اثر بخشي گروه درماني شناختي- رفتاري بر درمان اختلال اضطراب، افسردگي و ايجاد اميدواري در زنان مبتلا به سرطان سينه

فصلنامهي علمي – پژوهشي زن وجامعه، سال اول، شمارهي چهارم، زمستان 1389 61

اثر بخشي گروه درماني شناختي- رفتاري بر درمان اختلال اضطراب، افسردگي و ايجاد اميدواري در زنان مبتلا به سرطان سينه
محمد پدرام1، مسعود محمدي2، قاسم نظيري3 و ندا آيين پرست*4

چكيده
اين پژوهش با هدف ارزيابي اثربخشي گروه درماني شناختي- رفتاري بـر اضـطراب ، افـسردگي و اميدواري زنان مبتلا به سرطان سينه صورت گرفت. اين پژوهش مطالعه اي شبه آزمايشي بـا طـرحپيش آزمون، پس آزمون با گروه كنترل ميباشد. به اين منظور، 20 بيمار مبتلا بـه سـرطان سـينهمراجعهكننده به بيمارستان شفا اهواز در بهار 1389 به روش نمونهگيري در دسترس انتخاب شدند.
ابزار گرد آوري داده ها پرسشنامههاي اضطراب بك، افسردگي بك و اميدواري ميلر بود كـه پـيش ازآغاز گروه درماني و در پايان دورهي درمان به وسيله ي بيماران دو گروه تكميل شدند. گروه درمانيبه گونهاي معنا دار به كاهش افسردگي، اضطراب و افـزايش اميـدواري بيمـاران گـروه آزمـايش درمقايسه با گروه كنترل منجر شد، اما چنين تغييراتي در گروه كنترل مشاهده نشد. همانگونـه كـهپژوهشهاي پيشين نشان دادند، جلسههاي گروه درماني شناختي- رفتاري تاثيري مثبت بر كاهشاضطراب، افسردگي و افزايش اميدواري دارند و نتايج اين پژوهش ضرورت بكـار گيـري درمـانهـايروانشناختي در كنار درمانهاي متداول دارويي براي بيماران را نشان ميدهند.

واژههاي كليدي : سرطان سينه، گروه درماني، درمـان شـناختي – رفتـاري، اضـطراب، افـسردگي،اميدواري.

