور سلج 41

جهت برداشت رسوبات بستر از نمونهبردار گرب مدل ون وین با سطح مقطع 126/1مترمربع استفاده شد. در هر ایستگاه 9 نمونه برای شناسایی موجودات ماکروبنتوز و یک نمونه هم برای آنالیز دانهبندی رسوبات و سنجش مواد آلی برداشت شد. نحوه نمونهبرداری، نگهداری و جداسازی بنتوزها از رسوبات بر اساس دستور مطالعه بنتوز )1984 Holme and Melntyre,(. انجام پذیرفت .پس از انتقال نمونههای رسوبی به آزمایشگاه محتویات هر ظرف پلاستیکی را بهدقت در الک با چشمه 6/1 میلیمتر آنقدر شستشو داده تا دیگر هیچ رسوبی از الک خارج نشود. سپس محتویات الک بر اساس روش )1974 Walton,( توسط محلول 4 گرم در لیتر رزبنگال رنگآمیزی شدند و پس از گذشت 16 دقیقه مجدد درون الک 6/1 میلیمتر وارد کرده و زیرآب شستشو داده تا رنگهای اضافی از درون رسوبات خارج شود سپس نمونه رسوب به یک پتری دیش منتقل و تمامی گروههای ماکروبنتوزی موجود در هر نمونه با استفاده از استریومیکروسکوپ یا لوپ شناسایی و جداسازی شدند. از کلیدهای شناسایی معتبر )2003 Jones, 1986; Sterrer, 1986; Hutchings, 1997; Odonnel,1982; Bruyne,( جهت شناسایی ماکروبنتوزها در حد جنس و گونهها استفاده گردید. پس از شناسایی جنسها و گونههای ماکروبنتوز از شاخصهای بومشناختی شانون، سیمپسون، بریلوئین و یکنواختی هیل ،غنای مارگالف و منهی نیک جهت تعیین تنوع گونهها در ایستگاههای مختلف نمونهبرداری استفاده شد )2004 ,.Mitra et al(. که فرمول هر یک از این شاخصها در جدول شماره) 2( ارائهشده است.

جدول 2: فرمول شاخصهای تنوع زیستی مورداستفاده.
شاخص Shannon’s index Simpson’s index Brillouin index Hill’s diversity Margalef’s index Menhinick’s index
فرمول H = – Σ pi
ln(pi) 𝐷𝐵𝑟=ln(N!)−∑ln(ni!)N Na=1∑−−√(a−1)pai

آنالیز دانهبندی رسوبات طبق روش استاندارد معرفیشده توسط )Buchannan,1984( انجام شد. اساس این روش عبور دادن رسوب شسته شده از یک سری الک استاندارد با چشمههای ) 1، 4،2، 6/1، 26/1، 426/1، 159/1 میلیمتر( و محاسبه درصد وزنی رسوبات باقیمانده در هر الک
57
است. جهت تعیین درصد مواد آلی رسوبات در هر ایستگاه از روش استاندارد معرفیشده )El-wakeel riley, 1966( استفاده شد در این روش بهمنظور برآورد درصد مواد آلی از روش فیزیکی سوختن استفاده گردید .سنجش همزمان پارامترهای محیطی شامل دما، شوری، اکسیژن محلول، کدورت وpH توسط دستگاه HACH مدل HQ4OD صورت پذیرفت.
همچنین با استفاده از نرمافزار آماری spss21؛ جهت بررسی توزیع فاکتورهای فیزیکی شیمیایی و دادههای تنوع، از آزمون ناپارامتریک کولموگراف اسمیرنف؛ برای مقایسه شاخصهای تنوع و تراکم و فاکتورهای فیزیکی شیمیایی با توجه به توزیع نرمال و یا غیرنرمال به ترتیب از آزمونهای آنالیز واریانس و کروسکال والیس استفاده شد .شاخصهای بومشناختی شانون، سیمپسون، بریلوئین و یکنواختی هیل، غنای مارگالف و منهی نیک با استفاده از نرمافزار PAST محاسبه گردید.

