تعاریف ومفاهیم توانمند سازی[1]

تاریخچه اولین تعریف اصطلاح توانمند سازی به سال 1788 برمی گردد که در آن توانمندسازی را به عنوان تفویض اختیار در نقش سازمانی خود می دانستند که این اختیار بایستی به فرد اعطا یا در نقش سازمانی او دیده شود . این توانمند سازی به معنی اشتیاق فرد برای پذیرش مسئولیت واژه‌ای بود که برای اولین بار به طور رسمی به معنی پاسخگویی تفسیر شد‌. گرو به تعاریف رایج فرهنگ لغت از توانمندسازی اشاره می کند که شامل تفویض قدرت قانونی‌، تفویض اختیار کردن ، مأموریت دادن و قدرت بخشی است.در سال 1990 گاندز توانمندسازی را با واگذاری اتخاذ تصمیم به کارکنان مفهوم سازی کرد، اما زایمرمن[2] به سهل و ممتنع بودن ارائه تعریفی از آن اشاره می کند و معتقد است زمانی ارائه تعریفی از توانمندسازی آسان است که آن را بدون در نظر گرفتن واژه‌هایی مانند “درماندگی  ” بی قدرتی ” و ” بیگانگی ” بخواهیم مورد توجه قرار دهیم و هرگاه آن را با توجه به افراد گوناگون بخواهیم تعریف کنیم بسیار مشکل است .

ادبیات توانمندسازی تاکنون دگرگونیهای زیادی به خود دیده است تا اینکه بالاخره لی توانمند سازی را زمینه ای برای افزایش دیالوگ‌ها ، تفکر انتقادی ، فعالیت درگروههای کوچک می‌داند و اشاره می کند که اجازه دادن به فعالیتهایی جهت حرکت به فراسوی تسهیم‌، تقسیم و پالایش تجربیات ، تفکر‌، دیدن و گفتگوها ، از اجزای اصلی توانمندسازی هستند .

همچنین تعاریف دیگری ازتوانمند سازی توسط پژوهشگران و صاحب نظران داخلی و خارجی در این زمینه ارائه شده است که به تعدادی از انها اشاره می گردد:

 

به نظر راپیلی[3] توانمند سازی یک مفهوم،یک مجموعه از رفتار ها و یک برنامه ی سازمانی است.به عنوان یک مفهوم عبارتست از اعطای اختیار تصمیم گیری به مرئوسان،به عنوان یک مجموعه از رفتارها به معنی سهیم کردن گروه های خودگردان وافراد در تعیین سرنوشت حرفه ای خود،وبه عنوان یک برنامه ی سازمانی،به کل نیروهای کار فرصت بیشتری برای آزادی،بهبود وبه کارگیری مهارتها،دانش و توان بالقوه انان،در جهت خیر و صلاح خود سازمانشان اعطا می کند.

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   مزایای افزایش تعلق خاطر کارکنان بر سازمان ها

کوئین و اسپریتزر[4] در سال 1997توانمندسازی را در دودیدگاه ارائه کرده اند:

الف.دیدگاه مکانیکی[5]: مدیران ومحقین بر این باورند که توانمند سازی،تفویض اختیار در تصمیم گیری در درون مرزهای مشخص و واگذاری مسئولیت به افراد میباشد که ارزیابی کارهای خود بپردازند.

ب.دیدگاه ارگانیکی[6]:مدیران و محققین بر این باورند که توانمندسازی توانایی خطر پذیری،توسعه و ایجاد تغییرات،درک نیاز کارمندان،ساخت تیم جهت تشویق افراد به انجام کارهای مشارکتی و تایید عملکرد افراد میباشد.

ترلاکسن[7]،توانمند سازی را فرایند تغییر عملکرد کارکنان از وضعیت((آنچه که به انها گفته شود انجام دهند))به((آنچه که نیاز است انجام دهند))تعریف میکند.

کانجر وکاننگو[8] معتقدند هرگونه استراتژی یا تکنیک مدیریتی که با افزایش تعیین حق سرنوشت وکفایت نفس کارکنان منجر شود توانمند سازی انها را در پی خواهد داشت.

 

ابوالقاسم فخاریان عضو شورای عالی انجمن حسابداران خبره ایران توانمند سازی را ایجاد مجموعه ظرفیت ها لازم در انان برای قادر ساختن آنها به ایجاد ارزش افزوده در سازمان،توام با کارایی و اثر بخشی میداند.

محمد جواد شیخ  تعریف خود را از توانمند سازی اینگونه ارائه میدهد:توانمند سازی رویکردی مدیریتی است که طی ان به کارکنان اختیاری اساسی اعطا میگردد تا انها خود اتخاذ تصمیم بپردازند.

[1] Empowerment

[2] Zaymrmn

[3] Rapyly

[4] Queen and Asprtyzr

[5] Mechanical

[6] Organik

[7] Terlaksen

[8] Kanjer and kanngo

دسته‌ها: آموزشی