1- استاد دانشگاه علوم پزشكي جندي شاپور، رئيس مركز تحقيقات تالاسمي و هموگلوبينوپاتي اهواز .
2- استاديار گروه روانشناسي دانشگاه آزاد اسلامي، واحد علوم و تحقيقات فارس.
3- استاديار گروه روان شناسي دانشگاه آزاد اسلامي، واحد علوم و تحقيقات فارس.
4- كارشناسي ارشد روانشناسي باليني، دانشگاه آزاد اسلامي، واحد علوم و تحقيقات فارس
Naeinparast@yahoo.com :نويسندهي مسئول مقاله -*
اثر بخشي گروه درماني شناختي- رفتاري بر درمان اختلال…
پيشگفتار
انواع سرطان ها طيفي گسترده از بيماريهايي هستند كه هر يك از آنها سبب شناسي، برنامه درماني و پيش آگهي ويژهي خود را دارند. بيشتر افرادي كه به سرطان مبتلا ميشوند، يك دورهي فشار رواني را تجربه ميكنند. در برخي از بيماران، اين فشار رواني خود به خود از بين ميرود و به مشكلات رواني ديرپا منجر نميشود و ميتوان آن را به عنوان يك واكنش سازگاري طبيعي در نظر گرفت، اما برخي از بيماران مشكلات رواني شديدتري را تجربه ميكنند كه باعث كاهش كيفيت زندگي و عملكرد روزانهي آنها ميشود. اين مشكلات رواني كه به لحاظ باليني شديد هستند، معمولاً به عنوان بخشي از يك اختلال انطباقي، اختلال افسردگي اساسي يا يك اختلال اضطرابي بروز مي كنند. همچنين، درمان سرطان با فشارهاي رواني متعددي همراه است كه برخي از آنها كيفيت زندگي را كاهش ميدهند و به اضطراب يا افسردگي منجر ميشوند. براي نمونه، بيماران اغلب عوارض جانبي رواني درمان مانند خشم، اضطراب يا نگراني را شديدتر از عوارض جانبي جسمي مانند ريزش مو و حالت تهوع درجهبندي ميكنند. حتي برخي از بيماران شيمي درماني را به خاطر مشكلات رواني آن ترك ميكنند (وايت ، 1389، ص 128- 127). بحرانهاي ناشي از سرطان سبب نبود تعادل و ناهماهنگي فكر، جسم و روح ميشود، اما بيشترين حالت در اين دوره براي بيمار حس يأس و نا اميدي است (بيجاري و همكاران، 1388). در اين ميان، سرطان سينه شايعترين، كشندهترين و از نظرعاطفي و رواني تاثيرگذارترين سرطان در بين زنان است (اكبري نساجي، 1378). سرطان سينه رشد مهار نشدهي سلولهاي غير طبيعي است كه در آن سلولها بدون هيچ كنترلي رشد كرده و بيش از حد طبيعي تقسيم ميشوند و تودههايي موسوم به تومور را ايجاد ميكنند، اين تودهها اغلب بدون درد بوده و به صورت سفتي در قسمت فوقاني و خارجي سينه شروع ميشوند (كالين ، 2003؛ به نقل از درويشي). در سال 2002 حدود يك ميليون و صد و پنجاه هزار مورد جديد سرطان سينه در جهان گزارش شده است و 5/1 ميليون مورد جديد در سال 2010 پيشبيني شده است (ويلو ، 2007). بر اساس گزارش كشوري ثبت موارد سرطاني در ايران، در طول 4 دههي اخير، افزايش ميزان بروز سرطان سينه، آن را در زمرهي بيشترين بدخيميها در ميان زنان ايراني قرار داده است و زنان ايراني را يك دهه زودتر از همتاهايشان در فصلنامهي علمي – پژوهشي زن وجامعه، سال اول، شمارهي چهارم، زمستان 1389 63
كشورهاي پيشرفته تحت تاثير قرار ميدهد. ميزان بروز اين سرطان در زنان 50 ساله و بالاتر به سرعت در حال افزايش است. از ژانويهي 1998 تا دسامبر 2005 ميزان بروز سرطان سينه در زنان ايراني، 22 در هر 100000 زن بوده كه محدودهي سني 85- 15 سال را در بر ميگرفت و بيشترين شيوع در محدودهي سني 49- 40 سال قرار داشت (اقتدار و همكاران، 1387). ماهيت اين بيماري به گونهاي است كه هويت و شخصيت زنانه مبتلايان را به خطر مياندازد و آنها را با مسايلي همچون اضطراب، افسردگي، نااميدي، احساس انزواي اجتماعي، وحشت از واكنش همسر در صورت تأهل، نگراني دربارهي ازدواج در صورت تجرد، ترس از مرگ و دلهرهي عقيم شدن و …
روبهرو ميسازد (سيسيل ،1383، ص 37).
پيامدهاي رواني سرطان و درمان آن موضوع بسياري از فعاليتهاي پژوهشي بوده است. در اين راستا، رويكرد شناختي رفتاري از جمله رويكردها در روانشناسي است كه توجه پژوهشگران و روانشناسان را در چند دههي اخير به خود جلب كرده است. اين رويكرد ميتواند به بيماران كمك كند تا تأثيرات رواني منفي بيماريشان را به كمترين مقدار برسانند. حمايت تجربي قوي دربارهي كاربرد درمان شناختي- رفتاري براي مشكلات رواني شايع در بيماريهاي جسمي، با ارايهي مراقبت بهداشتي نوين و تاكيد بر درمانهاي داراي حمايت تجربي كاملاً هماهنگ است. تاكنون مدلهاي شناختي- رفتاري و پرتكلهاي درماني آن براي شمار زيادي از اختلالات رواني و بيماريهاي مزمن پزشكي از جمله سرطان تدوين شده است و بسياري از آنها در پژوهشهاي باليني موثر شناخته شده اند (گرير و همكاران، 1992). اين پژوهش يكي از معدود مطالعات تجربي در ايران است كه با هدف ارزيابي اثربخشي گروه درماني شناختي- رفتاري در مورد مشكلات روانشناختي زنان مبتلا به سرطان سينه صورت گرفته است.

ادبيات پژوهش
در پژوهشي كه به وسيلهي ادلمان و بل (1999) انجام گرفت، آنها به بررسي بيماران مبتلا به سرطان سينه ي پيشرونده پرداختند. 124 بيمار به گونهي تصادفي در دو گروه آزمايش (با مداخله به روش گروه درماني شناختي- رفتاري) و كنترل ( بدون درمان) قرار گرفتند. هر دو گروه مراقبتهاي استاندارد وابسته به غده شناسي را دريافت كردند، اما گروه آزمايش، هشت جلسه گروه درماني، شناختي- رفتاري را به صورت هفتگي و به دنبال آن نشست شبانهي خانوادگي، براي بيش اثر بخشي گروه درماني شناختي- رفتاري بر درمان اختلال…
از سه جلسه در ماه دريافت كردند. بيماران پرسشنامههاي وضعيت خلقي و عزت نفس كوپر اسميت را پيش و پس از درمان تكميل نمودند. نتايج نشان داد كه افسردگي و اختلالات خلقي در كل كاهش يافته و همچنين، نتايج بهبود در عزت نفس شركت كنندگان در درمان را نسبت به گروه كنترل نشان دادند. اين نتايج در مراحل پيگيري كه به ترتيب پس از 3 و 6 ماه صورت گرفت، همچنان آشكار بود. بريدگ و همكاران (1988) طي پژوهشي به بررسي تأثير دو مورد از فنون شناختي- رفتاري (آرميدگي و تصوير سازي ذهني) بر بيماران مبتلا به سرطان سينه پرداختند.
154 بيمار به گونهي تصادفي انتخاب و در سه گروه جاي گرفتند. الف) گروه كنترل (بدون درمان)، ب)گروهي كه فقط آرميدگي را آموزش ديدند و ج) گروهي كه هر دو فنون آرميدگي و تصويرسازي ذهني را آموزش ديدند. نتايج نشان داد، گروهي كه تنها تنآرامي را آموزش ديده بودند، آرامش بيشتري نسبت به گروه كنترل داشتند و گروهي كه هر دو فنون آرميدگي و تصوير سازي ذهني را آموزش ديده بودند، نسبت به گروهي كه فقط آرميدگي را آموزش ديده بودند، آرامش بيشتر و اضطراب كمتري داشتند. همچنين، نتايج در زناني كه سنين 55 و بالاتر داشتند، بهبودي بيشتري را نشان دادند. درويشي نيز (1388) در پژوهشي مشابه، به بررسي تأثير دو مورد از فنون شناختي- رفتاري (آرميدگي و تصويرسازي ذهني) بر اضطراب، افسردگي و اميدواري زنان مبتلا به سرطان سينه پرداخت. در اين پژوهش چهل بيمار مبتلا به سرطان سينه به گونهي تصادفي انتخاب و در دو گروه كنترل و آزمايش جاي گرفتند. گروه آزمايش به مدت 4 هفته تحت آموزش آرميدگي و تصويرسازي ذهني قرار گرفتند، ولي گروه آزمايش هيچ گونه درمان روان شناختي دريافت نكرد.
نتايج نشان داد، فنون بكار برده شده به گونهاي معنادار در كاهش اضطراب و افسردگي و افزايش اميدواري بيماران مبتلا به سرطان سينه موثر بوده است.