نتایج
حداکثر درجه حرارت در فصل تابستان در ایستگاه 9 با میانگین 750/7± 43 درجه سانتیگراد و حداقل آن در فصل زمستان در ایستگاه 5 با میانگین 43/7± 3/70درجه سانتیگراد به ثبت رسیده است )شکل2(. نتایج ثبتشده از میزان اکسیژن محلول آب در مجاورت بستر ایستگاههای نمونهبرداری نشاندهنده نوسانات فصلی قابلملاحظهای است )شکل9(. بطوریکه حداکثر میزان اکسیژن محلول آب در زمستان با میانگین 775/7± 9 میلیگرم در لیتر در ایستگاه 3 و حداقل میزان اکسیژن محلول آب در تابستان با میانگین 777/7±6/ 5 میلیگرم بر لیتر در ایستگاه
6 و 7 بوده است. نتایج بهدستآمده از سنجش میزان pH در آبهای مجاور بسترهای ایستگاههای نمونهبرداری بیانگر این مطلب است که حداکثر مقدار pH در فصل تابستان در ایستگاههای1 و5 و 7 با میانگین 750/7± 7/8 و حداقل مقدار pH در زمستان با میانگین770/7± 60/0 در ایستگاه 4 است )شکل1(. میانگین شوری برای تمام ایستگاهها و فصول چهار گرم در لیتر بوده است و از تغییرات محسوسی برخوردار است )شکل6(. همچنین حداکثر مقدار کدورت در فصل زمستان با میانگین 4/70± 370 تیرگی در ایستگاه شماره 2 و حداقل مقدار کدورت در همین فصل با میانگین 0/5 ± 33/7 تیرگی در ایستگاه شماره ا ثبتشده است )شکل5(. نتایج حاصل از آزمون آنالیز واریانس مبین این موضوع بود که بین مقادیر پارامترهای pH و اکسیژن محلول در ایستگاهها و فصول مختلف اختلاف معنیداری وجود داشت )16/1> p(. همچنین ازنظر پارامتر کدورت، شوری و دما با توجه به غیر نرمال بودن دادههای حاصل از نمونهبرداری، نتایج آزمون کروسکال والیس نشان داد که بین مقادیر شوری در ایستگاهها و فصول مختلف اختلاف معنیداری وجود نداشته )16/1> p( ولی بین مقادیر کدورت در فصول مختلف اختلاف معنیداری وجود نداشته )16/1> p( اما در ایستگاههای مختلف نوسانات چشمگیری وجود داشته است. و همچنین مقادیر دما در فصول مختلف اختلاف معنیداری وجود داشته )16/1< p( اما بین ایستگاههای مختلف این اختلاف معنادار نبوده است . طبق نتایج بهدستآمده از آزمون آنالیز واریانس، میزان کل مواد آلی در ایستگاهها و فصول مختلف از نوسانات زیادی برخوردار بوده است )16/1>p(.
بطوریکه حداکثر درصد مواد آلی در فصل تابستان در ایستگاه 5 با میزان 176/1± 97/21 درصد و حداقل درصد مواد آلی موجود در رسوبات در فصل زمستان 744/7± 54/79% در ایستگاه 2 ثبتشده است )شکل8(. بر طبق این بررسی حداکثر میانگین درصد دانهبندی رسوبات در فصل تابستان با دانهبندی GSA3<0/063 برابر با 16/53 درصد میلیمتر و حداقل میانگین درصد دانهبندی در همان فصل با دانهبندی GSA1>0/125 برابر با 54/2 میلیمتر است )شکل 7(.
در طول یک سال نمونهبرداری در منطقه، جمعاً 1 گروه از ماکروبنتوزها جداسازی و شناسایی شدند. لیست گروههای ماکروبنتیک شناساییشده و درصد حضور هر گروه در شکل 3 آورده شده است. در این بررسی جمعاً 52 گونه مربوط به 1 گروه از ماکروبنتوزها شناسایی شدند )جدول9(. طبق نتایج بهدستآمده درمجموع ایستگاههای نمونهبرداری و فصول مختلف تعداد 29717 عدد مورد شمارش قرار گرفتند که حداکثر تراکم گروه
53
ماکروبنتوزی در فصل زمستان در ایستگاه 5 با تراکم 9595 فرد در مترمربع و حداقل تراکم هم در همین فصل مربوط به ایستگاه 3 با تراکم 74 فرد در مترمربع است )شکل 41(. با توجه به نتایج آزمون آماری مشخص گردید که دادههای تراکم گروههای شناساییشده، تماماً دارای توزیع غیر نرمال بوده و همچنین مقادیر تراکم گروهها در ایستگاهها و فصول مختلف دارای تفاوت معنیداری نبوده است )16/1> p(. نتایج محاسبه شاخصهای تنوع موردمطالعه نشان داد که بیشترین میزان عددی شاخص شانون مربوط به فصل تابستان با مقدار 64/2 و کمترین میزان عددی شاخص شانون مربوط به فصل زمستان با مقدار 638/1 ثبت شده است. همچنین در این بررسی مشخص شد که بیشترین میزان شاخص سیمپسون مربوط به فصل زمستان با میزان 736/1 و کمترین میزان عددی شاخص سیمپسون مربوط به فصل تابستان با میزان 977/1 ثبتشده است. حداکثر شاخص غنایگونهای مارگالف 615/2 در تابستان و کمترین میزان شاخص 279/1 در فصل زمستان است. حداکثر شاخص بریلوئین 93/2 در فصل زمستان و کمترین میزان شاخص 611/1 در همین فصل ثبتشده است. بیشترین شاخص هیل در فصل زمستان 333/1 و کمترین میزان این شاخص در همین فصل با میزان 512/1 ثبتشده است. و درنهایت بیشترین شاخص منهینیک در فصل زمستان 796/1 و کمترین میزان شاخص در همین فصل با میزان 965/1 ثبتشده است )اشکال 44و42(. با توجه به نرمال بودن توزیع دادههای شاخص تنوع سیمپسون و شاخص غنای مارگالف و منهی نیک و شاخص یکنواختی هیل، نتایج آزمون واریانس مبین این موضوع بود که مقادیر تنوع سیمپسون و غنای مارگالف و منهی نیک در ایستگاهها و فصول مختلف دارای تغییرات معنیداری بودهاند )16/1< p( ولی برای شاخص یکنواختی هیل نتایج آزمون آنالیز واریانس مبین این موضوع بود که تغییر فصل اثر معنیداری بر شاخص یکنواختی هیل نداشته است )16/1> p( اما این شاخص در ایستگاههای مختلف دارای تفاوت معنیداری بود )16/1< P(. نتایج آزمون کروسکال والیس پیرامون بررسی اختلاف احتمالی در میانگین دادههای غیرنرمال شاخص تنوع شانون و بریلوئین نشان داد که در فصول مختلف دارای تغییرات معنیداری بودهاند )16/1< P( اما در ایستگاههای مختلف دارای تفاوت معنیداری نبوده است) 16/1> P(.
زمستان تابستان
11.11
96.11
91.11
26.11
21.11
46.11
41.11
6.11
1.11
4.11 2.11 9.11 1.11 6.11 5.11 8.11 7.11 3.11 41.11
ایستگاه

شکل2: میانگین تغییرات دما در فصول مختلف.