فرضيههاي پژوهش
1- گروه درماني شناختي- رفتاري بر كاهش اضطراب زنان مبتلا به سرطان سينه تأثير معنادار دارد.
2- گروه درماني شناختي – رفتاري بر كاهش افسردگي زنان مبتلا به سرطان سينه تأثير معنادار دارد.

فصلنامهي علمي – پژوهشي زن وجامعه، سال اول، شمارهي چهارم، زمستان 1389 65
3- گروه درماني شناختي- رفتاري بر افزايش اميدواري زنان مبتلا به سرطان سينه تأثير معنادار دارد.

روش پژوهش
جامعهي آماري اين پژوهش را تمامي زنان مبتلا بـه سـرطان سـينه كـه در سـال 1389 مقـيمشهرستان اهواز بودهاند و به بيمارستان شفا اهواز مراجعه كردهاند، تشكيل داده است.

نمونه و روش نمونهگيري
در اين پژوهش، انتخاب بر اساس نمونهگيري در دسترس صورت گرفته اسـت. بـه ايـن منظـور، ابتدا با مراجعه به بيمارستان شفا اهواز بيماران مبتلا به سرطان سينه كه بستري و يا غيـر بـستريبوده و مورد شيمي درماني قرار داشتند، بررسي شـدند . در مرحلـهي بعـد، ابزارهـاي پـژوهش، بـهوسيلهي پژوهشگر روي اين دسته از افـراد اجـرا شـد و آزمـودني هـايي كـه نمـرههـاي اضـطراب وافسردگي آن ها بين ( 47-17) و اميدواري آنها بين (150-99) قرار داشت ، انتخاب شدند. سـ پس به گونه ي تصادفي در دو گروه آزمايش و كنترل جايگزين شدند. هر فرد با داشتن ملاكهاي زير بهعنوان نمونهي پژوهش وارد درمان شد.
– دريافت نكردن درمانهاي روان شناختي از زمان تشخيص بيماري.
– دارا بودن كمينه سطح تحصيلات ديپلم متوسط و بيشينه كارشناسي.
– توانايي شركت در جلسههاي گروه درماني.