81

84

82

89

81

86
جدول 3:گروههای ماکروبنتوز شناساییشده در خور موسی)1333(.

85
بحث و نتیجهگیری
در مطالعه حاضر بیشترین تعداد ماکروبنتوز در واحد سطح مربوط به فصل زمستان با تعداد 49381 عدد در مترمربع و کمترین تعداد مربوط به فصل تابستان با تعداد 3797 عدد در مترمربع درکل ایستگاههای نمونهبرداری بوده است. در مطالعه دشتی و همکاران) 32( در خور سماعیلی بیشترین تراکم ماکروبنتوزها در واحد سطح مربوط به فصل زمستان با تعداد 9326 عدد ،و کمترین تعداد مربوط به فصل بهار با تعداد 2131 عدد در کل ایستگاههای نمونهبرداری بوده است. فراوانترین گروههای ماکروبنتوزی شناساییشده در آبهای ساحلی منطقه موردمطالعه )خور موسی( شامل کرمهای پرتار و دوکفهایها که شکم پایان در رتبه سوم قرار دارند. مطالعات صورت گرفته توسطHarkantra و همکاران )1982( در سواحل شمال شرقی خلیج بنگال در اقیانوس هند نشان میدهند که حداکثر فراوانی ماکروبنتوزها در هر مترمربع 42682عدد بوده است؛ این منطقه از نظر تراکم ماکروبنتوزها یکی از مناطق غنی محسوب میشوند. مطالعه صورت گرفته دیگری در سواحل Gangolli واقع در بخش غربی سواحل هندوستان فراوانی ماکروبنتوزها رابین 311 تا 9811 عدد در مترمربع تخمین زده است )3991 ,.Venkatesh Parabhu et al(. همچنین Harkantra )4372( تراکم ماکروبنتوزها را 9481 عدد در مترمربع دریک محدوده صنعتی در خلیج سوانسی انگلستان گزارش نموده است
)1982 ,.Harkantra et al(. با توجه به میزان فراوانی و تنوع ماکروبنتوزها در فصل تابستان نسبت به فصل زمستان در حوزه آبی موردمطالعه، گویای آن است که گونههای موجود با ساختارهای دمایی خاصی قابلیت فیزیولوژیک و ساختاری پیداکرده که در این محدوده دمایی اکثریت گونهها از قابلیت تکثیر و فعالیتهای زیستی برخوردارند. نتایج بهدستآمده از این تحقیق با نتیجه مطالعه که بر روی تنوع زیستی درشت بیمهرگان کف زی رودخانه دالکی و حله بوشهر انجام گرفت تفاوت داشت. که این به دلیل افزایش میزان پساب ورودی و بار آلودگی بیشتر در فصل گرم نسبت به سرد سال بود) پذیرا و همکاران،4978(. همچنین نتیجه این تحقیق نشان داد که گروه پرتاران در هر دو فصل در ایستگاههای موردمطالعه بیشترین فراوانی را به خود اختصاص میدهند که میتواند بیانگر وضعیت آلوده منطقه باشد، درتانید این موضوع میتوان به مطالعه نبوی و همکاران )4973( که تغییرات فراوانی و تنوع پرتاران را درخور غزاله موردمطالعه قرار میدهد، اشاره کرد .مطالعه Garcia-Gomez و Guerra-Garcia
)2005( و AL-Darwish و همکاران )2116( نشان دادند که گروه پرتاران گونههای نشانگر آلودگی است )-Guerra-Garcia and Garcia
2005 ,.Gomez., 2005; AL-Darwish et al(. طبق تحقیق saunders و همکاران )2118( افزایش آلودگی باعث کاهش تنوع و فراوانی گونههای درشت بی مهرهگان کف زی میشود )7002,.Saunders et al(. طبق مطالعات Martin و همکاران )4339( یکی از دلایل تناوب در تراکم ماکروبنتوزها نوع توزیع افراد است. در بسترهای گلی توزیع افراد بهصورت تودهای یا کپهای )patchiness( است که درنتیجه تراکم موجودات ماکروبنتوزی در هر منطقه متفاوت است. این پدیده در منطقه موردمطالعه در چند ایستگاه مشاهده شد. این محققین همچنین عقیده دارند که هرچه سطح نمونهبرداری افزایش یابد، تفاوت در تراکم ماکروبنتوزها نیز کاهش پیدا میکند.
از مهمترین عواملیکه میتواند بر بیولوژی، فیزیولوژی و اکولوژی موجودات آبزی تأثیرگذار باشد فاکتورهای محیطی و نوسانات فصلی آنها است.
البته باید توجه داشت که هنگام بررسی و مطالعه تأثیر شرایط محیطی بر فراوانی و پراکندگی و تنوع موجودات بنتیک نمیتوانیم فقط تأثیر یک فاکتور محیطی را در نظر بگیریم. زیرا مجموعه عوامل مختلف محیطی در این زمینه دخالت دارند. بر این اساس، ترکیب و تأثیر ساختارهای فونی بنتوزها میتواند در اثر تغییرات در میزان دما، شوری، بافت رسوبات و مواد آلی رسوبات باشد ) –emandez- Alentra and soils weoss,1991(. تأثیر عوامل محیطی بر تنوع و تراکم ماکروبنتوزها در مطالعات متعدد به اثبات رسیده است ) نیکویان، 4985؛ نبوی ،4978؛ 3991 ,.Heler, 2003; Prabhue et al(. که به تجزیهوتحلیل هر یک از پارامترهای فیزیک و شیمیایی اندازهگیری شده در این مطالعه میپردازیم.
یکی از فاکتورهای مهم در تولیدمثل آبزیان نوسانات دمایی آب است. در منطقه موردمطالعه حداکثر درجه حرارت در فصل تابستان) 91 درجه سانتیگراد( و حداقل آن در فصل زمستان) 2/48 درجه سانتیگراد( به ثبت رسیده است. پارامتر دما یکی از فاکتورهای محیطی بوده که میتواند
88
بهطور مستقیم و غیرمستقیم، ساختار جمعیتی گونهها را تحت تأثیر خود قرار دهد. در دمای مطلوب، شرایط فیزیولوژیک جاندار اعم از تغذیه،تولیدمثل و دفاع، در شرایط ایدئال قرارگرفته و باعث میشود که فراوانی و تنوع گونهای جانداران حساس به تغییرات شدید دمایی که بهنوعی یکی از فاکتورهای استرسزا و تعیینکننده شرایط زیستمحیطی است، مقادیر متفاوتی را نشان دهد. با توجه به گونههای مختلفی که در محیطهای آبی زیست میکنند، نشان دادهشده که نیاز حرارتی هرگونه، جهت تغذیه و تولیدمثل متفاوت بوده و میتواند بر روی رشد ،تولیدمثل و بقایایی موجود تأثیرگذار باشد )دشتی و همکاران، 4932(. یکی از فاکتورهای محیطی که پراکنش و تعداد گونههای بنتوزها را مخصوصاً در سواحل بهشدت تحت تأثیر خود قرار میدهد، اکسیژن محلول است. میزان حلالیت اکسیژن در آب تابعی از دما و شوری است. برطبق قوانین علم شیمی هر چه قدر مقدار شوری و دما افزایش پیدا کند. میزان انحلال اکسیژن در آب کاهش مییابد. حداکثر اکسیژن محلول در زمستان) 3 میلیگرم در لیتر( در ایستگاه 3 و کمترین میزان اکسیژن محلول آب در تابستان با) 5/6 میلیگرم در لیتر( ثبتشده است.که رابطه معکوس بین دمای آب و اکسیژن محلول را نشان میدهد که دلیل این مسئله ممکن است نوسانات شدید جزرومدی، تولیدات اولیه ) واکنشهای فتوسنتزی( و افزایش فعالیتهای جلبکهای تکسلولی ) فیتو پلانکتونها( باشد .
یکی دیگر از فاکتورهای بسیار مهم در مناطق ساحلی شوری آب است. میزان شوری در یک ساحل با توجه به تغییر فصل، توپوگرافی بستر و جذرومدها تغییر میکند. رابطه مستقیمی بین میزان شوری و دما وجود دارد. بارندگیهای فصلی از دیگر عوامل مؤثر بر شوری آب دریاها است.
چندین بررسی در حوزه اقیانوس هند نشان داده که عامل شوری بر تراکم و پراکنش موجودات به نتوزی تأثیر دارد )4991,.Kumar et al(. در منطقه موردمطالعه حاضر میانگین شوری برای تمام ایستگاههای نمونهبرداری برای دو فصل چهار گرم در لیتر بوده است. دلیل این امر عمق کم و تبخیر سطحی تودههای آبی است که موجب افزایش شوری و کاهش میزان اکسیژن محلول در آب میشود. از دلایل دیگر این است که بسترهای گلی در رابطه با شوری از تغییرات محسوسی برخوردار نیستند و علت آن نیز رسوبات دانهریز در این بسترها است که باعث نگهداری آب در رسوب شده و درنتیجه از تغییرات شدید شوری جلوگیری مینماید )دشتی و همکاران، 4932(.
Mculusky )4375( معتقد است برخلاف موجودات نکتونی و پلانکتونی تأثیر شوری برای موجودات بنتوزی از اهمیت کمتری برخوردار است .
البته باید توجه داشت که شوری در مراحل لاروی ماکروبنتوزها تأثیرات متفاوتی دارند .بهطورکلی زمانی که موجودات در حال تخمگذاری هستند و همچنین تخم و مراحل لاروی بسیاری از موجودات نسبت به افزایش شوری در مقایسه با گونههای بالغ حساستر است. از فاکتورهای تأثیرگذار دیگر در سواحل میزان کدورت است که در مطالعه حاضر حداکثر مقدار کدورت در فصل زمستان با میانگین248 تیرگی در ایستگاه شماره 2 و حداقل مقدار کدورت در همین فصل با میانگین 22/4 تیرگی در ایستگاه شماره 4 ثبتشده است .همانطوری که مشخص است میزان کدورت در فصل زمستان بیشتر از تابستان است که از دلیل آن این است که در فصل زمستان براثر بارش، وزش بادها و جریانات آبی تلاطم و برهم زنی آبها افزایش مییابد که باعث افزایش میزان کدورت میشود. از فاکتورهای تأثیرگذار خصوصاخصوصاً در مورد میزان انحلال آلایندهها pH است. بیشتر آبهای طبیعی دارای pH در حدود 6 تا 41 است ولی بیشترین نوسانات pH همه آبها بین 6/5 تا 3 قرار دارد )Boyd, 1982(. نوسانات pH در منطقه موردمطالعه نشان میدهد که این سواحل ازنظر میزان pH معمولاً حالت پایداری دارند. اندازهگیری ثبتشده از مقادیر pH در ایستگاههای مختلف نمونهبرداری و دورههای متفاوت نشان میدهد که حداکثر pH در فصل تابستان )4/7( و حداقل آن در فصل زمستان با میانگین) 58/8( بوده است .درواقع این مقادیر بیانگر این مطلبند که آبهای منطقه مطالعه شده حالت قلیایی دارند. در pH های 5 تا 3 رشد آبزیان مناسب و بین 3 تا 44 رشد کم و در pH مای بالا مرگآور است. بررسی مقادیر pH ازنقطهنظر میزان انحلال فلزات سنگین در آب دریاها مهم است. که اگر مقدار pH در یک منطقه از 7 کمتر شود میزان آلایندهها مخصوصاً فلزات سنگین مثل سرب، نیکل، کرم، مس، کادمیوم که شدیداً سمی هستند زیادتر میشود. نتیجه مطالعه مهدوی سلطانی)4975( نشان داد که ازنظر زمانی) فصول( و مکانی )ایستگاه( در خور غزاله و غنام بین مقادیر pH
87
اختلاف معنیداری وجود دارد) مهدوی سلطانی،4975(. سبزقبایی) 4972( در مطالعه خود حالت نسبتاً پایداری را برای مقادیر pH گزارش کردهاست.