براي انجام اين پژوهش پرسشنامههاي زير بكار گرفته شد
1- پرسشنامه اضطراب بك : اين پرسشنامه شامل 21 پرسش است و هر پرسش چهار پاسخ دارد ( 3- 0) كه حالتي از افزايش شدت است. دامنهي نمرهها نيز از 63 تا 0 ميباشد (كاوياني و همكاران، 1388). اين پرسشنامه بيشتر بر جنبههاي فيزيولوژيكي اضطراب تاكيد دارد. سه مادهي آن مربوط به خلق مضطرب، سه مادهي ديگر مربوط به هراسهاي مشخص و ساير پرسشهاي آن نشانههاي خودكار بيش فعالي و تنش حركتي اضطراب را ميسنجند. بك و كلارك (1988؛ به نقل از كاظمي) همساني دروني اين مقياس را 93/0 و پايايي باز آزمايي آن را 75/0 گزارش كردند.
پايايي اين آزمون در ايران، با روش آلفاي كرونباخ (34 n=) برابر با 78/0 گزارش شده است. اثر بخشي گروه درماني شناختي- رفتاري بر درمان اختلال…
همچنين، در بررسي روايي اين آزمون با كاربرد روش تجربي روايي افتراقي بين دو گروه اضطرابي و بهنجار، T در سطح كمتر 001/0 معادل 3/12 گزارش شده است (كاظمي، 1382).
2-پرسشنامهي افسردگي بك يك پرسشنامهي 21 قسمتي است كه نشانههاي تعريف شـدهي افسردگي از جمله غمگيني، احساس گناه، از دسـت دادن علاقـه، كنـاره گيـري اجتمـاعي و افكـارخودكشي را مورد ارزيابي قرار ميدهد (جوهري فرد، 1384). هر گروه از پرسشها شامل 4 گزينـهاست. همهي پرسشها بر اساس مقياس ليكرت (3-0) نمرهگذاري شـده و نمـرهي كـل فـرد از راه جمع تمامي پرسشها، دامنه اي از 63-0 را شامل خواهد شد. هنجـار يـابي ايـن پرسـشنامه بـراينخستين بار در ايران به وسيله ي جليلي و اخوت (1363؛ به نقل از كاظمي) انجام گرفت. پايايي اين پرسشنامه را از راه ضريب همساني دروني بر حسب آلفاي كرونباخ 84/0 و همبستگي بدست آمـده از روش تصنيف بر اساس پرسشهاي هاي زوج و فـرد، برابـر70/0 گـزارش شـده اسـت (كـاظمي،1382).
3-پرسشنامهي اميدواري ميلر ، آزموني از نوع آزمونهاي تشخيصي است و مشتمل بر چهـل وهشت جنبه از قالبهاي اميدواري و درماندگي ميباشد كه مادههـاي قيـد شـده در آن بـر مبنـايتظاهرات آشكار و پنهان رفتاري در افراد اميدوار يا نا اميد برگزيده شدهاند. در برابر هـر جنبـه كـهنمايندهي يك نشانهي رفتاري است، جمل ههايي بدين ترتيب نوشته شده انـد( بـسيار مخـالف =1، مخالف= 2، بي تفاوت= 3، موافق = 4، بسيار موافق= 5). هر فرد با انتخاب جملهاي كه در رابطه بـااو صدق ميكند، امتيازي را بدست مي آورد. ارزش هاي عددي هر جنبه از 1 تـا 5 تغييـر مـيكنـد،جمع امتياز بدست آمده بيانگر اميدواري يا نااميدي است . در آزمون ميلر، دامنه ي امتيازهاي بدست آمده از 40 تا 200 (بيشترين اميدواري) ميباشد. پرسشنامهي ميلر پـي در پـي مـورد آزمـايش وبررسي قرار گرفته است (درويشي، 1388). درويشي(1388) طي پژوهشي كه در مورد زنـان مبـتلابه سرطان سينه انجام داد، ضريب پايايي اين پرسـشنامه را بـا اسـتفاده از روش آلفـاي كرونبـاخ وتصنيف به ترتيب برابر با 89/0 و 90/0 و اعتبار آن را 79/0r= ارزيابي نمود.

روش گرد آوري دادهها
در اين پژوهش پس از بررسي بيماران زن مبتلا به سرطان سينه، تمامي آزمـودنيهـا ابزارهـايپژوهش را تكميل كردند. سپس 20 نفر از آنها به گونهاي تصادفي انتخاب و در دو گروه كنتـرل وآزمايش جاي گرفتند. سپس گروه آزمايش به مدت 12 جلسه، هر هفتـه 2 جلـسه و هـر جلـسه 2 فصلنامهي علمي – پژوهشي زن وجامعه، سال اول، شمارهي چهارم، زمستان 1389 67ساعت تحت درمان با فنون گروه درماني شناختي- رفتاري قرار گرفتند، ولي براي گروه كنترل هيچگونه درماني اعمال نگرديد. سپس هر دو گروه در پس آزمون شركت كردند و نتايج بدست آمـده ازآن با كاربرد روش تحليل كوواريانس (ANCOVA) مورد تجزيه و تحليل قرار گرفت.

روش درمان
برنامهي مطرح شده در اين پژوهش با هدف شناسايي، به چالش كشاندن و تغيير شناختهـايمنفي اعضاي گروه طراحي شد . به اين دليل كه اعضاي گروه به خاطر داشتن تجربه ي يك بيمـاريمزمن پزشكي( سرطان سينه )، اختلالات هيجاني يكساني (اضطراب، افسردگي و نااميدي) را تجربهميكردند. هر جلسه به شكلي طراحي شد كه افراد افزون بر آموزش يكي از فنون شناختي، يك فنرفتاري (آرميدگي همراه با موسيقي براي 6 جلسه ي نخست و تصوير سازي ذهنـي بـراي جلـسهي هفتم تا دوازدهم) را آموزش ديده و تمرين ميكردند. در نخستين مرحله، يك شبيه سه سـامانهاي از انسان با تأكيد بر ارتباط متقابل فرايندهاي شناختي، رفتاري، فيزيولوژيك و هيجاني معرفي شـد.
سپس افراد با توالي ABC ،يعني حادثه ي برانگيزاننده ي بـاور يـا فكـر و پيامـد هيجـاني آن آشـنا ميشدند. به افراد كمك ميشد تا باورهاي سطحي خود را طي هفتهي بـين جلـسههـا بـشناسند و آنها را در يك ساختار سه ستوني كه هر ستون براي يك جزءABC است، ثبت كننـد. جلـسهي دوم شامل بحث نظري دربارهي نقش شناخت در دو هيجان منفي، يعني افسردگي و اضطراب بود.
پس از آنكه افـراد چنـدين مـورد ازABC هـاي خـود را ثبـت كردنـد، آمـوزش بـراي شـناخت طرحوارههاي منفي يا باورهاي اصلي با استفاده از روش پيكان عمودي شروع شد. سپس بمنظـوردستيابي به درك كلي از شكل و نحوهي ارتباط بين باورهاي نادرست، به افراد روشهايي از جمله:
قرار دادن باورها در يك ط بقه، تشكيل فهرست اصـلي از باورهـا و طراحـي يـك نقـشهي شـناختيآموزش داده شد. زماني كه باورها ساماندهي شدند ، افراد روشهايي را براي برخورد با باورها شـامل:
مقايسهي باورها با واقعيتهاي عيني، ارزيابي سودمندي هر باور و آزمـودن تجربـي بـاور آموختنـد.
دستيابي افراد به اينكه باورهايشان نادرست است، هدف اين بخش از برنامه بود. پس از اين مرحله،روشهاي گوناگون تغيير باورها به افراد آموزش داده شد كه شامل معكوس كردن يـا منـع متقابـلاوليه از قبيل ايجاد باور مخـالف، رويكـرد خـود كنترلـي بـه صـورت عامـل( تنبيـه خـود – خـود اثر بخشي گروه درماني شناختي- رفتاري بر درمان اختلال…پاداشدهي) و بازداري قشري اختياري بود. در آخر ، برنامـه بـا بحثـي پيرامـون روش هـاي تـداومدستاوردهايي كه طي درمان حاصل شده است، به پايان رسيد.