از دیگر فاکتورهای تأثیرگذار درصد مواد آلی است. حداکثر درصد مواد آلی در فصل تابستان در ایستگاه 5 با میزان 97/21 درصد و حداقل درصد مواد آلی موجود در رسوبات در فصل زمستان 69/43% در ایستگاه 2 ثبتشده است. در تابستان احتمالاً به دلیل کاهش جریان آب و افزایش دما ،تجزیه مواد آلی و میزان آن در بستر افزایشیافته است. نتایج این مطالعه با نتایج رهبری) 4971( و نیز با نتایج ممبینی) 4975( مطابقت داشته است . بر طبق گزارشهاVenkatash parabhu و همکاران )0992( فراوانی پرتاران در آبهای سواحل غربی هند رابطه مستقیم با میزان مواد آلی رسوبات داشته است. ولی Ansari و همکاران )0091( در بررسی خلیج Marmugao در بخش مرکزی سواحل غربی هند هیچ رابطه مشخص بین فراوانی بنتوزها و مقدار مواد آلی رسوبات به دست نیاورده است که بامطالعه حاضر مطابقت دارد.
ترکیب دانهبندی رسوبات بسترها، فاکتور مهمی است که علاوه بر تأثیر بر سایر فاکتورهای محیطی در پخش و پراکنش بنتوزها نقش مهمی را ایفا میکند )1981 Gray,(. مطالعه ترکیب بستر منطقه موردمطالعه نشان از بالا بودن ذرات سیلتی- رسی در این بسترها دارد ،بهطوریکه ذرات رسوبی کوچکتر از 59 میکرون در بسیاری از ایستگاهها و فصول مختلف نمونهبرداری ترکیب عمده رسوب را تشکیل میدهد. و در برخی از مطالعات این موضوع به اثبات رسیده است )نبوی، 4987؛ مظاهری نژاد، 4971؛ خواجه پور، 4976و منوچهری، 4978(.
از خصوصیات مهم اجتماعات جانوری، تنوع آنها است که این تنوع در اکوسیستم آبی بیش از هر چیز به ثبات فیزیکی محیط بستگی دارد. با افزایش شاخص تنوع در یکفصل میزان غالبیت کاهشیافته و بالعکس .بهطورکلی تنوع در مناطق گرمسیری بیشتر از مناطق قطبی و معتدل است و علت آن ثبات بیشتر بستر است که به دنبال ثبات بیشتر شرایط آب و هوایی و اقلیمی در این مناطق حادث میگردد؛ بطوریکه بروز تغییرات شدید جوی و محیطی و پیدایش هرگونه آلودگی در آبهای ساحلی میتواند باعث کاهش تنوع و تراکم بنتوزها گردد. طبق نظر ساندرز ازنظر تنوع گونهای بسترهای صخرهای، ماسهای و گلی به ترتیب در مقامهای اول، دوم و سوم قرار دارند. بر اساس این نظریه هر چه ناهمگونی )Heterogenity( و پیچیدگی )Complexity( در محیط بیشتر باشد تنوع زیستگاه و همچنین تنوعگونهای بیشتر میشود. در بسترهای ماسهای و گلی با ساختار ساختمانی ساده )Structual simplicity( کاهش تنوع میشود و موجودات خاصی در این بسترها زندگی میکنند )2012 ,.Mahapatro et al(.
میزان شاخصهای تنوع در فصول مختلف نمونهبرداری دارای نوسانات مشخصی بوده است. جهت ارزیابی تنوع زیستی ماکروبنتوزهای منطقه موردمطالعه از شاخص شانون، سیمپسون، بریلوئین، یکنواختی هیل و غنای مارگالف و منهینیک استفاده گردید .بیشترین مقدار شاخصهای شانون ،مارگالف، بریلوئین ،یکنواختی هیل، سیمپسون و منهینیک به ترتیب ؛ 64/2، 615/2، 93/2، 333/1، 736/1 و 796/1 به ترتیب در فصول تابستان ،تابستان، زمستان، زمستان، زمستان و زمستان ثبت شد. مقدار عددی شاخصهای بهدستآمده در این تحقیق با میزان آن در مطالعاتی که سابقاابقاً در این منطقه انجامگرفته است مشابه است؛ بهطور مثال میتوان به تحقیق نبوی و همکاران در سال 4973 درخور غزاله اشاره کرد که بیشترین مقدار را برای هر یک از شاخصهای شانون وینر و سیمپسون به ترتیب 44/2 و 62/1 به دست آوردند )نبوی و همکاران ،4973(. در بسترهای نرم منطقه، منطفه Bahia در مکزیک و شاخص تنوع شانون بین 15/2 تا 7/1 بوده است که نشانگر تنوع فوقالعاده زیاد این منطقه در مقایسه با منطقه موردمطالعه در تحقیق حاضر بوده است )2004 Castaneda and Harris,(. ممبینی )4932( حداکثر میزان شاخص سیمپسون در رودخانه جراحی 3/1 در فصل زمستان و حداقل این شاخص 6/1 در فصل تابستان نشان داده است. درواقع هرکجا که شاخص شانون بالا باشد نشاندهنده تنوع بالا و درنتیجه میزان شاخص سیمپسون که نشاندهنده احتمال تعلق افراد به گروه خاص است کاهش مییابد برعکس پایین بودن شاخص شانون نیز با بالا بودن شاخص سیمپسون همراه است.
83
طبق نتایج بهدستآمده درمجموع تعداد 29717 عدد ماکروبنتوز از چهار گروه مختلف مورد شمارش و شناسایی قرار گرفتند که بیشترین تراکمگروه ماکروبنتوزی در فصل زمستان به دست آمد. نتایج شاخصهای تنوع و درصد فراوانی ماکروبنتوزها نیز نشان داد که توزیع افراد جانوری در بین گروههای بهدستآمده در فصل تابستان، از توزیع یکنواخت بیشتری نسبت به فصل زمستان برخوردار بوده است لذا این موضوع بیانگر این مطلب است که گونههای موجود در فصل تابستان با سازگاریهای فیزیولوژیکی ازنظر دمایی و شرایط ویژه محیطی تا حد زیادی قادر به تکثیر و افزایش فعالیتهای زیستی خود میباشند بهنحویکه بیشترین تنوع را در طی این فصل شامل شدهاند. با توجه به ارزش شیلاتی این منطقه و حضور انواع آبزیان خوراکی در منطقه و وابستگی تغذیهای مستقیم یا غیرمستقیم این موجودات به بستر و همچنین با توجه به افزایش جمعیت و صنایع در اطراف این منطقه، و شرایط خاص خوریات ازنظر نوسانات شدید جزرومدی مطالعه بر روی کف زیان آبزی در آن و پایش زیستی منظم منطقه امری ضروری به نظر میرسد.