يافتههاي پژوهش
فرضيهي نخست: گروه درماني شناختي – رفتاري بر كاهش اضطراب زنان مبـتلا بـه سـرطانسينه تأثير معنادار دارد.

جدول 1 – ميانگين و انحراف معيار نمرهي اضطراب گروههاي آزمايش و كنترل در مراحل پيش آزمون و پس آزمون
گروه آزمايش گروه كنترل
پيش آزمون پس آزمون پيش آزمون پس آزمون متغيرها ميانگين ميانگين ميانگين ميانگين
(انحراف معيار) (انحراف معيار) (انحراف معيار) (انحراف معيار) نمرهي 80/37 80/25 20/39 40/38 اضطراب (68/4) (46/4) (41/5) (92/4)
همانگونه كه در جدول 1مشاهده م يشود، در مرحلهي پيش آزمون م يـانگين و انحـراف معيـ ار اضطراب هر يك از گروهها ي آزمايش 80/37 و 68/4 و كنترل 20/39 و 41/5 بوده، هـم چنـين، در مرحلهي پس آزمون ميانگين و انحراف معيار هر يك از گروههاي آزما يش 80/25 و 46/4 و كنترل40/38 و 92/4 ميباشد.

جدول 2 – تحليل كوواريانس روي ميانگينهاي نمرههاي پيش آزمون و پس آزمون گروههاي آزمايش و كنترل در متغير اضطراب
متغير منبع درجهي شاخص f سطح مجذورات تغييرات آزادي معنيداري
اضطراب پيش آزمون 1 86/25 001/0 06/0
گروه 1 82/70 001/0 80/0 خطا 17