منابع
پذیرا، ع. ا ،.امامی، س. م ،.کوه گردی، ا.، وطندوست، ص. و اکرمی، و،. 1387. اثر برخی عوامل محیطی بر تنوع زیستی ماکروبنتوزهای رودخانههای دالکی و حله بوشهر. مجله شیلات،2)1(:صفحات81-56.
خواجه پور، س،. 4976. بررسی و تعیین تراکم، تنوع و توده زنده ماکروبنتوزها در سواحل استان خوزستان . پایاننامه کارشناسی ارشد دانشگاه آزاد واحد علوم تحقیقات تهران.
صفحه415.
داراب پور، م. و نبوی، س. م. ب.، 1331. بررسی مقایسهای استراکود های منطقه جزر و مدی و زیر جذر و مدی با استفاده از مقیاس بندی چندجهته در منطقه بحرکان: اقیانوسشناسی.صفحات42: صفحات 98- 16.
دشتی، س.، نظری پرچستان، س.، سبزقبایی، غ. و صادق صبا، م.، 1332. ارزیابی زیستی پهنههای جزرومدی خور سماعیلی ماهشهر با استفاده ساختار جمعیت بزرگ بی مهرگانکفزی. علوم و تکنولوژی محیطزیست، 45)4(: صفحات 466-456.
رهبری،ک ،.1384. مطالعه تأثیر برخی از پارامترهای زیستمحیطی بر روی اجتماعات ماکروبنتیک در رودخانه کارون از بازه ملاثانی تا داروخوین ،پایاننامه کارشناسی ارشد محیطزیست، واحد علوم و تحقیقات اهواز .صفحات 18-62.
سبزقبایی، غ ،.4972. بررسی تنوع زیستی ماکروبنتوزها در آبهای ساحلی منطقه لافت جزیره قشم، پایاننامه کارشناسی ارشد علوم و تحقیقات اهواز. صفحه 36.
طباطبائی، ط،. امیری، ف،. پذیرا، ا. و ممبینی، ش،. 1383. مطالعه ساختار و تنوع اجتماعات ماکرو بنتیک رودخانه حله. مجله بیولوژی دریا، 1)4(: صفحات 15-98.
لالویی، ف.، زلفی نژاد، ک.، هاشمیان، ع.، سالاروند، غ.، قانع، ا. و طالبی، د ،.1383. هیدرولوژی و هیدروبیولوژی و آلودگیهای زیستمحیطی اعماق کمتر از
41 متر حوضه جنوبی دریای خزر، ساری. صفحه 931.
مظاهرینژاد، م. و فرهاد، ا،.4971. شناخت کانونی و همبستگی فلزات سنگین با در رسوبات، خوریات موسی و عوامل مؤثر برجذب و دفع آنها رسالۀ دکتری تخصصی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد علوم و تحقیقات. صفحه71.
ممبینی، ش ،.1386. مطالعه ساختار اجتماعات ماکروبنتیک بهعنوان شاخصهای آلایندگی در رودخانه جراحی ) محدوده مقبره سید عاشورا تا ورودی شهر شادگان( ،پایاننامه کارشناسی ارشد، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد علوم و تحقیقات خوزستان.
ممبینی، ش.، باقر نبوی، م ،.1332. مطالعه ساختار اجتماعات ماکروبنتیک بهعنوان شاخصهای آلایندگی در رودخانه جراحی، فصلنامه علوم و تکنولوژی محیطزیست، 1)4(: صفحات 426-447.
منوچهری، ح.، نیکویان، ع.، ولی نسب، ت. و نژاد بهادری، ف.، 1387. بررسی اثرات سرب و کادمیوم بر آب، رسوب و جوامع ماکروبنتیک خور زنگی)از انشعابات خور موسی در خلیجفارس(،مجله شیلات،2 )2(.
مهدوی سلطانی، ژ،. 1386. مقایسه ساختار اجتماعات ماکروبنتیک در خوریات غزاله و غنام از خوریات موسی بهعنوان نشانگرهای زیستی آلودگی ،پایاننامه کارشناسی ارشد علوم و تحقیقات اهواز.
71
نبوی، س. م. ب،. 1387. بررسی ماکروبنتوزهای خوریات ماهشهر با تأکید بر نقش آنها در تغذیه آبزیان شیلاتی. رساله دکترا بیولوژی دریا. دانشگاه آزاد واحد علوم و تحقیقات .478ص.
نبوی، س. م. ب.، یاوری، و.، سید مرتضایی، س. ر.، دهقان مدیسه، س. و جهانی، ن ،.1383. بررسی تغییرات فراوانی و تنوع پرتاران در زیر قفسهای پرورش ماهیخور غزاله )خورموسی(، مجله اقیانوسشناسی، 4 )4(، صفحات 4-3. نیکویان، ع.، 4985. بررسی تراکم، پراکنش، تنوع و تولید ثانویه بیمهرگان کف زی خلیج چابهار، رساله دکتری )بیولوژی دریا (، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد علوم تحقیقات تهران.475ص.
Ahmad, K., Mehdi, Y., Haque, R. and Mondol, P., 2010. Heavy metal concentrations in some macrobenthic fauna of the Sundarbans mangrove forest, south west coast of Bangladesh, pp.105-110.
Al-Darwish, H. A., Abdel-Gawad, E. A., Mohammad, F. H. and lotfy, M. M., 2005. Assessment oforganic pollutants in the offshore sediment of Dubai, United Arab Emirates. Environ. Geol 48 (4),531-542. doi:
10.1007/soo254-005-1305-.3