فصلنامهي علمي – پژوهشي زن وجامعه، سال اول، شمارهي چهارم، زمستان 1389 69
نتايج مندرج در جدول 2 نشان ميدهد كه مقدارf در نمرهي پيش آزمون اضـطراب [(001/0< p، 86/25 = (17 و 1) f] و در گــروه [(001/0< p، 82/70 = (17 و 1) f] معنــادار شــده اســت . بنابراين، فرضيهي نخست پژوهش مورد تأييد قرار ميگيرد. فرضيهي دوم: گروه درماني شناختي- رفتاري بر كاهش افسردگي زنان مبتلا به سرطان سينه تأثير معنادار دارد. جدول 3 - ميانگين، انحراف معيار نمره افسردگي گروه ها ي آزمايش و كنترل در مراحل پيش آزمون گروه آزمايش گروه كنترل پيش آزمون پس آزمون پيش آزمون پس آزمون متغيرها ميانگين ميانگين ميانگين ميانگين (انحراف معيار) (انحراف معيار) (انحراف معيار) (انحراف معيار) نمرهي 27 90/17 40/27 40/27 افسردگي (05/6) (63/4) (73/5) (39/6) همانگونه كه در جدول 3 مشاهده ميشود، در ي ش آزمون ميانگين و انحـراف مع يـ ار افسردگي هر يك از گروههاي آزما يش 27 و 05/6 و كنتـرل 40/27 و 73/5 بـوده، هـم چنـين، درمرحلهي پس آزمون ميانگين و انحراف معيار هر يك از گروههاي آزمـايش90/17، 63/4 و كنتـرل40/27، 39/6 ميباشد. جدول 4 - تحليل كوواريانس بر روي ميانگين هاي نمرات پيش آزمون و پس آزمون گروههاي آزمايش و كنترل در متغير افسردگي متغير منبع درجهي شاخص f سطح مجذورات تغييرات آزادي معنيداري افسردگي پيش آزمون 1 29/39 001/0 69/0 گروه 1 23/42 001/0 71/0 خطا 17 نتايج مندرج در جدول 4 نشان ميدهد كه مقدار f در نمرهي پيش آزمون افسردگي [ (001/0< p، 29/39 = (17 و 1) f] و در گروه [(001/0< p، 23/42 = (17 و 1) f] معنادار شده است. بنابراين، فرضيهي دوم پژوهش مورد تأييد قرار ميگيرد. اثر بخشي گروه درماني شناختي- رفتاري بر درمان اختلال... فرضيهي سوم: گروه درماني شناختي- رفتاري بر افزايش اميدواري زنان مبتلا به سرطان سينه تأثير معنادار دارد. جدول 5 - ميانگين، انحراف معيار نمره ي اميدوار ي گروهها ي آزمايش و كنترل در مراحل پيش آزمون گروه آزمايش گروه كنترل پيش آزمون پس آزمون پيش آزمون پس آزمون متغيرها ميانگين ميانگين ميانگين ميانگين (انحراف معيار) (انحراف معيار) (انحراف معيار) (انحراف معيار) نمرهي 90/123 90/156 20/121 70/123 اميدواري (16/13) (50/13) (72/13) (82/12) همانگونه كه در جدول 5 مشاهده ميشود، در مرحلهي پيش آزمون ميانگين و انحراف معياراميدواري هر يك از گروههاي آزمايش 90/123 و 16/13 و كنترل20/121 و 72/13 بوده است. همچنين، در مرحلهي پس آزمون ميانگين و انحراف معيار هر يك از گروههاي آزمايش90/156 و50/13 و كنترل 70/123و 82/12 ميباشد. جدول 6 - تحليل كوواريانس روي ميانگينهاي نمرههاي پيش آزمون و پس آزمون گروههاي آزمايش و كنترل در متغير اميدواري متغير منبع درجهي شاخص f سطح مجذورات تغييرات آزادي معنيداري اميدواري پيش آزمون 1 28/40 001/0 70/0 گروه 1 13/87 001/0 83/0 خطا 17 نتايج مندرج در جدول 6 نشان ميدهد كه مقدار f در نمرهي پيش آزمون اميدواري [(001/0< p، 28/40 = (17 و 1) f] و در گروه [(001/0< p، 13/87 = (17 و 1) f] معنادار شده است. بنابراين، فرضيهي نخست پژوهش مورد تأييد قرار ميگيرد. فصلنامهي علمي – پژوهشي زن وجامعه، سال اول، شمارهي چهارم، زمستان 1389 71 بحث و نتيجهگيري يافتههاي بدست آمده نشان داد كه روش گروه درماني شناختي – رفتاري در كاهش علايم اضطراب، افسردگي و افزايش نشانههاي اميدواري زنان مبتلا به سرطان تأثير معنادار داشته است؛ لذا، فرضيههاي زير تاييد ميشود: فرضيهي نخست: گروه درماني شناختي - رفتاري بر كاهش اضطراب زنان مبتلا به سرطان سينه تأثير معنادار دارد فرضيهي دوم: گروه درماني شناختي - رفتاري بر كاهش افسردگي زنان مبتلا به سرطان سينه تأثير معنادار دارد. فرضيهي سوم: گروه درماني شناختي- رفتاري بر افزايش اميدواري زنان مبتلا به سرطان سينه تأثير معنادار دارد. نتايج بدست آمده از سه فرضيهي بالا در زمينهي اضطراب، افسردگي و اميدواري به ترتيب (82/70f= 87/13، f= 4/23 ،f= ) در سطح 001/0 حاكي از تفاوت معنادار بين دو گروه آزمايش و كنترل در پيش آزمون و پس آزمون بوده است، به بيان ديگر، ميزان نمرههاي اضطراب و افسردگي در آزمودنيهايي كه تحت گروه درماني شناختي- رفتاري قرار گرفتند، نسبت به آزمودنيهايي كه اين شيوهي درماني را دريافت نكردهاند، كاهش و ميزان اميدواري افزايش يافته است. اين امر حاكي از اثر بخشي گروه درماني شناختي- رفتاري در كاهش نشانههاي اضطراب و افسردگي و افزايش