Ansari, Z. A., Sreepada, R. A. and Kanti, A., 1994.Macrobenthic assemblage in the soft sediment of Marmugao harbour ,Goa (Central Westcoast of India).Ind. J. Mar. Sci., Vol 23, Pp 225 _231.
Boyd, C. E., 1982. Water quality inwarm water fish ponds. Elsevierscience, Amesterdam .318 Pages.
Bruyne, R. H. D. E., 2003.The complete encyclopedia of shell, Internatinal B.V., Lisse. P. 336.
Buchannan, J. B. and Kian, J. M., 1984. Measurment of the physical and chemical environment. In:Holme, N.A., McIntyre, A.D. Methods for the study of marine benthos. Blackwell scientificpublications, Oxford, pp. 30-50. Castaneda, V. D. and Harris, L. H. 2004. Biodiversity andstructure of the polychaete fauna from soft bottoms of Bahia Todos Santos. Baja California. Mexico. Deep-Sea Research. 51:827-847.
Chen, K., Tian, S. and Jiao, J. J., 2010. Macrobenthic community in Tolo harbour, Hong Kong and its relations with heavy metals. Estuaries and coasts, 33(3), 600-608.
De Meira, J. R., 2013. Water Quality of the “Água Limpa” stream in the State Park Biribiri, Minas Gerais State,Brazil. Advances in Environmental Biology, 7(11): 3487-3496.
Dehghan, Madiseh, S., Esmaily, F., Marammazi J. and Koochak nejad, Gh., 2012. Benthic invertebrate community in Khur-e-Mussa creeks in northwest of Persian Gulf and the application of the AMBI. Iranian Journal of fisheries Sciences 11(3) 460-474.
EL-Wakeel, S. K. and Riley, J. P., 1966. Determination of organic carbon inthe marine muds. Journal of DuCounseil International Exploration .22. pp 180-183.
Gray, J. S., 1981. The ecology of marine sediments.Cambridge university press.Cambridge.185 Pp.
Guerra-Garcia, J. M. and Garcia-Gomez, J. C., 2005. Oxygen levels versus chemical pollutions: dothey have similar influence on macro faunal assemblages? Acase study in a harbour with twoopposing entrances, Environmental pollution, 281-291.
Harkantra, S. N., Rodreigues, C. L., Parulaekar, A. H, 1982. Macrobenthos of the shelf off northeastern Bay of
Bengal. Indian J. Mar. Sci., 11: 115-.121
Heler, J., 2003.offshore oil platformas and fouling communities in the southernGulf.Marine pollution
Bulletin.44:843-860
Hernandez –Alcantra, P. and Solis –Weoss, V., 1991. Ecological aspects of the polychaete populations associated to the red mangrove Rhizophora mangle at Laguna de Terminos, southeastern part of Gulf of Mexico. Ophelia, Elsinore, 5 (Suppl):451-.264
Holm, N. A. and MachIntyre, A., 1984. Method for the study of Marin benthos. IBP Hand book, No 16. Hutchings, P. A., 1997. The Terebellidae (Polychaeta) of Northern Australia with a key to all the describedspecies of the region. In Proc. 6th Int. Mar. Biol. Workshop. The marine ˉora and fauna of Darwin Harbour,Northern Territory, Australia. (J.R. Hanley, G. Caswell, D. Megirian andH.K. Larson eds) pp. 133±161.
Ingole, B. S., Sautya, S., Sanitha, S., Singh, R., Nanajkar, M., 2010. Macrofaunal community structure in the western Indian continental margin including the oxygen minimum zone Marine Ecology, 31: 10-1111p.
74
Jones, A. and Dawid, A., 1986. Fild uide to the sea shores of kuwait And the Persian Gulf, university of KuwaitDistributed by Blandford press.
Joydas, T. V., Krishnakumar, P. K., Qurban, M., Ali, S. M., Al-Suwailem, A. and Al-Abdulkhader, K., 2011. Status ofmacrobenthic community of Manifa – Tanajib BaySystem of Saudi Arabia based on a once-off samplingevent. Marine Pollution Bulletin, 62: 1249-1260.