نشانههاي اميدواري زنان مبتلا به سرطان سينه است. نتايج بدست آمده در هر فرضيه را نميتوان حاصل يك مولفهي ويژه دانست زيرا اين امر جز به دليل بافت به هم پيوسته و چند مولفهاي اين برنامهي درماني امكانپذير نميباشد. در تبيين نتايج بدست آمده ميتوان به دلايل گوناگوني اشاره كرد: يك دليل كلي، به آثار مفيد گروه درماني در مقايسه با درمان انفرادي بر ميگردد. گروه درماني به افراد كمك ميكند تا مهارتهاي اجتماعي مؤثري را بياموزند، سپس آموزههايشان را روي ديگر اعضاي گروه امتحان كنند (ريچارد، 1386، ص 46). آنان از مشاهدهي مشكلات ديگران كه مشابه يا شايد شديدتر از مشكلات خودشان است، احساس راحتي و دلگرمي مي كنند (اتكينسون، 1384، ص 201). يالوم (1988) در رابطه با تاثير روان درماني گروهي در بيماران سرطاني گزارش كرد كه بيماران سرطاني چون احساسات خود را نسبت به بيماري سركوب ميكنند، روز به روز نسبت به موجوديت خود غريبهتر ميشوند و كمتر اجازه ميدهند تا تجربيات تازه در ذهنشان رسوخ كند. در اثر بخشي گروه درماني شناختي- رفتاري بر درمان اختلال... نتيجهي آن، افكار بدبينانه، وضع ملالانگيز خسته بودن از زندگي، نا اميدي، احساس تنهايي و ترس از مرگ را براي خود بوجود ميآورند. شركت آنها در جلسههاي رواندرماني گروهي، تجسم مرگ خود و پرداختن به احساسات خود نسبت به مرگ در گروه باعث ميشود كه انسان به زندگي با انديشههايي نوين و ديد ديگري بنگرد. نتايج بدست آمده از مؤلفههاي گروه درماني بر كاهش متغيرهاي اضطراب و افسردگي با تاترو و مونتگومري (2005)، ايوانس و كونيس (1995)، ادلمان و بل(1999) و در زمينهي افزايش اميدواري با گادوين (2001) همسو ميباشد. علت ديگر كسب اين نتايج به كاربرد روشهاي شناختي- رفتاري همچون آرميدگي و تصويرسازي ذهني باز ميگردد كه در اين پژوهش از آن استفاده شده بود و اثر بخشي آن در مورد اختلالات هيجاني نظير اضطراب، افسردگي و افزايش اميدواري در پژوهشهاي پيشين به اثبات رسيده است ( هوساكا ،2000؛ به نقل از درويشي، 1388؛ رودهاور ،1999؛ اين يونگ و چانگ ،2006؛ پاريش و راسيد ، 2006؛ بريدگ و همكاران،1988؛ راسمن ،2008؛ كمالي، 1386؛ عباس پور،1386؛ رسولي، 1385؛ درويشي، 1388). عامل ديگر را ميتوان آموزش روش پيكان عمودي، فنون به چالشگيري و روشهاي تغيير باورها دانست كه به گونهاي مؤثر در كاهش اضطراب و افسردگي كاربرد دارند ( فري، 1384) زيرا رويكرد شناختي اذعان ميدارد كه حالتهاي تنش زا همچون اضطراب و افسردگي اغلب به وسيلهي تفكر سويمندانه و افراطي، تداوم و از راه تحريف در پردازش دادهها، شدت مييابد. اين رويكرد بر اين باور است كه افراد به گونهي انتخابي به دادههاي همخوان با باورهاي قبلي توجه ميكنند. چنين فرايندي دربارهي يادآوري نيز درست است زيرا افراد به گونهي انتخابي چيزهايي را به ياد ميآورند كه با اطلاعات قبلي آنها هماهنگ است (ليهي، 1388). در انتها اشاره ميشود كه گرچه بر پايهي يافتههاي پژوهشي، رويكرد حاضر از اثر بخشي برخوردار است، اما بكارگيري شيوهي درماني حاضر در قالب طرحهاي تك آزمودني و آزمايشي با فصلنامهي علمي – پژوهشي زن وجامعه، سال اول، شمارهي چهارم، زمستان 1389 73 نمونههاي بزرگتر ضروري است. افزون بر اين، نتايج اين پژوهش را بايستي با احتياط تفسير نمود. هر چند در جهت كنترل شرايط تا حد مقدور اقدامهاي لازم صورت گرفته است، اما در مورد آزمودنيهاي انساني و درمانهاي روان شناختي، كنترل همواره امري دشوار بوده است. نبود مرحلهي پيگيري به دليل محدوديت زماني نيز محدوديت ديگر اين پژوهش است. همچنين، پيشنهاد ميشودكه روش درماني حاضر در مورد مبتلايان به سرطان سينه از نوع متاستاتيك و انواع ديگر سرطانها نيز انجام گيرد. بكارگيري رويكردهاي ديگر روان درماني به صورت گروهي در مورد مبتلايان به سرطان ميتواند به غناي ادبيات پژوهشي در اين زمينه بيفزايد. منابع 1- اتكينسون، ريتال. 1384. زمينه روان شناسي هيلگارد، ترجمه رفيعي، حسن. تهران: نشر ارجمند، چاپ ششم، جلد دوم. 2- اكبري نساجي، ن. 1378. بررسي باورهاي بهداشتي پرستاران نسبت به خود آزمايي پستان در مراكز درماني شهر تبريز،پايان نامه كارشناسي ارشد، دانشگاه علوم پزشكي تبريز . 3- اقتدار، سامره. مقدسيان، سيما. ابراهيمي، حسين. مهدي پورزارع، نسرين. موسوي، سيد محسن. جاسمي، مدينه. 1387. كيفيت زندگي و ابعاد آن در زنان مبتلا به سرطان پستان مراجعه كننده به مركز تحقيقات هماتولوژي و آنكولوژي دانشگاه علوم پزشك ي تبريز. مجله پرستاري و ماما يي تبريز، 18،12- 11. 