Kumar, S., Cheng, X., Klimasauskas, S., Mi., S., Posfai, J., Roberts, R. and Wilson, G. G., 1994. The DNA (cytosine-5) methyltransferases.Nucleic Acids Res. 22, 1–10.
Latha, C., Thanga, V. S. G., 2010. Macroinvertebrate diversity of Veli and Kadinamkulam lakes, South Kerala, India. Journal of environmental biology Academy of Environmental Biology India 31, 543–547.
Mahapatro, D., Mishra, K., Samal1, R. N. and Patanaik, A. K., 2012. Study of Macrobenthos in Relation to Eutrophication at Chilika Lagoon, East Coast of India. Marine Science, 2: 139-148p.
Martin, J. H., Fitzwater, S. E., Gordon, R. M., Hunter, C. N. and Tanner, S. J., 1993. Iron, primary productionand carbon nitrogen flux studies during the JGOFS North Atlantic bloom experiment, Deep Sea Res. Part II,40(1– 2), 115– 134, doi:10.1016/0967‐0645(93)90009‐C.
McLusky, D. S., Bryant, V. I. C. T. O. R. I. A. and Campbell, R. U. T. H., 1986. The effects of temperature and salinity on the toxicity of heavy metals to marine and estuarine invertebrates. Oceanography & Marine Biology: An Annual Review, 24, 481-520.
Mitra, A., Banerjee, K. and Gangopadhyay, A., 2004. Introduction to marine plankton. Daya PublishingHouse. 104 pp.
Mohammadi Roozbahani, M., Nabavi, S. M. B. farshchi, P. and Rasekh, A., 2010. Studies on the benthic macroinvertebrates diversity species as bio- indicators of environmental health in Bahrekan Bay (Northwest of Persian Gulf). African journal of Biotechnology vol.9 (39),pp.
Nassaj, S. M. S., Nabavi, S. M. B., Yavari, V., Savari, A. and Maryamabadi, A., 2010. Species Diversity of Macrobenthic Communities in Salakh Region, Qeshm Island, Iran. World, 2(6), 539-544
O’donell, M. A., 1982. Persian Gulf Spionidae. ‐ TSI 57‐129 “Biostandards identification sheets”. Illustratedkeys to the flora and fauna of the Persian Gulf. Prepared for Persian American Oil Company Dharan, SaudiArabia. 34 S. ‐ Jeddah, Saudi Arabia Tetra Tech, LTD.
Olomukoro, J. O. and Azubuike, C. N., 2009. Heavy metals and macroinvertebrate communities in bottom sediment of Ekpan Creek, Warri, Nigeria. Jordan Journal of Biol. Sciences, 2(1), 1-8.
Prabhu, V., Narayana, A. C. and Katti, R. J., 1993. Macrobenthic fauna in nearshore sediments off Gangolli, west coast of India. Indian journal of marine sciences, 22(3), 168-171.
Saghali, M., Baqraf, R., Hosseini, S. A. and Patimar, R., 2013. Benthic community structure in the Gorgan Bay (Southeast of the Caspian Sea, Iran): Correlation to water physiochemical factors and heavy metal concentration of sediment. International Journal of Aquatic Biology, 1(5), 245-253.
Saunders, J., Al Zahed, Kh. M. and Paterson, D., 2007. The impact of organic pollution on themacrobenthic fauna of Dubai creek (UAE). Marine pollution Bulletin. 54(11):1715-1723. doi:10.1016/J.marpolbul.
Shokat, P., Nabavi, S. M. B., Savari, A. and Kochanian, P., 2010. Ecological quality of Bahrekan coast, by using biotic indices and benthic communities. Transitional Waters Bulletin, 4(1), 25-.43
Sterrer, W., 1986.Marine Fauna and flora of Bermuda, John Wiley & Sons.Inc.PP.232‐.652
Venkatesh Prabhu, H., Narayana, A. C. and Katti, R. J., 1993. Macro benthic fauna in near shore sediments of Gangoli, west coast of India.Ind.J.mar .Sci., vol 22, Pp 168 – .171 Walton, S. G., 1974. “Hand book of marine science.” Vol 1.CRC Press.Cleveland.Pp 117.

72

برای دانلود فایل و مطالب مشابه اینجا کلیک کنید