4- بيجاري، هانيه. قنبري هاشم آبادي، بهرام علي. آقامحمديان شعرباف، حميدرضا. و همايي شانديز، فاطمه. 1388. بررسي گروه درماني مبتني بر رويكرد اميد درماني بر افزايش اميد به زندگي زنان مبتلا به سرطان سينه، مجله مطالعات تربيتي و روانشناسي دانشگاه فردوسي مشهد، دوره دهم ، شماره 1، ص 184-171. 5- جوهري فرد، رضا. 1384. بررسي اثر درمان شناختي- رفتاري گروهي در بيماران مبتلا به اختلال اضطراب فراگير، پايان نامه كارشناسي ارشد، دانشكده علوم تربيتي و روانشناسي دانشگاه شيراز. 6 - درويشي، حشمتا.... 1388. بررسي كاربرد تصوير سازي ذهني و ريلكسيشن بركاهش اضطراب، افسردگي بيمارستان و افزايش اميد به زندگي در زنان مبتلا به سرطان سينه بيمارستان گلستان اهواز، پايان نامه كارشناسي ارشد، دانشگاه آزاد اسلامي واحد اهواز. 7- رسولي، كامران. 1385. بررسي تاثير موسيقي همراه تن آرامي بر ميزان اضطراب قبل از شيمي درماني بيماران زن مبتلا به سرطان سينه، پايان نامه كارشناسي ارشد، دانشگاه الزهرا. 8- ريچارد اس، شارف. 1386. نظريه هاي روان درماني و مشاوره، ترجمه فيروزبخت، مهرداد. تهران: خدمات فرهنگي رسا، چاپ ششم. 9- سيسيل، راسل. 1383. بيماري هاي خون و سرطان، ترجمه ارجمند، حميد. تهران: نسل فردا، چاپ سوم. 10- عباس پور، رضا. 1386. تاثير تصوير سازي ذهني در آرام سازي بيماران زن مبتلا به سرطان سينه بيمارستان امام خميني تهران، پايان نامه كارشناسي ارشد، دانشگاه خاتم. اثر بخشي گروه درماني شناختي- رفتاري بر درمان اختلال... 11- فري، مايكل. 1384. راهنماي عملي شناخت درماني گروهي، ترجمه محمدي، مسعود. فرنام، رابرت. تهران: رشد، چاپ اول. 12- كاظمي، ح. 1382. مقايسه تحريفهاي شناختي در بيماران مضطرب و افسرده، پايان نامه كارشناسي ارشد، دانشگاه شيراز. 13- كمالي، علي. 1386. بررسي ميزان اضطراب در زنان مبتلا به سرطان سينه، مجله تحقيقات پزشكي، شماره 12، 48- 40. 14- كاوياني، حسين. صيفوريان، ونداد. شريفي، حسين. ابراهيم خاني، نرگس. 1388. پايايي و روايي مقياس بيمارستاني اضطراب و افسردگيAHDS: بيماران افسرده و اضطرابي ايران. مجله دانشكده پزشكي، دانشگاه علوم پزشكي تهران، دوره 67، شماره 5، 385- 379. 15- ليهي، رابرت. 1388. تكنيك هاي شناختي درماني ( راهنماي كاربردي براي متخصصان باليني)، ترجمه حميد پور، حسن. اندوز، زهرا. تهران: ارجمند، چاپ اول. 16- وايت، كريك. ا. 1389. درمان شناختي _ رفتاري براي بيماري هاي مزمن پزشكي: راهنماي عملي براي ارزيابي و درمان، ترجمه مولوي، رضا. فتاحي، كتايون. تهران: انتشارات ارجمند، چاپ اول. 17-Bridge, L. R., Benson, P., Pietroni, P. C., and Priest, R. G. 1988. Relaxation And Imagery In The Treatment Of Breast Cancer, Journal Of Psychology, 15(2),56-63. 18- Edelman, S., Bell, D, R., kidman, A. D. 1999. Group CBT Versus Supportive Therapy With Patients Who Have Primary Breast Cancer, Journal of Cognitive Psychotherapy, 13 (3), 189-202. 19- Eun- young, B., and Chang, I. 2006. The effect of visual feedback plus entail practice on three patients with breast cancer ( women), Clinical Rehabilitation, 20(5), 388- 379. 20-Evans, R. L., and Connis, R. T. 1995. Effect of cognitive - behavioral group therapy - treatment of anxiety and depression in patients with breast cancer, in PubMed Central will retrieve Public Health Rep, 110(3), 306–311. 21- Goodwin, J. 2001. The effect of group psychosocial support on survival in metastatic Breast Cancer, New England journal of medicine , 345(24), 33-38. 22-Greer, S., Moorey, S., Baruch, J. D. R, Watson, M., Robertson, B. M., Manson, A, Rowden, L., Law, M. G., and Bliss, J. M. 1992. Adjuvant psychological therapy for patients with cancer: A prospective randomised trial, British Medical Journal, 304, 675-680. 23-Parish, T. S. and Rasid, Z. M. 2006. The effect of tow types of relaxation training on breast cancer, Journal of Holistic Nursing practice, vol 50,13-20. 24-Rodehaver, C.B., 2007. There Influence Of Guided Imagery On Chemo Therapy Related Nausea And Vomiting, Journal Of Oncology Nursing Forum, Vo, 42(10), 170.

برای دانلود فایل و مطالب مشابه اینجا کلیک کنید